پروژه بعدی دروغ چیست؟
 
پایانی بر یک دروغ سال با عنوان 3000بورسیه غیرقانونی!!
 
کمیسیون اصل ۹۰ با ارسال نامه ای به وزارت علوم:اکثر قریب به اتفاق این بورسیه ها روال قانونی خود را طی کرده اند و این وزارتخانه موظف است نسبت به ادامه دانشجویان اقدام کند.
 
 
سرانجام پس از نزدیک به یک سال غوغاسالاری رسانه های دولتی و برخی مقامات ارشد دولت یازدهم درباره بورسیه های تحصیلی دولت قبل و ادعای غیر قانونی بودن آنها، رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی با ارسال نامه ای به وزارت علوم اعلام کرد اکثر قریب به اتفاق این بورسیه ها روال قانونی خود را طی کرده اند و این وزارتخانه موظف است نسبت به ادامه دانشجویان اقدام کند.
از همان روزهای نخست آغاز به کار دولت یازدهم زمانی که مشخص شد بسیاری از وعده های انتخاباتی مطرح شده اجرایی نیست، رسانه های زنجیره ای با طرح دروغ بزرگی به نام ۳۰۰۰ بورسیه غیر قانونی! مدعی شدند دولت جدید در برابر این مساله ایستادگی کرده و مانع ادامه دانشجویان خواهد شد.

همزمان رییس جمهور، وزیر علوم و تعدادی دیگر از مقاماتی دولتی نیز با طرح این مساله افکار عمومی را به سمت و سوی خاصی بردند و جالب آنکه در بسیاری از زمانهایی که دولت در مذاکرات به بن بست می رسید یا در اجرای وعده های انتخاباتی خود ناکام می ماند، به یکباره این مساله مطرح می شد تا افکار عمومی از مسایل اصلی کشور منحرف شود و دولت در میان مردم «قهرمان» مبارزه با فساد قلمداد شود.

اما سرانجام پس از مدتها کش و قوس در این باره و بیان اظهارات موافقان و مخالفان این موضوع در رسانه های مختلف، رییس کمیسیون اصل ۹۰ با انتشار نامه ای خطاب به وزیر علوم اعلام کرد بر اساس بررسی های این کمیسیون، اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان بورسیه به طور کاملا قانونی مشغول به تحصیل شده اند و وزارت علوم موظف به ادامه تحصیل آنهاست.

این در حالی است که پیش از این نیز در گزارشی که وزارت علوم قبل از آمدن محمد فرهادی منتشر کرده بوده به صراحت تاکید شده بود که از میان چند هزار دانشجوی بورسیه دولت قبل، تنها ۳۶ نفر از آنها به علت اعلام اطلاعات نادرست به مسئولان وقت، بورسیه شان غیر قانونی است و باید ابطال شود.

با این حال در همان گزارش آمده بود که بیش از ۸۰۰ نفر از دانشجویان دیگر به علت مشکلاتی مانند کسری معدل، کبر سن و... بورسیه شان لغو شده است، اما کمیسیون اصل ۹۰ مجلس اعلام کرده است که تمامی این موراد منطبق با قانون بوده است و وزارت علوم با بررسی جناجی و ناعادلانه، این پرونده ها را منطبق با قانون بررسی نکرده و با ارائه ناقص قانون به افکار عمومی، مدعی غیر قانونی بودن این بورسیه ها شده است، زیرا بر اساس نص صریح قانون بورس، هیچ کدام از این موراد غیر قانونی محسوب نمی شوند.

به عنوان مثال اگر دانشجویی معدل دوره کارشناسی اش ۱۲ ولی معدل دوره کارشناسی ارشد اش ۲۰ باشد بر اساس قانون می تواند از بورسیه تحصیلی استفاده کند، زیرا اگر معدل دوره کارشناسی ضرب در عدد ۳ و معدل کارشناسی ارشد ضرب در عدد ۲ و مجموع این دو عدد بالای ۷۵ باشد، مشکل معدل ملغی بوده و بورسیه تحصیلی کاملا قانونی است.

این در حالی است که مسئولان فعلی وزارت علوم با علم به این قانون، این مساله را به افکار عمومی اعلام نکرده و مثلا دانشجویی که معدل کارشناسی وی مثلا زیر ۱۴ بوده را بورسیه غیر قانونی اعلام کرده اند در حالی که بر اساس این قانون، اگر همان دانشجو معدل دوره کارشناسی ارشدش به مقداری بالا باشد که طبق فرمول یاد شده، بالای ۷۵ باشد بورسیه اش قانونی است.

با این اوصاف پیش بینی می شود در شرایطی که سناریوی نخ نمای «فسادیابی دولت یازدهم» دیگر با مانور روی دروغ بزرگ ۳۰۰۰ بورسیه غیر قانونی جواب نمی دهد، جدید ترین بازی روانی برای منحرف کردن افکار عمومی تحت عنوان یک فساد یابی جدید به زودی رونمایی خواهد شد! اما سوال جدی این جاست که آیا روزی می شود که بشود به راحتی درباره برخی پرونده های مالی جنجالی مانند «کرسنت» نیز در رسانه ها مطالب مختلفی منتشر شود یا فقط قرار است هر چند وقت یک بار برخی موضوعات مانند بورسیه ها و ... به عنوان مصداق فساد یابی دولت یازدهم مطرح شود؟
منبع:رجا


:: موضوعات مرتبط: اخبار علمی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی
ن : داود داودی
ت : پنجشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۴
اصرار آمریکا بر رابطه با ایران و اهداف پشت پرده آن
 
 
 
برای امریکا مهم است که ایران اسلامی که از روز اوّل به دلایل روشنی در مقابل امریکا ایستاد و تسلیم امریکا نشد و گفت که با امریکا مذاکره نمی کنم، حالا بگوید که بسیار خوب، چَشم، ما هم مذاکره می کنیم! می گویند بفرما، ابرقدرتی کامل شد! این منطقه‌ای هم که زیر بار نمیرفت، زیر بار آمد؛ این‌جا هم عتبه را بوسیدند! بنابراین، صِرف مذاکره برایشان خیلی مهّم است.
 
به گزارش جهان، مهدی شبان مسک در وبلاگ "حضوری برای ظهور" نوشت: 

بحث رابطه با آمریکا بحث تازه و جدیدی نیست بلکه از همان ابتدای انقلاب در داخل و خارج از کشور، طرفدارانی داشته است و عده ای همواره بر طبل رابطه کوبیده اند؛ البته در برخی از برهه های زمانی، طرفداران رابطه با آمریکا در داخل و خارج از کشور که بستر را برای طرح این مباحث، بیشتر فراهم می دانسته اند؛ جنجالی تازه می آفریدند که بحمدلله هر بار مورد بی توجهی و عدم رغبت توده مردم قرار گرفته و با سیلی محکم ملت عزیز ایران مواجه می شدند. 
 
دستگاه تبلیغاتی دشمن با طرح این مباحث، مقاصد بسیار خطرناکی را دنبال می‌کند؛ ملت عزیز ما باید اهداف دشمن و کاری را که او انجام می‌دهد بشناسند تا مانع رسیدن آنها به اهداف شوم خود شوند. 
 
مقام معظم رهبری به تناسب در برهه های زمانی مختلف به بیان برخی از اهداف دشمنان از طرح این مباحث و پشت پرده اصرار بر رابطه، پرداخته اند. ما در این نوشتار قصد داریم به برخی از اهداف پشت پرده دشمنان؛ با تکیه بر کلام گوهر بار امام خامنه ای بپردازیم. 
 
اهداف پشت پرده آمریکا 
 
1- ایجاد اختلاف در بین مردم ایران 

 
اینها می خواهند آن چیزی را که تا امروز وسیله وحدت ملت ایران بوده است، به وسیله اختلاف ملت ایران تبدیل کنند. تا به حال آحاد ملت ایران به خاطر این‌که می دانستند دولت امریکا دشمن آنهاست، در مقابل دشمنی امریکا، اگر یک وقت اختلافات جزئی هم داشتند، کنار می گذاشتند و متّحد می شدند. مقابله با امریکا، یکی از وسایل وحدت این ملت بوده است. اینها می خواهند با این جنجال ها، همین وسیله وحدت را، به وسیله اختلاف تبدیل کنند. این علیه آن، آن علیه این. این بگوید مذاکره، آن بگوید مذاکره چه فایده‌ای دارد؛ آن یکی بگوید چه ضرری دارد؟ یک عدّه از این طرف بحث کنند، یک عدّه از آن طرف بحث کنند! واینها هم این وحدت عظیم ملی را که ملت ایران در مقابله با حضور دشمن دارد، به اختلاف ملت ایران تبدیل کنند.[1] 
 
2- قبح زدایی بحث رابطه با آمریکا 

 
می خواهند با تکرار این قضیه -مذاکره و رابطه با امریکا- قضیه‌ای را که در چشم ملت ایران، به دلایلی منطقی، یکی از زشت‌ترین چیزهاست، قبحش را از بین ببرند. 
 
یک روز بود که دولت های عرب، صحبت کردن با اسرائیل، رابطه با اسرائیل و حتّی آوردن اسم اسرائیل را یکی از کارهای بسیار زشت می دانستند. اینها با مطرح کردن و پیش کشیدن این قضیه، آنها را یکی یکی از صفوف ملت عرب خارج کردند و بار را به گردن او انداختند. بتدریج کاری کردند که قبح این قضیه ریخت؛ حتّی دولت هایی که در مرزهای اسرائیل نیستند و هیچ خطر و ضرری هم از اسرائیل نمی بینند، در خانه خودشان نشسته‌اند و صحبت از مذاکره با اسرائیل میکنند! واقعاً چه لزومی دارد؟ اما می کنند؛ چون قبحش ریخته است.[2] 
 
3- حفظ هیبت ابرقدرتی آمریکا 

 
عمده قدرت ابرقدرت ها، متّکی به هیبتشان است؛ هیبت آنهاست که می تواند کار کند. اینها همه‌جا که وارد میدان نمی شوند، تیر و تفنگ که به کار نمی برند؛ تشر و هیبتشان است که رؤسای دولت ها و رؤسای احزاب سیاسی دنیا را وادار می کند که دست و پایشان در مقابل اینها بلرزد و کوتاه بیایند. 
  
برای امریکا مهم است که ایران اسلامی که از روز اوّل به دلایل روشنی در مقابل امریکا ایستاد و تسلیم امریکا نشد و گفت که با امریکا مذاکره نمی کنم، حالا بگوید که بسیار خوب، چَشم، ما هم مذاکره می کنیم! می گویند بفرما، ابرقدرتی کامل شد! این منطقه‌ای هم که زیر بار نمیرفت، زیر بار آمد؛ این‌جا هم عتبه را بوسیدند! بنابراین، صِرف مذاکره برایشان خیلی مهّم است.[3] 
 
4- حفظ دوستان و دولت های تابع 

 
بسیاری از کشورها هستند که دولت هایشان از دوستان دولت امریکا محسوب می شوند؛ یعنی تحت نفوذ و تسلیم دولت امریکا قرار دارند، مواضع سیاسیشان تابع دولت امریکاست و کلاًّ تابع امریکا هستند؛ با فلان‌جا قطع رابطه کنید، فلان‌جا را معامله کنید، فلان‌جا را معامله نکنید، نفت را این‌گونه کنید، مس را آن‌طور کنید. این دولت هایی که تسلیم امریکا هستند، بتدریج این فکر برایشان به وجود می‌آید که دولتی به نام جمهوری اسلامی ایران هست که به امریکا هیچ اعتنایی نمی کند؛ امریکا هم نسبت به آن دولت نمی تواند هیچ آسیب جدّی بزند. پس، علّت این‌که ما از امریکا این‌قدر می ترسیم، چیست؟ 
  
برای امریکا خیلی خطرناک است که این فکر در دوستان و در تبعه دولت های تابع و پیرو او رسوخ پیدا کند. امریکا در پی یک جواب است؛ باید کاری کند که به آنها این‌طور تفهیم شود که: «دیدید، این محاصره اقتصادی و همین فشارهایی که ما علیه جمهوری اسلامی به خرج دادیم، بالأخره جمهوری اسلامی را هم خسته کرد و مجبور نمود که او هم بیاید و زانو بزند و از آن پایگاه و از آن گردن برافراشته‌ای که داشت، بناچار پایین آید!». این را به دولت هایی که پیرو و تابعش هستند، تفهیم کند که: «نخیر؛ این‌طور هم نیست که شما خیال کنید کسی که با ما نباشد، می تواند از آسیب در امان بماند. جمهوری اسلامی هم بالاخره مجبور شد بیاید»![3] 
 
5- تبلیغ شکست قطب اسلام در مقابل قطب استکبار 

 
تا به حال در برخورد این دو قطب مبارز با یکدیگر -که قطب استکبار از یک طرف و قطب اسلام از طرف دیگر است- پیشرفت و مبارزه و پیروزی، متعلّق به قطب اسلام بوده است. قطب اسلام همیشه پیش رفته است؛ اما قطب استکبار پیشرفتی نداشته است. اینها می خواهند بگویند جمهوری اسلامی تسلیم شد؛ طرف ما آمد و مجبور شد کنار بیاید و با ما مذاکره کند؛ این‌طور وانمود کنند که در این مصاف، بالاخره قطب اسلامی شکست خورد و مجبور به عقب‌نشینی شد و قطب استکبار در این مصاف پیروز گردید. 
  
می خواهند این را تفهیم کنند که دشمن پیروز شده و اسلام مجبور به عقب‌نشینی شده است. می خواهند بگویند که اسلام انقلابی از حرفهایش گذشت و برگشت.[5] 
 
6- خاموش کردن و ناامید کردن ملت های مسلمان 

 
غرضشان یک کار تبلیغاتی است برای اینکه به ملت های مسلمان نشان دهند که ببینید این نظام جمهوری اسلامی بود با آن سرسختی، با آن ایستادگی، اما عاقبت مجبور شد بیاید باب مصالحه و گفتگو را با ما باز کند. وقتی ملت ایران اینجور است، شماها چه می گوئید دیگر؟ 
 
این را برای خاموش کردن و ناامید کردن ملت های سربرافراشته‌ی مسلمان که امروز در بسیاری از کشورهای اسلامىِ اینها نسیم بیداری وزیده است و به خاطر اسلام احساس عزت می کنند، لازم دارند. از اول انقلاب، این یکی از هدف ها بود. از سال های اول انقلاب، یکی از هدف های آنها همین بود که ایران را پای میز مصالحه و بده‌بستان بکشانند؛ بگویند بالاخره دیدید ایران هم که ادعا می کرد مستقل است، ایستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بیاید بنشیند پای میز مذاکره؟ امروز هم همین هدف را دنبال می کنند. این، مطلب مهمی است. وقتی هدف از مذاکره، یک هدفِ غیرمربوط به مسائل اساسی است، یک هدف تبلیغاتی است، خب معلوم است طرف مقابل که جمهوری اسلامی است، خام نیست، چشم‌بسته نیست، می فهمد که هدف شما چیست؛ لذا متناسب با همان نیت خودتان، جواب شما را می دهد.[6] 
 
_________________________________________________________________ 
پی نوشت:
[1] - بیانات مقام معظم رهبری؛ نماز جمعه تهران؛ 26 دی 1376
[2] - همان.
[3] - همان
[4] - همان
[5] - همان
[6] - بیانات مقام معظم رهبری؛ دیدار مردم آذربایجان  28 بهمن 1391
 
منبع: جهان نیوز


:: موضوعات مرتبط: اخبار علمی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی
ن : داود داودی
ت : یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۹۴
هشدار آیت الله نوری همدانی به نسبت دادن برخی مطالب به حضرت امام
 
 
 
حضرت‌ آیت الله نوری همدانی به انتساب برخی مطالب نادرست به حضرت امام خمینی(ره) واکنش نشان داد و تاکید کرد که دیدگاه های حضرت امام را باید با مطالعه فرمایشات و وصیت نامه ایشان بدست آورد.
 
هشدار آیت الله نوری همدانی به نسبت دادن برخی مطالب به حضرت امام

 

 
به گزارش جهان، حضرت آیت الله حسین نوری همدانی از مراجع تقلید ظهر امروز در دیدار مسؤولان برگزاری اعتکاف سراسر کشور به نسبت دادن برخی مطالب به حضرت امام(ره) واکنش نشان داد.

وی با تأکید بر این که باید موضع گیری ها، سخنان و وصیت نامه امام(ره) را از منابع اصلی مطالعه کرد، اظهار داشت: نباید این مطالب دست نا اهلان بیفتد و دست کسانی باشد که قدر این انقلاب را می دانند.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم در بخش دیگر سخنان خود با بیان این که در صحنه اعتکاف بیشتر کسانی که شرکت می کنند جوانان متدین هستند، گفت: اعتکاف فرصت بسیار مهمی است که باید از آن استفاده کنیم.

وی تصریح کرد: اسلام برای نیروی جوان اهمیت خاصی قائل است؛ پیامبر(ص) می فرماید توصیه می کنم نسبت به جوانان نظر مساعد داشته باشید زیرا دل های رقیق تری دارند و حرف حق را زودتر می پذیرند، خداوند هنگامی که مرا برانگیخت جوانان با من همکاری کردند اما پیران مخالفت کردند.

این مرجع تقلید با اشاره به این که رسول خدا(ص) سعی می کرد کارها را به جوانان بسپارد و از ظرفیت آنان استفاده کند، بیان داشت: وقتی رسول خدا پیامبر(ص)مکه را فتح کرد فرمانداری آن را به دست جوانی به نام سپرد؛ ایشان در بستر احتضار لشکری را برای حمله به روم فرستاد و بر همراهی با جیش اسامه تأکید فرمودند؛ اسامه هم جوان بود این امر مخالفت برخی افراد را برانگیخت.

حضرت آیت الله نوری همدانی تأکید کرد: سعی کنید وصیت نامه ها و آثار جوانانی که در ۸ سال دفاع مقدس جنگیدند و خون دادند را به دست نسل امروز برسانید تا از آنها الگوبرداری کنند؛ توجه به جوان ها بسیار لازم است آنها قدرت هایی هستند که می توان از ظرفیت آنها در همه عرصه ها استفاده کرد.

وی با بیان این که دنیای امروز با خلاء معنویت مواجه است، گفت: پیامبر(ص) برای این که در زندگی مردم راهنما و منبعی باشد و بر اساس آن حرکت کنند، کتاب های آسمانی و ائمه اطهار(ع) را معرفی کردند؛ دین و اخلاقی مانند اسلام در دنیا حاکم نیست به همین دلیل دنیا چنین وضعیتی دارد.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم امروز شناختن کامل دین با همه ابعاد و شناساندن آن وظیفه بسیار مهمی است، ابراز داشت: اسلام می گوید با ظالم باید مبارزه کنید؛ همه مسلمانان برای نجات مستضعفان و محرومان وظیفه دارند و باید در برابر ظالمان و مستکبران قیام کنند؛ ما باید این اسلام را به دنیا بشناسانیم.

این مرجع تقلید خطاب به کسانی که مدیرت اعتکاف را دارند گفت: نباید برای افرادی که در این مراسم معنوی شرکت می کنند برنامه های متراکم گذاشت؛ جوانان می خواهند چند روزی را با خدای خویش خلوت کنند و توجه داشته باشند؛ نباید تمام وقت افراد را بگیرید، بگذارید آنها فرصتی برای خلوت و دعا داشته باشند؛ اعتکاف فرصت بسیار مهمی است که باید از آن استفاده کنیم.
منبع: جهان نیوز


:: موضوعات مرتبط: اخبار علمی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی
ن : داود داودی
ت : پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴
حجت الاسلام شجونی در گفت و گو با دانا:

مقایسه اظهارات هاشمی با احمد شهید/ من دلم به حال هاشمی می‌سوزد/ هاشمی انقلاب را فدای فرزندان خود کرده است

مقایسه اظهارات هاشمی با احمد شهید/ من دلم به حال هاشمی می‌سوزد/ هاشمی انقلاب را فدای فرزندان خود کرده است

عضو جامعه روحانیت مبارز بیان داشت: زمان آزمایش و امتحان در هشت سال دفاع مقدس که فرا رسید بسیاری از مردم و مسئولین فرزندان خود را به صحنه آزمایش فرستادند و فرزندان خود را فدای انقلاب کردند، اما آقای هاشمی انقلاب را فدای زن، دختر و پسر خود کرده است.

حجت الاسلام جعفر شجونی، عضو جامعه روحانیت مبارز در گفت و گو با خبرنگار شبکه اطلاع رسانی راه دانا، در خصوص اظهارات اخیر هاشمی درباره ظلم شدن به برخی افراد در کشور اظهار داشت: نظر من درباره این اظهارات هاشمی همان نظر دلواپسان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضائیه و بسیاری دیگر از افراد منتقد اظهارات وی است.

 

وی در ادامه تصریح کرد: روز گذشته نمایندگان مجلس شورای اسلامی اظهارات هاشمی رفسنجانی را در حد اظهارات سخیف احمد شهید دانسته اند که این مقایسه کاملا صحیح است.

 

عضو جامعه روحانیت مبارز تصریح کرد: پیداست که همه نسبت به این اظهارات تند هاشمی رفسنجانی اعتراض داشته و در حالی که پسر او به دست قانون سپرده شده است، او می خواهد همه چیز را به هم بریزد و از طرف دیگر حرف‌هایی که امام(ره) نزده است را از قول امام (ره) نقل می کند.

 

نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی اذعان داشت: متأسفانه هاشمی طبع کاخ‌نشینی پیدا کرده است و از کاخ مرمر خود به جلسات دیگری نرفته است تا بداند نظرات دیگران راجع به این اظهارات وی چگونه است که شأن خود را تا جایی پایین آورده است که انتقادات گسترده از هر طرف او را فرا گرفته است.

 

حجت الاسلام شجونی در ادامه گفت: نمایندگان مجلس شورای اسلامی و دیگر مسئولین مملکت افشاگری هایی درباره هاشمی رفسنجانی انجام داده‌اند و حقایقی راجع به  پسر و یا خانه دختر وی در لندن انجام داده اند.

 

وی تصریح کرد: جای سوال است که چرا آقازاده های هاشمی هرگاه می خواهند درس بخوانند در لندن درس می خوانند و هرگاه می خواهند خانه خریداری کنند در لندن خانه می خرند؟

 

عضو جامعه روحانیت مبارز بیان داشت: زمان آزمایش و امتحان در هشت سال دفاع مقدس که فرا رسید بسیاری از مردم و مسئولین فرزندان خود را به صحنه آزمایش فرستادند و فرزندان خود را فدای انقلاب کردند، اما آقای هاشمی انقلاب را فدای زن، دختر و پسر خود کرده است.

 

نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی اذعان داشت: ما از این وضعیت هاشمی خوشحال نبوده و برای او اظهار تأسف می کنیم؛ هاشمی در طول تاریخ شاید گاهی اهل منبر بوده است، اما اهل امر به معروف و نهی از منکر نبوده که او را دستگیر کنند وگرنه باید در دوران انقلاب مانند بقیه بالای 20بار به زندان می افتاد.

 

وی همچنین گفت: در حال حاضر نه تنها من، بلکه رئیس قوه قضائیه، نمایندگان مجلس و سازمان های دینی کشور اذعان می کنند که این اظهارات وی از جایی دیگر است و انتقاد ها نسبت به وی نشان می دهد که هاشمی به بد گودالی افتاده است.

 

عضو جامعه روحانیت مبارز یادآور شد: برای هاشمی زشت است که همه چیز را زیر پا بگذارد؛ اگر امروز هاشمی آبرویی دارد به خاطر این است که همچنان خود را در خیمه رهبری نگاه داشته است، وگرنه با سابقه‌ای که هاشمی دارد، تا کنون باید از طرف کیان نظام جمهوری اسلامی طرد شده باشد.

 

نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی در خصوص واکنش هاشمی نسبت به انتقادها از وی هم گفت: تهمت افراطی در این کشور به افراد یک دروغ محض است؛ در کشور ما کسی افراطی نیست.

 

وی در ادامه تصریح کرد: اگر حرفی زده می شود، همان حرف های امام (ره) است که روزی هم برخی امام خمینی(ره) را افراطی می دانستند. امام(ره) افراطی نبودند و عین اسلام را بیان می کردند.

 

نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با بیان این داستان که کار ابوموسی، امیرالمومنین را تا مدت ها خانه نشین کرد یادآور شد: در زمان حضرت علی(ع) هم به او تهمت تندروی می زدند و با حیله های عمرو عاصی اسلام را زیر پای معاویه انداختند.

 

شجونی با اشاره به یکی از مخالفان وی که به او لفظ تندروی را نسبت داده بود گفت: جواب من به اینها این بود که وقتی شما کند رو هستید، گمان می کنید من و امثال من تندروی می‌کنند؛ اگر ما سازش‌کار باشیم آن زمان ما را انسان های خوبی می‌دانند.

 

وی در ادامه تصریح کرد: آقای هاشمی با بیان این مباحث به جایی نمی‌رسند و تنها تیشه به ریشه خود می‌زنند؛ من بارها گفته ام تمام دارایی ام را که نصف یک آپارتمان است را فروخته و در اختیار کسی بگذارم که یک کاغذ نوشته از هاشمی تهیه کند که روی آن نوشته باشد میرحسین موسوی فتنه‌گر است؛ هاشمی هنوز فتنه 88 را فتنه نمی‌داند.

 

عضو جامعه روحانیت مبارز  تأکید کرد: همان روزی را که مردم به خیابان‌ها آمدند و مهر بطلان بر فتنه کشیدند، هاشمی میرحسین موسوی را به کاخ مرمر خود آورد تا او را در مسائل دانشگاه آزاد دخالت بدهد.

 

نماینده سابق مجلس توصیه ای هم به یادگار امام(ره) داشت: توصیه من به نوه امام خمینی(ره)، سید حسن خمینی این است که با دانشگاه آزاد همکاری نکند؛ عده ای از انقلابیون در حالی با دانشگاه آزاد همکاری می‌کنند که دانشگاه آزاد توسط خاندان هاشمی در حال بلعیده شدن است.

 

شجونی با بیان اینکه بضاعت بسیاری در حد این نیست که هزینه دانشگاه آزاد را بپردازند،‌ خاطر نشان کرد: کسی نمی تواند مالک دانشگاه آزاد باشد، اما هنوز فرزندان هاشمی در حال جولان در این دانشگاه هستند.

 

وی همچنین یادآور شد: زمانی که من در مجلس شورای اسلامی حضور داشتم، از ابتدا قرار بود دانشگاه آزاد شرایط مطلوبی داشته باشد، اما می بینیم که این دانشگاه چیز دیگری از آب در آمده و به زیر سیطره فرزندان هاشمی رفسنجانی رفته است.

 

عضو جامعه روحانیت مبارز  اذعان داشت: من دلم به حال هاشمی می‌سوزد و به خدا قسم از خفت و خاری هاشمی خوشحال نیستم و نمی خواهم نام هاشمی لکه دار شود، اما متأسفانه او نام خود را فدای فرزندان خود کرده است و فرزندان او هم انقلاب را فدای خود کرده اند و به خاطر محکومیت‌هایشان در دادگاه ها، امروز غصه دار شده اند.

 

نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در پایان بیان داشت: باید امثال آقای هاشمی به جای فراری دادن فرزند خود به خارج از کشور، از همان روز اول، فرزند خود را به برای رسیدگی به تخلفات وی به دادگاه تحویل می‌داد.

 

منبع:دانا



:: موضوعات مرتبط: اخبار علمی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی
ن : داود داودی
ت : پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴
سخنان مهم رهبر انقلاب درباره مسئله هسته‌ای و تحولات یمن
 

توافق نکردن شرف دارد به توافقی که منافع و عزت ملت از بین برود/ مسئولان مردم را در جریان جزئیات قرار دهند/تحریمها باید در همان روز توافق به طور کامل لغو شوند/بینی سعودی‌ها قطعاً به خاک مالیده خواهد شد

 
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در دیدار جمعی از بانوان، شاعران و ذاکران اهل بیت علیهم السلام ضمن تبریک سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا(س)، مطالب بسیار مهمی را درخصوص مذاکرات هسته ای و همچنین تحولات یمن بیان کردند.

به گزارش آناج به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، جمعی از مداحان اهل بیت امروز (پنجشنبه) به مناسبت ولادت حضرت زهرا (س) با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند.

ایشان سخنان خود را با این مقدمه شروع کردند که «برخی سؤال می کنند چرا رهبری درباره مذاکرات اخیر هسته ای موضع گیری نکرده است؟»
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: علت موضع گیری نکردن رهبری این است که جایی برای موضع گیری وجود ندارد زیرا مسئولان کشور و مسئولان هسته ای می گویند هنوز کاری انجام نگرفته و هیچ موضوع الزام آوری میان دو طرف بوجود نیامده است.


حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: چنین وضعیتی نیاز به موضع گیری ندارد.


ایشان گفتند: اگر از من سؤال شود که «شما موافق مذاکرات اخیر هسته ای هستید یا مخالف»، می گویم نه موافق هستم و نه مخالف، چون هنوز اتفاقی نیفتاده است.


رهبر انقلاب اسلامی افزودند: همه مشکل بعد از این است که باید درباره جزئیات بحث و گفتگو شود زیرا طرف مقابل، لجوج، بدعهد، بد معامله و اهل از پشت خنجر زدن است و ممکن است در دوره ی بحث درباره جزئیات، کشور و ملت و مذاکره کنندگان را در حصار قرار دهند.


ایشان گفتند: آنچه که تاکنون اتفاق افتاده نه اصل توافق، نه مذاکره منتهی به توافق و نه محتوای توافق را تضمین نمی کند و حتی این موضوع را هم تضمین نمی کند که این مذاکرات به توافق منتهی شود، بنابراین تبریک گفتن معنایی ندارد.


رهبر انقلاب اسلامی در ادامه چند نکته را متذکر شدند و گفتند: من هیچگاه درخصوص مذاکره با امریکا خوشبین نبودم و این موضوع هم بواسطه یک توهم نیست بلکه بدلیل تجربه‌ای است که در این باره وجود دارد.


حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: اگر در آینده جزئیات مسائل و حوادث و یادداشتهای مذاکرات هسته ای این روزها منتشر شود، همه متوجه خواهند شد که این تجربه ما از کجا نشأت می گیرد.


ایشان خاطرنشان کردند: با اینکه به مذاکره با امریکا خوشبین نبودم اما از این مذاکرات موردی با تمام وجود حمایت کردم و اکنون نیز حمایت می کنم.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: من از توافقی که عزت ملت ایران را تأمین کند، صددرصد حمایت می کنم و اگر کسی بگوید که رهبری با رسیدن به توافق مخالف است، سخن خلاف واقع گفته است.


حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه ایشان با توافقی که منافع ملت و کشور را تأمین کند، کاملاً موافق هستند، افزودند: البته این را هم گفته ام که «توافق نکردن بهتر از توافق بد است»، زیرا قبول نکردن توافقی که بخواهد منافع ملت ایران را پایمال کند و عزت ملت را از بین ببرد، شرف دارد بر توافقی که بخواهد ملت ایران را تحقیر کند.


رهبر انقلاب اسلامی سپس به یک ابهام صراحتاً پاسخ دادند و گفتند: برخی اوقات گفته می شود که جزئیات این مذاکرات، زیر نظر رهبری است در حالیکه این سخن دقیق نیست.


حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: من نسبت به مذاکرات بی تفاوت نیستم اما تا بحال در جزئیات مذاکرات دخالت نکرده ام و از این پس هم دخالت نخواهم کرد.


ایشان خاطرنشان کردند: من مسائل کلان، خطوط اصلی، چارچوبها و خط قرمزها را عمدتاً به رئیس جمهور و در برخی موارد محدود به وزیر امور خارجه گفته ام اما جزئیات در اختیار آنها است.


رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: بنده به مجریان مذاکرات هسته ای اعتماد دارم و تاکنون تردیدی نسبت به آنها نداشته ام و ان شاءالله که در آینده هم، اینچنین باشد اما درخصوص مذاکرات هسته ای، دغدغه جدی دارم.


حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به طرف مقابل که اهل فریب و دروغ و عهد شکنی و حرکت درخلاف مسیر صحیح است، علت دغدغه جدی را این موضوع دانستند و گفتند: یک نمونه از چنین رفتارهای طرف مقابل در مذاکرات اخیر اتفاق افتاد و کاخ سفید بعد از گذشت حدود دو ساعت از پایان مذاکرات، بیانیه چند صفحه ای را در تبیین مذاکرات منتشر کرد که در اغلب موارد خلاف واقع بود.


ایشان افزودند: نگارش چنین بیانیه ای در مدت ۲ ساعت امکان پذیر نیست بنابراین آنها در همان زمانی که در حال مذاکره با ما بودند، مشغول تدوین بیانیه ای مخدوش، غلط و برخلاف محتوای مذاکرات بودند.


رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه طرف مقابل ما، طرف بد عهد و متقلبی است، خاطرنشان کردند: نمونه دیگر این است که آنها بعد از هر دور مذاکرات، سخنان علنی بیان می کنند و سپس خصوصی می گویند، این سخنان برای آبروداری در داخل و برای مقابله با مخالفان است در حالیکه این مسائل به ما ربطی ندارد.


حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: آنها براساس همان ضرب المثل معروف که «کافر همه را به کیش خود پندارد» می گویند اگر رهبری ایران هم مخالفتی با مذاکرات کند، سخن واقعی آنها نیست بلکه برای آبروداری داخلی است در حالیکه آنها واقعیات داخل ایران را نمی فهمند.


ایشان تأکید کردند: سخنان رهبری با مردم براساس اعتماد متقابل است و همانطور که مردم به بنده حقیر اعتماد دارند، من هم نسبت به مردم اعتماد کامل دارم و معتقدم که همواره دست خدا با این مردم است.


رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: حضور مردم در سرمای ۲۲ بهمن، و در گرمای ماه رمضان در روز قدس، همه نشانه های دست خدا است و ما هم بر همین اساس به مردم اعتماد کامل داریم و سخن ما با آنان در چارچوب این احساس و صدق و بصیرت مردم است.


حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: من نسبت به نحوه رفتار طرف مقابل در ادامه مذاکرات دغدغه دارم.


ایشان با اشاره به برخی موافقت ها و مخالفت ها با مذاکرات هسته ای خاطرنشان کردند: نباید در این خصوص مبالغه و عجله شود بلکه باید صبر کرد و دید که چه اتفاقی خواهد افتاد.


رهبر انقلاب اسلامی در عین حال به مسئولان تأکید کردند که باید مردم و بخصوص نخبگان را در جریان جزئیات قرار دهند و آنها را از واقعیات مطلع کنند زیرا هیچ چیز محرمانه ای وجود ندارد.


حضرت آیت الله خامنه ای در جریان قرار دادن مردم و نخبگان را از جزئیات مذاکرات هسته ای، مصداق همدلی مسئولان با مردم خواندند و تأکید کردند: همدلی یک موضوع دستوری نیست بلکه باید آن را بوجود آورد و رشد داد که شرایط کنونی فرصت مناسبی برای بوجود آمدن همدلی با مردم است.


ایشان در ادامه یک پیشنهاد را به مسئولان مطرح کردند و گفتند: مسئولان که افراد صادق و علاقمند به منافع ملی هستند باید منتقدین شاخص مذاکرات را دعوت کنند و با آنان صحبت کنند؛ اگر در مطالب آنان، نکته ای بود، از آن برای پیشبرد بهتر مذاکرات، استفاده کنند و اگر نکته ای هم نبود، آنان را قانع کنند.


رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این مصداق همدلی و یکسان سازی دلها و عمل ها است.


حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ممکن است مسئولان بگویند بعلت فرصت سه ماهه برای رسیدن توافق، زمان زیادی بمنظور بحث و شنیدن سخنان منتقدین وجود ندارد که در پاسخ باید گفت این فرصت سه ماهه یک موضوع غیرقابل تغییر نیست و اگر این مدت زمان افزایش یابد هیچ اشکالی ندارد همانگونه که طرف مقابل در برهه ای از مذاکرات، زمان را هفت ماه عقب انداختند.


رهبر انقلاب اسلامی در ادامه بار دیگر با تأکید بر اینکه مذاکره با امریکاییها فقط در مورد موضوع هسته ای است و نه هیچ موضوع دیگری خاطرنشان کردند: البته مذاکرات درخصوص موضوع هسته ای یک تجربه است. اگر طرف مقابل از کج تابی های خود دست بردارد، این تجربه را می توان در مسائل دیگر ادامه داد اما اگر طرف مقابل به کج تابی های خود ادامه دهد، تجربه قبلی ما در بی اعتمادی به امریکا تقویت خواهد شد.


حضرت آیت الله خامنه ای همچنین با اظهار گلایه از برخی موضع گیریها که طرف مقابل را جامعه بین المللی می داند افزودند: طرف مقابل ملت ایران که بدعهدی می کند، امریکا و سه کشور اروپایی است و نه جامعه بین المللی. جامعه بین المللی همان ۱۵۰ کشوری هستند که رؤسا و نمایندگان ارشد آنها چند سال پیش در اجلاس غیرمتعهدها در تهران شرکت کردند و اینکه گفته می شود طرف مقابل ما جامعه بین المللی است که باید به ما اعتماد کند، سخن بی موردی است.


رهبر انقلاب اسلامی سپس به مواردی که ایشان در جلسات خصوصی از مسئولان در موضوع هسته ای مطالبه کرده اند، اشاره کردند و گفتند: من اصرار دارم که مسئولان، دستاوردهای کنونی هسته ای را بسیار با اهمیت تلقی کنند و آنها را کم ارزش و سبک نشمارند.


حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه صنعت هسته ای یک ضرورت برای کشور است، افزودند: اینکه برخی روشنفکرنماها بگویند «صنعت هسته ای را برای چه می خواهیم؟»، یک فریب است.


ایشان با اشاره به نیاز کشور به صنعت پیشرفته هسته ای در عرصه های انرژی، تولید رادیودارو، شیرین کردن آب دریا، و کشاورزی خاطرنشان کردند: مهمترین ویژگی صنعت هسته ای کشور این است که دستیابی به این صنعت بسیار مهم، نتیجه انفجار استعدادهای ذاتی جوانان ایرانی بوده است، بنابراین روند پیشرفت در صنعت هسته ای باید ادامه یابد.


رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به ادعاهای چند کشور جنایتکار همچون امریکا که از بمب اتمی استفاده کرده و یا فرانسه که آزمایشهای هسته ای خطرناک انجام داده است، گفتند: آنها ما را متهم به تلاش برای ساخت بمب اتمی می کنند، در حالیکه نظام اسلامی ایران بر مبنای فتوای شرعی و همچنین بر مبنای عقلانی، هیچگاه بدنبال سلاح هسته ای نبوده و نخواهد بود، و آن را مایه دردسر می داند.


حضرت آیت الله خامنه ای مطالبه بعدی از مسئولان را، اعتماد نکردن به طرف مقابل خواندند و افزودند: اخیراً یکی از مسئولان صریحاً گفت که ما به طرف مقابل اعتماد نداریم، که اینگونه موضعگیریها خوب است.


ایشان با تاکید بر اینکه نباید فریب لبخند طرف مقابل را خورد و نباید به وعده های نقد او اعتماد کرد، گفتند: نمونه بارز این مسئله، مواضع و سخنان رئیس جمهور امریکا بعد از بیانیه اخیر است.


رهبر انقلاب، لغو یکجای تحریمها را یکی دیگر از مطالبات از مسئولان بیان کردند و افزودند: این موضوع بسیار مهم است و تحریمها باید در همان روز توافق به طور کامل لغو شوند.


حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اگر قرار باشد لغو تحریمها به یک فرآیند جدید مرتبط شود، اساس مذاکرات بی‌معنا خواهد بود، زیرا هدف از مذاکرات برداشته شدن تحریمهاست.


حضرت آیت الله خامنه ای در بیان مطالبه بعدی به بحث بازرسیها اشاره و تأکید کردند: مطلقاً نباید اجازه داده شود که به بهانه نظارت، به حریم امنیتی و دفاعی کشور نفوذ کنند و مسئولین نظامی کشور نیز به هیچ وجه اجازه ندارند که به بهانه نظارت و بازرسی، بیگانگان را به این حریم راه دهند، و یا توسعه دفاعی کشور را متوقف کنند.


ایشان افزودند: لازم است توانایی دفاعی کشور و مشت محکم ملت در عرصه نظامی همچنان محکم بماند و روز بروز نیز محکم‌تر شود. همچنین به هیچ وجه نباید در مذاکرات، حمایت از برادران مقاوممان در نقاط مختلف مورد خدشه قرار گیرد.


رهبر انقلاب اسلامی در خصوص شیوه نظارت بر برنامه هسته ای ایران نیز تاکید کردند: هیچگونه شیوه نظارت غیر متعارف که ایران را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارتها تبدیل کند، مورد قبول نیست و نظارتها باید تنها در محدوده همان نظارتهای متعارفی که در همه دنیا انجام میشود اعمال شود، نه بیشتر.


تذکر آخر رهبر معظم انقلاب در خصوص ضرورت تداوم توسعه فنی برنامه هسته ای کشورمان بود.


ایشان تاکید کردند: توسعه علمی و فنی در ابعاد گوناگون باید ادامه یابد البته تیم مذاکره کننده ممکن است لازم بداند که برخی محدودیتها را قبول کند که در این زمینه حرفی نداریم اما توسعه فنی باید حتماً ادامه یابد و با قدرت پیش رود.


حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: تأمین این خواسته ها برعهده مذاکره کنندگان است و باید با بهره گیری از نظرات افراد مطلع و امین و همچنین نظرات منتقدان، شیوه های درست مذاکراتی را پیدا و دنبال کنند.


حضرت آیت الله خامنه ای سپس در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات بسیار مهم یمن اشاره و تأکید کردند: سعودیها با تجاوز به یمن، خطا و اشتباه کردند و بدعت بدی را در منطقه بنیان گذاشتند.


رهبر انقلاب کار این روزهای دولت سعودی در یمن را مشابه جنایت صهیونیستها در غزه خواندند و به دو جنبه مهم این موضوع پرداختند.


ایشان اقدام علیه ملت یمن را «جنایت، نسل کشی و قابل تعقیب بین المللی» دانستند و افزودند: کشتن کودکان، تخریب خانه ها و نابود کردن زیر بناها و ثروتهای ملی یک کشور، جنایتی بزرگ است.


رهبر انقلاب تأکید کردند: یقیناً سعودیها در این مسئله خسارت و ضرر خواهند کرد و به هیچ وجه پیروز نخواهند شد.


حضرت آیت الله خامنه ای درخصوص دلیل پیش بینی شکست سعودیها گفتند: دلیل این پیش بینی واضح است، زیرا توانایی نظامی صهیونیستها چندین برابر سعودیها و منطقه غزه نیز یک منطقه کوچک بود، اما آنها نتوانستند موفق شوند، در حالیکه یمن، کشوری پهناور و با جمعیت دهها میلیونی است.


رهبر انقلاب تأکید کردند: سعودیها در این ماجرا قطعاً ضربه خواهند خورد و بینی آنها  به خاک مالیده خواهد شد.


ایشان با اشاره به سوابق سعودیها در مسائل سیاست خارجی گفتند: ما با سعودیها در مسائل گوناگون سیاسی اختلافات متعددی داریم اما همیشه می گفتیم که آنها در سیاست خارجی متانت و وقار نشان می دهند، اما چند جوان بی تجربه امور آن کشور را در دست گرفته و دارند جنبه توحش را بر جنبه متانت و ظاهرسازی غلبه می دهند، که این کار قطعاً به ضررشان تمام خواهد شد.


رهبر انقلاب اسلامی خطاب به دولت سعودی تأکید کردند: این حرکت در منطقه قابل قبول نیست و من هشدار می دهم که باید دست از حرکت جنایت آمیز در یمن بردارند.


حضرت آیت الله خامنه ای سپس به حمایت و دفاع امریکا از دولت سعودی اشاره کردند و افزودند: این طبیعت امریکاست که در همه قضایا بجای اینکه از مظلوم حمایت کند، طرف ظالم را می گیرد، اما آنها نیز در این موضوع ضربه خواهند دید و شکست خواهند خورد.


ایشان با اشاره به ادعای دخالت ایران در یمن گفتند: هواپیماهای جنایتکارشان آسمان یمن را ناامن کرده و بهانه های ابلهانه ای که از نظر خداوند، ملتها و منطق بین المللی مردود است برای دخالت در یمن جور می کنند، اما این کارها را دخالت نمی دانند و در مقابل، ایران را متهم می کنند.


رهبر انقلاب، ملت یمن را ملتی کهن و با سابقه دیرین که ظرفیت و توانایی تعیین دولت خود را دارد خواندند و مجدداً تأکید کردند: لازم است دولت سعودی هرچه زودتر دست از این جنایت های فاجعه بار  بردارد.


حضرت آیت الله خامنه ای نقشه اولیه طراحی شده توسط بدخواهان ملت یمن را، ایجاد خلأ قدرت و بوجود آوردن شرایطی مشابه وضعیت بسیار بد و رقت بار لیبی خواندند و گفتند: خوشبختانه در تحقق چنین هدفی ناکام ماندند زیرا جوانان مؤمن، علاقمند و معتقد به راه و روش حضرت امیرالمؤمنین (ع) اعم از شیعه، سنی، زیدی و حنفی مقابل آنان ایستادند و از این به بعد نیز ایستادگی کرده و پیروز خواهند شد.


حضرت آیت الله خامنه ای در ابتدای بیانات خود ضمن گرامیداشت یاد مرحوم آهی، به عنوان مداحی متعهد، پایبند، خیرخواه و پر تلاش نکاتی را خطاب به مداحان متذکر شدند.


«قدر دانستن فرصت حضور جمعیت انبوه بویژه جوانان در مجالس اهل بیت(ع)» و «لزوم ترویج معارف دین و سبک زندگی اسلامی و سوق دادن مخاطبان برای عمل به مسئولیتهای بزرگ این دوران»، اولین نکته ای بود که رهبر انقلاب خطاب به مداحان بیان کردند.


«پرهیز از انحراف و خرافه گرایی و ایجاد گره در اعتقادات جوانان» نیز از دیگر نکاتی بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند.

منبع:آناج



:: موضوعات مرتبط: اخبار علمی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی
ن : داود داودی
ت : پنجشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۴
بررسی جزییات بیانیه لوزان
جز در موضوع اراک، این توافق در هیچ موضوع دیگر، حتی به طور تلویحی به خطوط قرمزی که تیم مذاکره‌کننده خود برای خود ترسیم کرده بود پایبند نیست.
صراط: مهدی محمدی طی یادداشتی درباره تفاهم صورت گرفته میان ایران و 5+1 در لوزان سوییس نوشت:

 یکم- آیا خروجی مذاکرات لوزان فقط یک بیانیه مطبوعاتی بوده است؟
 توافق انجام شده در لوزان بدون شک یکی از مهم‌ترین اتفاقات – و شاید مهم‌ترین اتفاق- در تاریخ پرونده هسته‌ای ایران است. فراتر از همه عبارت‌پردازی‌ها و بازی‌های کلامی موجود، آنچه انجام شده یک توافق واقعی است؛ هم از این رو که متن بیانیه مشترک موگرینی- ظریف جزئیاتی از تعهدات دو طرف را ذکر می‌کند (این جزئیات در متون اختصاصی منتشر شده از سوی آمریکا و ایران کم و بیش تایید شده و بسط یافته) و هم از این جهت که اساسا منطقی نیست بپذیریم 6 وزیر خارجه، حدود 10 روز به طور شبانه‌روزی روی موضوعی کار کرده‌اند که هیچ الزامی برای آینده مذاکرات ایجاد نمی‌کند. بر خلاف آنچه عموما گفته شده، آنچه در مذاکرات لوزان اهمیت دارد متن بیانیه پایانی نیست. بیانیه پایانی، خروجی یک سلسله بحث‌های بسیار جزئی و مفصل درباره چارچوب یک توافق جامع (برنامه جامع اقدام مشترک) یا به عبارت دیگر توافق سیاسی روی اصول راه‌حل‌هایی که باید در یک برنامه جامع اقدام مشترک بیاید بوده است. این بحث‌ها بیش از 95 درصد به نتیجه رسیده و در پیوست‌هایی راجع به 6 موضوع اراک، فردو، غنی‌سازی، بازرسی‌ها، تحقیق و توسعه و تحریم‌ها درج شده است. همانطور که دو طرف تصریح کرده‌اند، تا زمانی که ایران و 1+5 درباره این راه‌حل‌ها به توافق نرسیدند، بیانیه مطبوعاتی صادر نشد؛ آنچه هم که در بیانیه مطبوعاتی آمده، صورت بسیار خلاصه و نازلی از توافقات تفصیلی است که میان دو طرف انجام شده است. توافق لوزان، به عنوان یک توافق بر سر کلیات و اصول راه‌حل‌ها، خود حاوی جزئیات فراوانی است اما از آنجا که این جزئیات هنوز به حدی کافی نیست که توافق قابل اجرا باشد، دوطرف باید تا ژوئن جزئیات فنی بیشتری –براساس همین چارچوب و اصول توافق شده نه بیرون از آن- به آنچه در لوزان توافق کرده‌اند بیفزایند تا متن اصلی توافق نهایی به دست آید، متنی که تصور  می‌شود قابل امضا و اجرا خواهد بود. بنابراین تیم مذاکره‌کننده نمی‌تواند از زیر بار این موضوع که در لوزان یک تعهد بین‌المللی مهم برای ایران ایجاد کرده، بگریزد. اگر به اسناد مراجعه کنیم، متن بیانیه مشترک ظریف- موگرینی می‌گوید در برجام (برنامه جامع اقدام مشترک)، مسائل کلیدی مطابق این راه‌حل‌ها، حل خواهد شد. این بدان معناست که برجام، صورت بسط یافته توافق لوزان خواهد بود و تنها تفاوت آن با توافق لوزان این است که جزئیات بیشتری خواهد داشت و درباره 5 درصد مسائل اختلافی هم تعیین تکلیف خواهد کرد.
بیانیه می‌گوید این موارد طبق بیانیه مشترک، مبانی مورد توافق برجام است. (the agreed basis for the final text of the JCPOA) جان کری هم در سخنرانی خود گفته است این یک تفاهم سیاسی با جزئیات است1.  و در نهایت، چنانکه بیانیه مشترک تصریح کرده، آنچه باقی مانده صرفا جزئیات فنی (technical details) است.
بر این اساس، می‌توان گفت در اینجا 2 امر بشدت قابل انتقاد رخ داده است:
1- تیم مذاکره‌کننده، در لوزان مجموعه‌ای از تعهدات بین‌المللی برای ایران ایجاد کرده که الزام‌آور است در حالی که مجوز چنین کاری را نداشته است. آقای ظریف ادعا کرده و این ادعا در صدر بیانیه توجیهی تیم ایرانی هم تکرار شده که این متن الزام‌آور نیست. من آقای ظریف و تیم ایشان را دعوت به پاسخ به یک سوال ساده می‌کنم: آیا می‌توانید حین مذاکره درباره جزئیات تا ژوئن، مفاد آنچه را که در بیانیه مشترک لوزان آمده یا در بیانیه توجیهی خودتان نوشته‌اید، پس بگیرید یا تغییر بدهید؟ به عنوان مثال، آیا در مذاکره درباره جزئیات، مثلا ممکن است حدود 5000 ماشین سانتریفیوژ ایران بدل به 10 هزار ماشین شود؟ اگر نمی‌توانید  یعنی بیانیه لوزان یک متن الزام‌آور بوده و این تعهدات تثبیت شده است.
2- فرآیند نگارش برجام، بدون تردید بدل به یک فرآیند دو مرحله‌ای شده است. یک مرحله از آن که توافق روی اصول راه‌حل‌ها به همراه مقدار زیادی جزئیات است در لوزان رخ داده و مرحله دیگر که توافق روی جزئیاتی است که توافق را قابل امضا و اجرا کند هنوز باقی مانده است. این دقیقا چیزی است که تیم مذاکره‌کننده از آن منع شده بود بویژه اگر توجه کنیم همانطور که مقام‌های آمریکایی و فرانسوی از پنجشنبه شب تا حالا گفته‌اند بخشی از تعهدات طرف مقابل  درباره تحریم‌ها (عمدتا در زمینه زمان‌بندی‌ها) هنوز تعیین تکلیف نشده و به مذاکره درباره جزئیات موکول شده است. این امر بدون شک، یک خبط مذاکراتی عظیم است و منافع کشور را در معرض مخاطرات جدی قرار خواهد داد.
دوم- چرا جزئیات توافقات پنهان است؟
حقیقت این است که ما متن آنچه را که در لوزان توافق شده در اختیار نداریم. آنچه در اختیار ماست یک بیانیه مشترک است، 2 متن توجیهی از سوی ایران و آمریکا و سخنرانی‌های ظریف، کری و اوباما پس از توافق. واضح است آنچه مذاکره و توافق شده بسیار بیش از آن چیزی است که منتشر شده است. ظاهرا در یکی دو روز آخر یکی از مجادلات اصلی دو طرف همین بوده که چه میزان از جزئیات توافق شده می‌تواند به متن بیانیه مطبوعاتی تزریق شود. مجموعه اطلاعات نشان‌دهنده این است که تیم ایرانی در این زمینه بشدت دچار عارضه «ترس از جزئیات» بوده است در حالی که آمریکایی‌ها اصرار داشته‌اند حتی‌المقدور میزان بیشتری از جزئیات توافق شده منتشر شود؛ همان کاری که در «یادداشت رسانه‌ای» کاخ سفید انجام شده است. اما نکته جالب این است که مجموعه این متون – بر خلاف آنچه ظاهرا به نظر می‌رسد- تا حدود زیادی بر هم منطبق است و به همین دلیل می‌توان از دل آن صورتبندی و ساختمان اصلی یک توافق را استخراج و آن را بازسازی کرد. این کاری است که در کمال احتیاط در این نوشته انجام خواهد شد. من تلاش خواهم کرد با کنار هم گذاشتن تکه‌های پازل، یک تصویر کلی از توافق به دست بیاورم و به ارزیابی آن بپردازم. به طور کاملا طبیعی، چنین روشی از تحلیل، حدی از عدم قطعیت را با خود همراه خواهد داشت بویژه اینکه شک نداریم روایت طرف آمریکایی از توافق سودمندانه است ولی اگر به برآیند همه متون موجود توجه کنیم می‌توان تصویری کم و بیش قابل اطمینان از توافق لوزان به دست آورد یا در یک هدفگذاری فروتنانه‌تر، حداقل می‌توان فهمید آمریکایی‌ها چه در سر دارند و نوبت به اجرا که برسد چه خواهند کرد. من در این نوشته، به دلیل همه محدودیت‌های موجود، درباره همه مسائل کلیدی سخن نخواهم گفت بلکه صرفا چند موضوع مهم یعنی غنی‌سازی، تحریم‌ها، تحقیق و توسعه، بازرسی‌ها،PMD و فردو را بررسی خواهم کرد. پرسش بنیادین، پرسش از توازن است به این معنی که ببینیم ایران چه داده و چه گرفته و آیا آنچه گرفته با آنچه واگذار کرده، هم‌وزن است؟
سوم- غنی‌سازی
اجازه بدهید از مساله غنی‌سازی به عنوان اصلی‌ترین موضوع مورد مناقشه شروع کنیم. سرجمع متون به ما می‌گوید:
1- به مدت 10 سال فقط 5060 ماشین در ایران غنی‌سازی می‌کند.
2-کل ماشین‌ها به مدت 10 سال 6104 عدد خواهد بود.
3ـ 1044  ماشین در فردو خواهد بود.
4- به مدت 15 سال ذخیره مواد 5/3 درصد در ایران 300 کیلو خواهد ماند.
5- به مدت 15 سال ایران تاسیسات اورانیوم جدید نمی‌سازد.
6- ماشین‌های فعلی ایران فقط می‌تواند جایگزین (replacements) ماشین‌های خراب شده شود.
براساس خطوط قرمز ترسیم شده، درباره غنی‌سازی 2 سوال مهم وجود دارد:
1- آیا این غنی‌سازی تامین‌کننده نیاز کشور در مقاطع مختلف خواهد بود؟
2- آیا پس از اتمام دوره توافق، محدودیت‌ها بر برنامه غنی‌سازی ایران برچیده شده و ایران حق غنی‌سازی صنعتی خواهد داشت؟
متاسفانه پاسخ هر دو سوال اکیدا منفی است. از آنجا که مبنای توافق لوزان، همچون توافق ژنو، افزایش زمان  Break out به حداقل یک سال بوده است:2
1- این توافق اصلی‌ترین دارایی هسته‌ای را که مواد هسته‌ای به صورت گاز UF6 است به مدت 15 سال از ما می‌گیرد. متن وزارت خارجه آمریکا می‌گوید در تمام این مدت مواد 5/3 درصد ایران باید زیر 300 کیلوگرم باشد. متن توجیهی تیم ایرانی نیز تصریح می‌کند موجودی فعلی مواد هسته‌ای ایران یا تبدیل به سوخت می‌شود یا صادر و این بدان معناست که ایران به مدت حداقل 15 سال از در اختیار داشتن ذخیره مناسبی از مواد قابل غنی‌سازی مجدد محروم خواهد شد3.
2- توافق در این باره که حدود 12000 ماشین اضافی ایران از تاسیسات خارج می‌شود یا نه ابهام دارد.
3- ایران در این مدت اجازه ساخت ماشین جدید نخواهد داشت.
4- از همه  مهم‌تر، در هیچ کجای متن طرف ایرانی به این موضوع اشاره نشده است که برنامه غنی‌سازی ایران در طول دوران توافق، چگونه رشد خواهد کرد و آیا اساسا رشدی وجود خواهد داشت یا نه؟ فراموش نکنید نیاز ایران تا سال 2021، 190 هزار سو غنی‌سازی فقط برای تامین سوخت رآکتور بوشهر است که در آن سال دیگر قراردادی برای تامین سوخت آن از سوی روسیه وجود نخواهد داشت. نکته بسیار نگران‌کننده این است که متن منتشر شده از سوی وزارت خارجه آمریکا می‌گوید بعد از 10 سال هم ظرفیت غنی‌سازی ایران محدود خواهد بود و هیچ نشانی از اینکه نتیجه پذیرش این همه محدودیت، رسیدن به غنی‌سازی حتی پس از 10 سال باشد دیده نمی‌شود.  در متن منتشر شده از سوی آمریکا گفته شده برنامه ایران پس از 10 سال هم به گونه‌ای خواهد بود که منجر به محدودیت‌های مشخص بر ظرفیت غنی‌سازی می‌شود(resulting in certain limitations on en    richment capacity.). در جای دیگری از این متن آمده است که بعد از 10 سال هم برنامه غنی‌سازی بلندمدت ایران مشروط به توافق با 1+5 است:
Beyond that, Iran will be bound by its longer-term enrichment and enrichment research and development plan it shared with the P5+14.
جالب‌تر از همه اینها سخنان جان کری است که خیلی به صراحت می‌گوید اساسا برای این توافقنامه پایانی وجود ندارد و اینکه ایران توقع داشته باشد زمانی فرا برسد که محدودیت‌ها بر برنامه هسته‌ای ایران به طور کامل برچیده شود، کاملا بی‌معنی است. کری می‌گوید: «من می‌خواهم یک موضوع دیگر را هم کاملا صریح بیان کنم، زیرا تعبیرها و تفسیرهای بسیار نادرستی درباره آن در طول این مذاکرات ارائه شده است. هیچ پایانی برای اعتبار توافقنامه‌ای که تلاش می‌کنیم تدوین و نهایی‌سازی کنیم وجود ندارد. هیچ پایانی برای این توافقنامه وجود ندارد. پارامترهای این توافقنامه در مراحل مختلف اعمال و اجرا خواهند شد. برخی از این پارامترها برای مدت 10 سال اعمال خواهند شد. برخی دیگر برای مدت 15 سال اعمال خواهند شد. برخی دیگر هم برای مدت 25 سال اعمال خواهند شد. اما پارامترهای خاص از جمله تدابیر شفاف‌سازی به شکل کاملا مشخص در زمان آینده هم اعمال خواهند شد. مدت اعتبار این تدابیر و پارامترها به هیچ‌وجه پایان نخواهد یافت و نکته مهم در این توافقنامه این است که جامعه جهانی این اطمینان را خواهد داشت که برنامه هسته‌ای ایران کاملا مسالمت‌آمیز است و در صورتی که براساس تدابیر و پارامترهای مشخص شده نباشد ما امکانات و تدابیری در اختیار داریم که با آن برخورد کنیم»5.
تیم مذاکره‌کننده می‌تواند بگوید این خلاف توافق است اما نمی‌تواند انکار کند که این موضع آمریکاست و تجربه نشان داده آمریکایی‌ها به موضع خودشان عمل می‌کنند نه آنچه ما تصور می‌کنیم یک توافق میان 2 دشمن است. مهم نیست آمریکا در متن برجام چه خواهد نوشت. مهم این است که کری به صراحت می‌گوید آمریکا هرگز با برچیده شدن این محدودیت‌ها موافقت نخواهد کرد و از آنجا که این موضوعی اساسا مربوط به آمریکاست، بهتر است این مساله را جدی بگیریم!
چهارم- فردو
موضوع بعدی که مناسب است به آن پرداخته شود، مساله فردو است. آنچه تیم مذاکره‌کننده درباره فردو مامور به محقق کردن آن بود این بود که 1000 سو غنی‌سازی در فردو انجام شود. این یک خط قرمز صریح و بدون ابهام است. در آنچه ما از توافق لوزان می‌دانیم هیچ نشانی از این خط قرمز وجود ندارد.
در این توافق، تاسیسات فردو به گونه‌ای تغییر می‌کند که دیگر تاسیسات غنی‌سازی نباشد. این یعنی ایران فقط یک تاسیسات غنی‌سازی در نطنز خواهد داشت. این امر، علاوه بر اینکه به معنی از بین بردن پدافند غیر عامل نطنز و در معرض حمله نظامی قرار دادن آن است، صریحا خط قرمز ترسیمی برای تیم مذاکره‌کننده را هم نقض می‌کند.  
در بیانیه مشترک هم تصریح شده است که فردو از تاسیسات غنی‌سازی به چیز دیگری (یک تاسیسات تحقیقاتی فیزیک و هسته‌ای) تبدیل می‌شود (Fordow will be converted from an enrichment site into a nuclear, physics and technology). به این ترتیب در واقع موضع بارها اعلام شده آمریکایی‌ها مبنی بر اینکه فردو باید هدف دیگری پیدا کند، کاملا محقق شده است. در بیانیه طرف ایرانی هم پذیرفته شده که فردو به چیز دیگری غیر از آنچه اکنون هست تبدیل می‌شود (will be turned into a research center). در این بیانیه ادعا شده 1000 ماشین در فردو باقی خواهد ماند و 2 آبشار 174 تایی آن گردش خواهد کرد اما گفته نشده است که این آبشارها مواد هسته‌ای تولید خواهد کرد یا اساسا مواد هسته‌ای به آن تزریق خواهد شد6. فردو در توافق لوزان و به تبع آن در برنامه جامع اقدام مشترک، یک تاسیسات غنی‌سازی نخواهد بود، اساسا در آن مواد شکافت‌پذیر وجود نخواهد داشت، حتی تحقیق و توسعه غنی‌سازی هم در آن انجام نخواهد شد. شما خود قضاوت کنید که این کجا و خط قرمز 1000 سو غنی‌سازی کجا؟ ممکن است تیم مذاکره‌کننده ادعا کند که موفق شده حداقل 1000 ماشین را در فردو نگه دارد و این در موقع لزوم به کار ایران خواهد آمد اما این توجیه بسیار سبکی است، چرا که براساس دیگر بخش‌های توافق اساسا، ایران مواد هسته‌ای در اختیار نخواهد داشت که بتواند با این ماشین‌ها کاری انجام بدهد!
پنجم- تحقیق و توسعه
موضوع بعدی که باید با دقت به آن رسیدگی شود مساله تحقیق و توسعه هسته‌ای بویژه تحقیق و توسعه غنی‌سازی است. تیم مذاکره‌کننده موظف بوده است در توافق نهایی، یک برنامه تحقیق و توسعه فارغ از هرگونه محدودیت را تضمین کند. در واقع برای ایران، برنامه تحقیق و توسعه از بسیاری دیگر از جنبه‌های برنامه هسته‌ای مهم‌تر است، چرا که تداوم بدون محدودیت برنامه تحقیق و توسعه منجر به رشد مهارت‌های غنی‌سازی ایران می‌شود و این به نوبه خود تضمین می‌کند در زمانی مفروض در آینده ایران خواهد توانست– اگر لازم دانست - با استفاده از ماشین‌های پیشرفته به سرعت یک جهش در ظرفیت غنی‌سازی خود ایجاد کند. دقیقا به همین دلیل، صهیونیست‌ها هم اصرار داشته‌اند برنامه تحقیق و توسعه غنی‌سازی ایران در هرگونه توافق نهایی باید بشدت محدود شود. یوال اشتاینیتز، وزیر امور راهبردی و مسؤول پرونده ایران در کابینه رژیم اشغالگر قدس شریف، چند روز قبل به روشنی گفت از دید وی مهم‌ترین امتیازی که باید از ایران گرفته شود محدود شدن برنامه تحقیق و توسعه است.
بسیار خوب! اکنون اجازه بدهید ببینیم در توافق لوزان، برنامه تحقیق و توسعه غنی‌سازی ایران به چه شکلی درآمده است.
متن منتشر شده از سوی آمریکا درباره برنامه تحقیق و توسعه غنی‌سازی در ایران بر قید «محدودیت» تصریح دارد:
Iran will engage in limited research and development with its advanced centrifuges, according to a schedule and parameters which have been agreed to by the P 5+1.
در واقع این اصلا عجیب هم نیست> چرا که تیم ایرانی پذیرفته است که تحقیق و توسعه به عنوان یکی از پارامترهای اصلی محاسبه زمان برک اوت در نظر گرفته شود  به همین دلیل کاملا روشن است که برای افزایش زمان گریز، باید برنامه تحقیق و توسعه هم محدود شود.  
در بیانیه مشترک هم گفته شده است که سطح و زمان بندی تحقیق و توسعه، به صورت دو طرفه توافق می‌شود: «تحقیق و توسعه غنی‌سازی در ایران روی ماشین‌های سانتریفیوژ براساس یک جدول زمانی و سطح توافق شده به صوت دو طرفه، انجام خواهد شد». )    Iran’s research and development on centrifuges will be carried out on a scope and schedule that has been mutually agreed.) معنی اینکه باید یک جدول زمانی و سطح توافق شده در این باره وجود داشته باشد، این است که اولا تا زمانی که آن جدول تدوین شود و ثانیا درون خود آن جدول، این برنامه مقید به محدودیت‌هایی خواهد شد.
جالب است که حتی بیانیه طرف ایرانی هم می‌پذیرد که آغاز و تکمیل فرایند تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای IR-4،
 IR-5،IR-6و IR-8 در طول دوره زمانی 10 ساله (in the 10-years period of the agreement.) است و این تلویحا یعنی در لحظه نخست آغاز اجرای برجام محدودیت‌هایی بر برنامه تحقیق و توسعه ایران تحمیل خواهد شد و همچنین در طول این مدت نیز این برنامه دورانی از محدودیت را تجربه خواهد کرد که نمی‌دانیم زمان آن چقدر خواهد بود.
همانطور که پیش از توافق حدس زده می‌شد، مجموعه متون موجود هم دلالت دارد که برنامه تحقیق و توسعه ایران در توافق لوزان مشروط به شروطی از جمله احراز پایبندی ایران به تعهداتش شده، ضمن اینکه گره خوردن تحقیق و توسعه به Break out امکان اعمال بدون محدودیت آن را قطعا از بین می‌برد.
ششم- بازرسی‌ها و دسترسی‌های آژانس
ششمین موضوع، مساله بسیار حیاتی بازرسی‌ها و دسترسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در طول زمان اجرای برنامه جامع اقدام مشترک است. درست است که ایران به دلیل مطمئن بودن از ماهیت برنامه هسته‌ای خود، اساسا با مفهوم بازرسی و حتی توسعه آن مشکلی ندارد اما آنچه در توافق لوزان آمده در واقع یک برنامه بازرسی از برنامه هسته‌ای ایران نیست، بلکه یک برنامه جاسوسی تمام عیار است که بدون شک خسارات حفاظتی و امنیتی بی‌سابقه‌ای را به ایران وارد خواهد کرد بویژه اگر فرض را بر این بگذاریم که اینها که روبه‌روی ما ایستاده‌اند دشمن هستند.
در توافق لوزان، به آژانس دسترسی‌های جدیدی به زنجیره تامین (supply chain) ایران از حیث مواد و تجهیزات داده شده است. این بسیار مهم است. این دسترسی به سرویس‌های اطلاعاتی غربی امکان می‌دهد تمام زنجیره تامین مواد، تجهیزات و قطعات هسته‌ای ایران را بشناسند و در صورت لزوم علیه آنها اقدام کنند.
مساله بعدی این است که توافق لوزان می‌گوید آژانس (بخوانید سرویس‌های اطلاعاتی غربی) می‌تواند صرفا به بهانه وجود یک تاسیسات مشکوک (suspicious sites) یا ادعای وجود یک تاسیسات پنهان، به هر نقطه کشور دسترسی داشته باشد.
در متن منتشر شده از سوی آمریکا آمده است– جالب است که متن طرف ایرانی در این باره کاملا ساکت است-: «ایران ملزم خواهد بود به آژانس دسترسی‌های لازم برای تحقیق درباره تأسیسات مشکوک این کشور یا تحقیق درباره ادعاهای وجود تأسیسات غنی‌سازی پنهان، تأسیسات تبدیل (اورانیوم)، تأسیسات تولید سانتریفیوژ یا تأسیسات تولید کیک زرد در هر نقطه از آن کشور فراهم کند».‎
Iran will be required to grant access to the IAEA to investigate suspicious sites or allegations of a covert enrichment facility, conversion facility, centrifuge production facility, or yellowcake production facility anywhere in the country.
آیا این معنایی جز آن دارد که غرب می‌تواند هر مکانی را که به لحاظ اطلاعاتی نیاز به دیدن آن دارد یک تاسیسات مشکوک اعلام کند و خواستار بازدید از آن شود؟!
تازه این هم باز پایان بازی نیست. چیز بدتری هم وجود دارد. در توافق لوزان –آنگونه که از مجموعه متون می‌توان فهمید- ایران پذیرفته است که یک رژیم بازرسی ویژه حتی فراتر از پروتکل الحاقی برای آن مصوب شود و برقرار بماند!
متن منتشر شده از سوی آمریکا می‌گوید به مدت 15 سال ایران رژیم بازرسی اضافی (accept enhanced transparency procedures) خواهد داشت. در همین جا تصریح شده، این رژیم بازرسی پیشرفته 15 ساله، چیزی فراتر از پروتکل الحاقی است.
بیانیه مشترک هم تصریح دارد علاوه بر پروتکل، آژانس از دسترسی‌های بیشتری (enhanced access) برخوردار خواهد بود7.  اوباما هم در سخنرانی خود می‌گوید بازرسی‌های ایران طوری است که در هیچ کشور دیگری نمونه ندارد: «با این توافق ایران با بازرسی‌هایی روبه‌رو خواهد شد که از همه کشورهای دیگر جهان بیشتر است»8.  و این به صراحت بدین معناست که رژیم بازرسی‌های ایران حتی از پروتکل هم فراتر است چرا که هم اکنون پروتکل الحاقی در برخی کشورها در حال اجراست.
جالب است که تیم ایرانی در این مورد، حتی الزامات قوانین داخلی کشور را هم رعایت نکرده است. مطابق قانون منع اقدامات داوطلبانه مصوب مجلس شورای اسلامی در سال 1385 انجام هرگونه اقدام داوطلبانه از سوی ایران ممنوع است ولی بیانیه طرف ایرانی می‌گوید پروتکل بدون تصویب در مجلس شروع به اجرا خواهد شد!
 (Iran will implement the Additional Protocol temporarily and voluntarily in line with its confidence-building measures)
این متن در حوزه بازرسی‌ها هیچ نسبتی با حقوق و تعهدات ایران طبق ان‌پی‌تی ندارد. اساسا این متن طوری نوشته شده انگار ایران عضو ان‌پی‌تی نیست و هرگز نبوده است و این یعنی ایران یک استثنای کامل از معاهده NPT است. پذیرش این مدل از بازرسی، خود به این معناست که تیم ایرانی متهم بودن یا حداقل در معرض اتهام قرار داشتن برنامه هسته‌ای ایران را تا زمانی نامشخص در آینده دور قبول دارد و به غرب حق می‌دهد که با این برنامه به عنوان یک برنامه مشروع و عادی رفتار نکند. وقتی ما خود درباره خویش چنین می‌اندیشیم، از دشمن چه انتظاری داریم؟
هفتم- PMD
موضوع بعدی که باید در اینجا به آن پرداخت این است که توافق لوزان تا چه حد توانسته برنامه‌های دفاعی غیر هسته‌ای ایران را از گزند دست‌اندازی غرب مصون نگه دارد؟ به عبارت دیگر سوال این است که مذاکره‌کنندگان در لوزان تا چه میزان به خط قرمز عدم ورود به برنامه‌های نظامی متعارف ایران پایبند بوده‌اند؟  غرب، از همان روز نخست بحران هسته‌ای، تلاش کرده است نگرانی‌های ادعایی درباره برنامه هسته‌ای را بهانه و ابزاری برای ورود، دست‌اندازی، کسب اطلاعات و اگر توانست محدود‌سازی و خرابکاری در برنامه نظامی متعارف ایران قرار دهد. دقیقا به همین دلیل، موضوعاتی مانند PMD ساخته شد تا پلی میان برنامه هسته‌ای و برنامه دفاعی متعارف ایران ایجاد کند و بحران را از یکی به دیگری منتقل کند.
حداقل وظیفه‌ای که یک توافق جامع هسته‌ای بر عهده دارد این است که راه این بهانه‌جویی‌ها و سندسازی‌ها را مسدود کند. در واقع، اگر قرار باشد ایران پس از موضوع تحریم‌ها و تحقیق و توسعه فقط یک مطالبه دیگر در حوزه هسته‌ای داشته باشد، به عقیده من آن مطالبه باید متوقف شدن فرآیند سندسازی و توطئه‌چینی علیه برنامه هسته‌ای ایران از سوی سرویس‌های اطلاعاتی غربی با توسل به بهانه‌هایی مانند PMD باشد. باز ماندن PMD، به معنی باز ماندن همه آن مسیرهایی است که تاکنون توطئه‌ها و خرابکاری‌ها علیه برنامه هسته‌ای ایران از طریق آن انجام شده است. بدتر از این، باز ماندن موضوع PMD راه را برای بهانه‌جویی‌های پی‌درپی آژانس –که در توافق نهایی خصوصا در زمینه تعلیق تحریم‌ها به عنوان یکی از داوران اصلی تعیین شده- باز می‌گذارد و هر لحظه به غربی‌ها این امکان را می‌دهد که با سندسازی و طرح ادعاهای جدید، انجام همه تعهدات خود را متوقف کنند. PMD یک موضوع سیاسی است و فیصله آن هم باید در یک توافق سیاسی جست‌وجو شود اما این موضوعی است که نه تنها در توافق لوزان رخ نداده، بلکه در این توافق هم به  PMD مشروعیت داده شده، هم ایران پذیرفته است که در این زمینه به نگرانی‌های آژانس بپردازد و هم تعلیق تحریم‌ها بویژه تحریم‌های شورای امنیت به این موضوع مشروط شده است.
متن منتشر شده از سوی آمریکا می‌گوید PMD باز می‌ماند و ایران مجموعه‌ای مورد توافق از اقدامات (agreed set of measures) را برای رفع نگرانی‌های آژانس در این باره انجام خواهد داد. چنانکه بالاتر گفتم  باز ماندن PMD یعنی باز ماندن اصلی‌ترین عامل بهانه تراشی و توطئه علیه برنامه هسته‌ای ایران. با این همه امتیاز که ایران در موضوع هسته‌ای واگذار کرده حداقل این موضوع باید بسته می‌شد. این یعنی اساسا مساله اصلی حل نشده است.  مطابق ادعای آمریکا لغو قطعنامه‌های شورای امنیت مشروط به اقدام برای پرداختن به نگرانی‌های آژانس در این باره شده است. جالب است که حتی بیانیه مشترک هم به این موضوع تاکید دارد. در بیانیه مشترک گفته شده است دسترسی‌های فراپروتکلی آژانس از جمله برای رسیدگی به مسائل حال و گذشته است. هر کسی که با ادبیات کاری جاری میان ایران و آژانس اندکی آشنا باشد، می‌داند که مساله‌ای جز PMD در گذشته برنامه هسته‌ای ایران باقی نمانده است. اوباما هم در سخنرانی خود می‌گوید به PMD رسیدگی خواهد شد:
Iran’s past efforts to weaponize its program will be addressed
در یک بیان کاملا خلاصه، باز ماندن PMD و محور شدن آژانس در این مورد (بخوانید اسرائیل) به معنای انتقال بحران از سازمان انرژی اتمی به وزارت دفاع و از بخش هسته‌ای به بخش نظامی متعارف است.
 مخصوصا اگر این موضوع کنار آن بخشی از متن منتشر شده از سوی آمریکا قرار داده شود که می‌گوید آژانس به صرف نگرانی درباره وجود یک تاسیسات مشکوک می‌تواند به هر نقطه‌ای از کشور دسترسی پیدا کند.
همچنین در بخش دیگری از متن آمریکا تاکید شده که یک قطعنامه شورای امنیت در حوزه‌های نظامی متعارف و موشکی محدودیت‌هایی بر ایران تحمیل خواهد کرد که این هم مشخصا به معنای مشروعیت یافتن فشار بر ایران در این حوزه است. پایین‌تر – حین بحث درباره تحریم‌ها- به این مساله خواهیم پرداخت.
هشتم- تحریم‌ها
 آخرین و مهم‌ترین مساله البته مساله تحریم‌هاست. تیم ایرانی مدت‌هاست ادعا می‌کند هدف اصلی آن از مذاکرات برداشتن تحریم‌هاست. در واقع این عبارت همواره به گونه‌ای بیان شده است که گویی تیم هسته‌ای عقیده دارد آنچه در اصل موضوعیت دارد برداشتن تحریم‌هاست نه حفاظت از برنامه هسته‌ای ایران. حتی ادبیات آقای رئیس‌جمهور در این مدت به گونه‌ای بوده است که گاهی تصور می‌شد ایشان ارائه هیچ حجمی از امتیازهای هسته‌ای را در ازای برداشته شدن تحریم‌ها «زیاد» نمی‌داند. دولت موضوع برداشته شدن تحریم‌ها را بدل به مساله محوری در سیاست خارجی خود کرده و عملا در 18 ماه گذشته همه چیز را در کشور به این موضوع گره زده است. بنابراین بسیار مهم است که ببینیم در ازای امتیازات کاملا حداکثری که در حوزه هسته‌ای داده شده، در حوزه تحریم چه چیز عاید ملت ایران شده است؟ برای مردم کوچه و بازار نیز بی‌گمان هیچ سوالی از این مهم‌تر نیست. سوگمندانه باید گفت توافق لوزان از این حیث بسیار نگران‌کننده است. اگر خط قرمز ترسیم شده برای تیم مذاکره‌کننده ایران این بوده باشد که باید همه تحریم‌ها به طور یکجا و یکپارچه بلافاصله پس از امضای توافق لغو شود، هیچ کس، با هیچ ذره‌بینی، قادر به یافتن این امر درون متونی که از توافق لوزان در اختیار داریم نخواهد بود. حداکثر چیزی که در این متون وجود دارد، یک سیستم مبهم، مشروط، بشدت غیر قابل اعتماد و به هم ریخته از تسکین تحریم‌هاست که هیچ ضمانتی هم برای تحقق عملی آن وجود ندارد.
اجازه بدهید ببینیم چه اتفاقی افتاده است؟
1- واژه‌ای که به طور گسترده در متون موجود مورد استفاده قرار گرفت، تخفیف (sanctions relief) تحریم است و جز در بیانیه طرف ایرانی هیچ کجا از جمله در متن بیانیه مشترک خبری از لغو (Lift) تحریم‌ها نیست بلکه برعکس، در موارد متعدد بر خلاف آن تصریح شده است.
2- متن منتشر شده از سوی آمریکا را درباره تحریم‌ها بسیار باید جدی گرفت، چرا که این آمریکاست که باید تحریم‌ها را بردارد و آمریکا هم در این مورد، قاعدتا مطابق تفسیر خویش عمل خواهد کرد نه براساس خوش‌بینی‌های دوستان وزارت امور خارجه و دولت. در متن منتشر شده از سوی آمریکا تصریح شده است که تخفیف تحریمی مشروط به این است که آژانس پایبندی ایران به تعهداتش را راستی‌آزمایی کند.  این یعنی آژانس در هر مرحله می‌تواند جلوی این امر را بگیرد و همچنین، معنای مهم‌تر آن این است که چیزی به نام تعلیق همزمان وجود نخواهد داشت و هرگونه تسکین تحریم پس از عمل ایران به تعهداتش رخ خواهد داد.  
متن آمریکا می‌گوید پس از اینکه ایران همه اقدامات کلیدی (all of its key nuclear-related steps) را که باید انجام دهد انجام داد (به تایید آژانس)، اروپا و آمریکا تحریم‌های صرفا هسته‌ای را تعلیق می‌کنند. می‌بینیم که تعلیق تحریم بعد از از تایید اقدام ایران از سوی آژانس خواهد بود. این متن تصریح می‌کند معماری تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای ایالات متحده در بخش اعظم دوره توافق (for much of the duration of the deal) حفظ می‌شود و این یعنی زیرساخت قانونی تحریم‌ها در آمریکا در بخش اعظم این 10 سال دست نمی‌خورد.
همچنین لغو قطعنامه‌های شورای امنیت مشروط شده به اقدام ایران در پرداختن به همه نگرانی‌های کلیدی از جمله PMD. این یعنی هیچ لغو فوری در این حوزه رخ نخواهد داد. در حالی که بیانیه ایران هیچ اشاره‌ای به این شروط نمی‌کند. کری در سخنرانی خود صریحا می‌گوید این امر یک زمان‌بندی خواهد داشت که هنوز توافق نشده است: «ما هنوز جزییات فنیِ بسیاری داریم که هر دو طرف باید روی آن کار کنیم و حتی موضوعات دیگری وجود دارد که ما اذعان داریم که باید هنوز حل و فصل شود. به عنوان مثال، (یکی از این موضوعات) مدت زمان محدودیت‌های تسلیحاتی و موشک‌های بالیستیک سازمان ملل علیه ایران است»9.  سوال این است که در حالی که موضوعی به این مهمی، یعنی زمان‌بندی برداشته شدن قطعنامه‌های شورای امنیت، هنوز حل نشده، چرا طرف ایرانی در حوزه هسته‌ای این همه تعهدات حیرت‌انگیز را
پذیرفته است؟!
مطابق متن منتشر شده از سوی آمریکا، قطعنامه‌ای که برنامه جامع مشترک اقدام را تایید می‌کند، همزمان،  محدودیت‌های مهم (Important restrictions) در حوزه‌های موشکی، نظامی و بازرسی بر ایران اعمال می‌کند. این در واقع بدان معناست که این قطعنامه، تحریم‌های اشاعه و تسلیحاتی را دوباره اعمال کرده و تنها خاصیت آن این است که تعهدات ایران در برجام را الزامی می‌کند! و مهم‌تر، می‌تواند به این بهانه‌ها دوباره اعمال تحریم کند:
Important restrictions on conventional arms and ballistic missiles, as well as provisions that allow for related cargo inspections and asset freezes, will also be incorporated by this new resolution.
جالب است که از حیث عبارات هیچ اتفاق نظری میان متون موجود در زمینه اتفاقی که دقیقا برای تحریم‌ها خواهد افتاد وجود ندارد. این نکته بسیار مهمی است. مجموعه این متون- چنانکه بالاتر گفتم- در مواردی که مربوط به تعهدات ایران است تقریبا بالای 95 درصد همدیگر را تایید می‌کنند اما وقتی نوبت به برداشته شدن تحریم‌ها می‌رسد، اختلاف‌های حیرت‌انگیزی میان روایت طرف ایرانی و طرف غربی وجود دارد. در بیانیه می‌گوید تحریم‌های اتحادیه خاتمه می‌یابد (terminate) اما تحریم‌های آمریکا هم زمان (simultaneously) با پای‌بندی راستی‌آزمایی شده ایران به تعهدات کلیدی‌اش متوقف می‌شود (will cease). در حالی که بیانیه ایران می‌گوید این تحریم‌ها لغو خواهد شد. (will be lifted)
همچنین بیانیه ایران می‌گوید همه تحریم‌های اقتصادی یکپارچه فورا لغو خواهند شد (will be immediately lifted all at once) در حالی که نه در بیانیه و نه در متن آمریکا مطلقا چنین چیزی وجود ندارد.
اوباما هم از واژه تسکین استفاده می‌کند: «در ازای این اقدامات ایران، جامعه بین‌المللی توافق کرده است که شماری از تحریم‌های مشخص ایران را تخفیف دهد»10.
جان کری هم همین واژه را به کار برده است. وی می‌گوید: «ما و شرکای بین‌المللی خود به طور مرحله‌ای تحریم‌هایی که اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار داد تسکین خواهیم داد و اگر ما در هر نقطه‌ای متوجه شویم، تحریم‌ها به سرعت باز خواهد گشت»11.
اما همه اینها در مقابل چیزی که در اینجا می‌خواهم بر آن تاکید کنم، بی‌اهمیت است. کری در سخنانی که بلافاصله پس از اعلام توافق داشته نکته بسیار مهم‌تری را هم مورد تاکید قرار می‌دهد و آن این است که می‌گوید بین 6 ماه تا یک سال طول خواهد کشید تا پای‌بندی ایران به تعهداتش روشن شود و تازه پس از آن است که غرب اجرای تعهداتش در زمینه تحریم را آغاز خواهد کرد: «حدود 6 ماه تا یک سال زمان می‌برد که ایران به گام‌ها و اقداماتی که در زمینه هسته‌ای باید صورت دهد، پایبندی خود را نشان دهد تا پس از آن وارد مراحل توافق شویم. این اقدامات باید نخست انجام شود. همزمان توافق موقت که معروف به طرح مشترک اقدام است همچنان به طور کامل اجرا خواهد شد»12.
او در ادامه مقصود خود را روشن‌تر توضیح می‌دهد و می‌گوید ایران ابتدا باید زمان گریز هسته‌ای خود را به یک سال برساند و بعد تعلیق تحریم‌ها با تحریم‌های اقتصادی آغاز خواهد شد که این امر می‌تواند 4 ماه تا یک سال انجام شود. جملات وی چنین است:«درباره تحریم‌ها نیز باید بگویم همانطور که گفتم لغو تحریم‌ها مرحله‌ای خواهد بود، مجموعه‌ای از ملزومات وجود دارد که به عنوان مثال یکی از آنها برچیده شدن شماری از سانتریفیوژها و تاسیسات زیرساخت مربوط به سانتریفیوژهاست. ایران مسؤولیت دارد که زمان فرار هسته‌ای خود را به یک سال برساند و می‌تواند این مساله را سریع‌تر نیز انجام دهد و من تصور می‌کنم که این اقدام را سریع‌تر انجام دهد. با این حال فکر می‌کنم این مساله به میزان کاری بستگی دارد که ایرانی‌ها باید انجام دهند و این مساله می‌تواند ظرف 4ماه تا یک سال انجام شود. من نمی‌توانم به طور دقیق اعلام کنم چه زمانی. با این حال زمانی که این اقدامات صورت گرفت و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز آن را تایید و اعلام کرد ایران مسؤولیت‌های هسته‌ای خود را اجرا کرده است ما می‌توانیم در این باره قضاوت کنیم که چه زمانی مراحل تسکین تحریم‌ها آغاز شود. ما به طور صریح اعلام کرده‌ایم این مساله با تعلیق تحریم‌های اقتصادی و مالی در آن برهه زمانی آغاز خواهد شد. بنابراین این مساله بخشی از ماهیت هر گونه مذاکرات است که در ازای محدودیت‌هایی که ایران به اجرا می‌گذارد، در واقع از همان ابزاری که برای آوردن ایران به میز مذاکره استفاده کردیم و زمانی که به هدف خود دست پیدا کردیم لغو تحریم‌ها آغاز خواهد شد و این زمانبندی هنوز مورد مذاکره قرار نگرفته است اما تحریم‌های مالی و اقتصادی و بانکداری تحریم‌هایی هستند که رئیس‌جمهور متعهد شده است پس از پایان مرحله نخست آنها لغو کند و ما در مرحله بعد وارد اجرای این مرحله خواهیم شد»13. این عبارت حیاتی است. مقصود کری به روشنی این است که آمریکا تحریم‌های اقتصادی را زمانی تسکین خواهد داد که زمان گریز هسته‌ای ایران به یک سال رسیده باشد و این دیگر به ایران بستگی دارد که با چه سرعتی این کار را بکند؟! این ظاهرا همان زمانی است که طرف ایرانی در بیانیه توجیهی خود آن را در عبارتی که متاسفانه باید گفت بشدت غیر صادقانه است، «زمان آماده‌سازی» نامیده است!
درباره قطعنامه‌های شورای امنیت هم کری در پایان تاکید می‌کند اساسا آمریکا در توافق چارچوب، درباره تحریم‌های شورای امنیت تعهدی نداده است: «در حال حاضر تعهد این است که تحریم های اقتصادی و مالی در ازای اقدامات ایران لغو شود. فرای آن درباره تحریم‌های موشک‌های بالستیک باید بگویم این مساله همچنان برای مذاکره باقی است».14
متاسفانه باید گفت این یک وضعیت کاملا فاجعه‌بار درباره تحریم‌هاست. تعهدات طرف مقابل در این باره مطلقا شفاف نیست، هیچ لغوی وجود نخواهد داشت، همه چیز مشروط به انجام تعهدات کلیدی از سوی ایران و تایید آن از سوی آژانس است، آژانس می‌تواند در هر بار گزارش‌دهی نوبه‌ای خود درباره میزان پایبندی ایران به تعهداتش، موضوع تعلیق تحریم‌ها را با تنش شدید مواجه کند و موضوع نحوه لغو تحریم‌های شورای امنیت– نه قطعنامه‌های شورای امنیت- به عنوان اصلی‌ترین مساله هم هنوز محل اختلاف است، ضمن اینکه می‌دانیم قطعا فوری نخواهد بود (چرا که که کری می‌گوید در این باره زمان‌بندی محل اختلاف است).
نهم - خاتمه
من ترجیح می‌دهم این متن را بدون جمع‌بندی به پایان ببرم. در نوشته‌هایی دیگر، به جای شیوه تحلیلی که در اینجا از آن بهره برده شده –که اساسا نوعی تحلیل متنی است- بر جنبه‌های راهبردی‌تر موضوع تمرکز خواهم کرد. سرجمع، توافق لوزان، در بهترین حالت نگران‌کننده و در بدترین حالت فاجعه‌بار است.
جز در موضوع اراک، این توافق در هیچ موضوع دیگر، حتی به طور تلویحی به خطوط قرمزی که تیم مذاکره‌کننده خود برای خود ترسیم کرده بود پایبند نیست و با هیچ فرمولی نمی‌توان از حیث معادله داده- ستانده آن را یک توافق متوازن دانست. به رغم همه زحماتی که بی‌شک تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشیده در اینجا نشانی از یک پیروزی بزرگ دیده نمی‌شود در حالی که آمریکا به اعتراف کری و اوباما آنچنان در موضع ضعف قرار داشته و دارد که بتوان در مقابله با آن یک پیروزی بزرگ به دست آورد. هنوز هم دیر نشده است. اگر چشم‌ها شسته و نقطه‌های دید عوض شود، می‌توان آمریکایی را که به اعتراف خودش هیچ گزینه جایگزینی برای توافق ندارد به زانو درآورد اما این نمی‌تواند براساس متونی همچون توافق لوزان یا ژنو استوار شود. پایه و اساسی دیگر و مدلی متفاوت باید جست‌وجو کرد.

پی نوشت:

1- And today, I can tell you that the political understanding with details that we have reached is a solid foundation for the good deal that we are seeking
 2- at least one year, for a duration of at least ten years.
3- Iran will be allowed to allocate the current stockpile of enriched materials for the purpose of producing nuclear fuel or swapping it with uranium in the international markets.
4- فراتر از آن، ایران به طرح‌های غنی‌سازی بلندمدت و تحقیق و توسعه غنی‌سازی که با 1+5 به اشتراک گذاشته شده، مقید خواهد بود.
5- I’d like also to make one more point very, very clear because it has been misinterpreted and misstated, misrepresented for much of this discussion: There will be no sunset to the deal that we are working to finalize – no sunset, none. The parameters of this agreement will be implemented in phases. Some provisions will be in place for 10 years; others will be in place for 15 years; others still will be in place for 25 years. But certain provisions, including many transparency measures, will be in place indefinitely into the future. They will never expire. And the bottom line is that, under this arrangement, the international community will have confidence that Iran’s nuclear program is exclusively peaceful, providing, of course, that the provisions are adhered to. And if they aren’t, we have provisions that empower us to deal with that.
6 - More than 1,000 centrifuges will be maintained at this facility and two centrifuge cascades will keep operating
7- will have enhanced access through agreed procedures, including to clarify past and present issues.
8- With this deal, Iran will face more inspections than any other country in the world.
9- We still have many technical details to work out on both sides and still some other issues that we acknowledge still have to be resolved; for example, the duration of the UN arms and ballistic missile restrictions on Iran and the precise timing of and mechanism for the conversion of the Arak reactor and Fordow site
10 - In return for Iran’s actions, the international community has agreed to provide Iran with relief from certain sanctions
11- we and our international partners will provide relief in phases from the sanctions that have impacted Iran’s economy
12- It’s really a matter of anywhere from probably six months to a year or so that it will take to begin to comply with all of the nuclear steps that need to be taken in order to then begin into the phasing.
13- phased. There are a set of requirements, for instance, the dismantlement of some of the centrifuges and the dismantlement of the infrastructure that is associated with those centrifuges. Iran has a responsibility to get the breakout time to the one year. And they can do it as fast as they want, and I assume will try to do it very rapidly. But we think that just the amount of work and the things they have to do will be somewhere in the vicinity of four (inaudible) months to a year, somewhere in there. I can’t say for certain.
But when that is done and certified by the IAEA that they have lived up to that nuclear responsibility, and we make that judgment with them, at that point in time the – there would begin the phasing of the sanctions. And we have stated very clearly that that will begin with the suspension with respect to the economic and financial sanctions at that point in time.
So there will be – I mean, this is part of the nature of any negotiation. In exchange for the restraints and restrictions that Iran is putting in place here, we will, indeed, take the very tool that was calculated to bring people to negotiate, once it has succeeded in achieving the goal, we will begin to phase those out. And that timing on other parts of that obviously remains still to be negotiated. But on the finance and the banking component, the economic components, those the President has committed to move on when that first phase is complete, and we move on to the next phase of implementation.
14 -The commitment is to lift the economic and financial sanctions on the occasion of what I mentioned earlier on the nuclear side. Beyond that, UN sanctions, others with respect to ballistic missile embargo, et cetera, those remain for negotiation.


:: موضوعات مرتبط: اخبار علمی،فرهنگی،اجتماعی،سیاسی
ن : داود داودی
ت : یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴
یادداشت/دکتر علیرضا زاکانی

خبرگزاری فارس: بیانیه لوزان در محک 12 خط قرمز ملّی هسته ای

بیانیه لوزان در محک 12 خط قرمز ملّی هسته ای


یکی از مسائل مهم تعیین نیازهای عملی کشور در صنعت هسته ای و پیش بینی رسیدن به آنها در توافق جامع بود که افق آن در میزان غنی سازی، رسیدن به 190 هزار سو (قابلیت تفکیک تخلیص اورانیم 235 از 238) اعلام شده بود اما متاسفانه این ملاحظه در بیانیه رعایت نشده است.
خبرگزاری فارس: بیانیه لوزان در محک 12 خط قرمز ملّی هسته ای
Tweet
دکتر علیرضا زاکانی*

ضمن تشکر از تلاشهای جدی مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی ایران در گفتگوهای فشرده اخیر، در این نوشتار سعی شده است با صرفنظر از نگاههای جناحی و حزبی و با رعایت انصاف به اجمال و مستدل به توافق لوزان پرداخته و مزایا و معایب آن را در کنار هم ببینیم تا کمک کار دولتمردان در ادامه مسیر و زمینه ساز برطرف کردن برخی اشکالات در متن نهایی شویم تا ان شاء الله در صورت توافق نهایی بیشترین برد را نصیب ملت رشیدمان نموده و با عبور از موانع ناجوانمردانه دشمنان انقلاب اسلامی با سرعتی بیشتر به قله های افتخار صعود کرده و از آلام و مشکلات موجود در جامعه بکاهیم، لذا این تحلیل می کوشد آنچه حاصل شده است را به اختصار و در نهایت خوش بینی، مبتنی بر متن اعلامی از سوی وزیر امورخارجه و گفته های افراد موثر دولت در مذاکرات و در بخشهای "تحلیل جزئیات بیانیه، فرصتها و تهدیدهای پیش رو" بیان نماید از این رو سعی خواهم نمود - علی رغم میل باطنی ام - از بیان واقع بینانه با توجه به گفتارها و بیانیه های طرف مقابل بویژه آمریکایی ها پرهیز نمایم تا لااقل توجه شود داده ها و ستانده های ما در این توافق تا اینجا در بهترین صورت متصور چه بوده است و چرا دشمنان قسم خورده ما بویژه آمریکایی ها تا این حد خوشحال و مسرور هستند.

الف) نقد بیانیه هسته ای و بیان قوت ها و ضعف های جزئیات آن

آنچه در جزییات می تواند مبنای نقد قرار گیرد، بررسی میزان رعایت چارچوبهای ترسیمی درون نظام ـ یا همان خطوط قرمز ـ برای مذاکرات با هماهنگی همه دست اندرکاران آن است.

اولین خط قرمز، تعیین نیازهای عملی کشور در صنعت هسته ای و پیش بینی رسیدن به آنها در توافق جامع بود که افق آن در میزان غنی سازی رسیدن به 190 هزار سو (قابلیت تفکیک تخلیص اورانیم 235 از 238) اعلام شده بود. قاعدتا می بایست در توافق منتشر شده، مسیر توسعه زیرساختها و آماده سازی امکانات برای آن دیده می­شد که متاسفانه باید گفت این ملاحظه رعایت نشده است. به عبارت دیگر تیم مذاکره کننده ایرانی پذیرفته است که با کاهش ظرفیت موجود سانتریفیوژ نصب شده از قریب 19 هزار سانتریفیوژ موجود در نطنز و فردو به 6104 سانتریفیوژ در این دو مرکز غنی سازی رسیده که در واقع با غیرفعال بودن هزار سانتریفیوژ آن در فردو ظرفیت ما به 5104 عدد سانتریفیوژ نصب شده و فعال در نطنز از نوع نسل اول کاهش خواهد یافت و طی ده سال زمان مورد توافق و اعمال محدودیت برنامه های هسته ای با انجماد و عدم رشد زیرساخت ها و توسعه صنعتی بخش هسته ای دیگر امکان بهره برداری و توسعه در بخش غنی سازی میسر نبوده و برخلاف ضرورت استقلال و خودکفایی ایران عزیز، هفت سال دیگر ـ پایان قرارداد با روسیه ـ نمی توانیم سوخت مورد نیاز راکتور بوشهر را با توان مورد نیاز داخلی 190 هزار سو - که در صورت تولید آن با نسل اول مورد توافق در بیانیه مشترک نیاز به توسعه زیرساخت و تولید، نصب و فعال سازی 150 هزار سانتریفیوژ داریم که با تاسف در توافق لوزان مقرر شده است ایران فقط باید 5104 ماشین نسل یک فعال در نطنز داشته باشد. - تامین کنیم چه برسد به اینکه دولت محترم بخواهد در مسیر تحقق عملی قانون الزام دولت به افزایش ظرفیت نیروگاههای هسته ای تا بیست هزار مگاوات برق– که نیازمند سه میلیون و هشتصد هزار سو قابلیت تفکیک در کشور است – مصوب مجلس و یکی از نتایج حاصله از تحقیق دو ساله انجام پذیرفته توسط یکی از موسسات وابسته به دانشگاه استنفورد آمریکا در سال 1353 تا 1355را اجرایی نماید.

خط قرمز دوم حفظ تاسیسات آب سنگین اراک بود که خوشبختانه تا حدودی رعایت شده است چرا که اصل آن مورد قبول اما منوط به تغییر قلب راکتور و بازطراحی آن شده است، که زمان آن معلوم و مشخص نیست. لذا خوش بینانه با تغییر در تکنولوژی آن و تحمیل هزینه ای چند صد میلیاردی با تاخیری چندین ساله (تجربه تلخ راکتور 1000 مگاواتی بوشهر که تا پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن سال 1357 ، 85 درصد آن ساخته شده بود و با عهدشکنی آلمانی ها بالاجبار توسط روسی ها بازطراحی شد و قریب سه دهه تا بهره­برداری آن به تعویق افتاد.) امکان بهره برداری آن فراهم خواهد شد.

خط قرمز سوم، حفظ فعالیت در تاسیسات صنعتی نطنز و فردو بود به این معنا که در آنها غنی سازی صنعتی یعنی تزریق گاز به سانتریفیوژ در مقیاس صنعتی انجام شود. باید گفت این الزام در مورد نطنز با حذف 65 درصد سانتریفیوژهای نصب شده - از جمله بیش از هزار سانتریفیوژ نسل دوم – تا حدودی مراعات شده اما درباره فردو خیر. آقای ظریف رسما اعلام کرد که سایت فردو از کارخانه ای صنعتی به محل تحقیقات فیزیک هسته ای پیشرفته تبدیل می شود! به اعتقاد بنده این تغییر ماهیت از تعطیلی و پلمپ آن نیز بدتر است؛ چراکه با برچیده شدن زیرساختهای صنعتی، در زمان مورد نیاز - مثلا نقض عهد طرف غربی - تقریبا بازگشت در زمان مناسب غیرممکن بوده و نیاز به زمان و هزینه بسیار دارد. ضمن اینکه اساسا چرا برای تحقیقات دانشگاهی باید چهل متر زیر زمین و زیر کوهی نود متری رفت و بیش از صد و سی متر ضریب اطمینان برای دسترسی ایجاد نمود؟! آمریکایی ها و غربی ها مکرراً دلیل حساسیت خود را نسبت به تاسیسات فردو عدم امکان انهدام و زدن آن اعلام نمودند و این در حالی است که بنا بر این بیانیه علاوه بر انهدام بسیاری از زیرساخت های آن بدستان خودمان با تغییر ماهیت و دلخوش نمودن خود به ابراز لفظ تحقیقات فیزیک هسته ای پیشرفته بی دلیل هزینه گزاف و بالایی را به کشور تحمیل خواهیم کرد و در کنار آن خواست غربی ها و در راس آنها آمریکایی ها را در بالاترین سطح تامین خواهیم نمود. به راستی چرا با ملت رشید ایران صادقانه صحبت نمی کنیم؟

چهارمین ضابطه، به رسمیت شناخته شدن حق غنی سازی صنعتی برای ایران و امکان غنی سازی در داخل کشور بود که در حد کمی بیش از 5000 دستگاه سانتریفیوژ محقق شده است. البته در این باره باید دقت شود که عدم توسعه ظرفیت غنی سازی صنعتی و نیز ارتقای فناوری دستگاههای مرتبط به مدت بیش از ده سال، زنجیره تولید داخلی را از تامین کنندگان مواد اولیه تا قطعه سازان این صنعت از بین خواهد برد که البته در صورت ضرورت با صرف هزینه و زمان زیاد بازگشت پذیر خواهد بود.

خط قرمز پنجم، خارج نشدن مواد غنی شده از کشور بود که ـ با کاهش سقف انباشت حدود نه هزار کیلوگرم مواد 5 درصد موجود به سیصد کیلوگرم مواد 76/3 درصد و اکسید مابقی آن ـ مورد مداقه مذاکره کنندگان قرار گرفته است و این درحالی است که علاوه بر سقف پایین مورد توافق، برای توسعه و دانش هسته ای و ایجاد زمینه بهره برداری از این فن آوری در سایر حوزه ها از قبیل هوا و فضا، صنعت و دریانوردی و دیگر حوزه های صلح آمیز مرتبط به فن آوری هسته ای که نیازمند افزایش قابلیت و توانمندی سقف غنی سازی است، با این توافق در این جهت هم کشور خسران خواهد دید.

ششمین ضابطه برای مذاکره کنندگان آن بود که امکان تحقیق و توسعه در کشور چه در ماشین آلات چه در فناوری های مرتبط روز فراهم باشد که متن منتشر شده توسط وزیر امور خارجه کشورمان حاکی از مجوز توسعه در بخش ماشین های سانتریفیوژ تا سطح ir-8 است؛ اما باید اذعان کرد، توسعه ماشین آلات و فناوری وقتی اثربخش خواهد بود که بتوان آن را در مقیاس صنعتی آزمایش نمود که متاسفانه امکان آن تا بیش از ده سال با این توافق فراهم نیست. هنوز فراموش نکرده ایم با اینکه در نسل دوم ir-2 ما به تولید صنعتی رسیدیم و زنجیره 164 تایی آن در سالن s8 نطنز راه اندازی شد و در گود غنی سازی همین مرکز نیز هزار عدد آن نصب گردید لیکن بعلت گاز دهی به زنجیره 164 تایی و بهانه وجود ناخالصی در خروجی این ماشین ها جلوی گازدهی به هزار سانتریفیوژ نسل دوم نصب شده گرفته شد. علی القاعده بطور طبیعی بسیاری از اشکالات در مسیر تحقیق و توسعه ماشین آلات در مقیاس صنعتی آن رخ می نماید و در مدل آزمایشگاهی به ظرایف و اشکالات صنعتی آن نمی توان پی برد. علاوه براینکه متاسفانه این توافق بسیاری از ظرفیت های فکری با انگیزه از خدمتگزاری در این عرصه را محروم خواهد کرد چرا که زمینه تحقیق آزمایشگاهی بدون امتحان در مقیاس صنعتی انگیزه ای برای نیروهای پرتوان و دانشمند داخلی بجا نخواهد گذاشت و بی شک این سرفصل توافق را به عرصه ای نه چندان جدی تبدیل خواهد نمود و فراتر از آن با انجماد ده تا پانزده ساله صنعت غنی سازی، دانش هسته ای امروز ما که فاصله ای جدی با سطح دانش جهانی دارد را نیز حسب ظاهر ده یا پانزده سال ولی عملاً بعلت سرعت رشد دانش در رقابت جهانی، ده ها سال عقب نگه خواهد داشت.

خط قرمز هفتم، دو مرحله ای نشدن توافق به معنای عدم تفکیک کلیات از جزئیات بود. با ملاحظه مفاد بیانیه منتشر شده فهمیده می شود که این ضابطه رعایت نشده است؛ چراکه با تغییر اسم و پافشاری بر آن نمی توان از زیر بار مسمی شانه خالی کرد. متنی که حاوی کلیات و برخی جزئیات است و دائما از تعهدات الزام آور دوطرف صحبت می کند، نمی تواند تنها یک بیانیه مطبوعاتی مشترک باشد و قطعا توافقی البته امضا نشده است. مگر اینکه وزیر محترم امور خارجه بیان کند که همه جزئیات و کلیات همین است که منتشر شده و لذا تک مرحله ای است! که البته تاکنون برعکس آن را بیان کرده اند و این درحالی است که در بیانیه خطوط تعهدی دوطرف آورده شده است؛ یا جناب آقای عراقچی درباره بیانیه مطبوعاتی مشترک که در لوزان قرائت شد، گفتند" هیچ بار حقوقی ندارد ولی بار سیاسی دارد."

الزام هشتم، شفاف و غیرقابل تفسیر بودن توافق بود. نیازی به توضیح ندارد که این الزام با توضیحات متفاوت و متون مغایری که از سوی طرفین منتشر شده و هریک بر گفته خود تاکید دارد نمی تواند رعایت شده تلقی شود، هرچند ما متن اصلی را متن وزیرخارجه خود بدانیم که فعلا می دانیم ولی اشکال جدی متن مورد قبول جناب آقای ظریف هم این است که موضوعات و تعهدات ایران شفاف بوده ولی در خصوص تعهدات طرف مقابل مبهم و غیرشفاف نکاتی ذکر شده است که بی شک این موضوع مشکلات پیش رو را صدچندان خواهد نمود.

خط قرمز نهم، برگشت پذیر بودن تمامی تعهدات ایران بود. همانطور که گفته شد این خط قرمز درباره فردو و تغییر و کاهش اورانیم ذخیره شده در کشور اصلا رعایت نشده است و درباره سایر تعهدات نیز با زحمت بسیار میسر خواهد بود، چرا که جمع کردن سانتریفیوژها در نطنز و یا تغییر هسته راکتور اراک، برای شروع مجدد نیاز به سالها زمان دارد.

ضابطه دهم، عدم ورود به موضوعات غیرهسته ای است. اگرچه در متن منتشر شده از سوی وزارت خارجه ایران هیچ نشانه ای مبنی بر تخطی از آن به چشم نمی خورد ولی در اظهارات طرف مقابل نکاتی بسیار خطرناک مطرح شده است که زمینه ساز ورود غیرمسوولانه آنها به سمت سایر حوزه های اقتدار نظام اسلامی است. این نکات نیازمند پاسخ قاطع مقامات دولتی و تیم مذاکره کننده ایرانی و اقدامات عملی باطل نمودن اظهارات و دسیسه های محور غربی است که با کمال تعجب مذاکره کنندگان ایرانی منفعلانه در داخل کشور به رد ظاهری اظهارات طرف غربی پرداخته و از مردم درخواست اعتماد به خودشان را می نمایند بدون اینکه در سطح مجامع بین المللی تحرکی در مقابل این گزافه گویی ها داشته باشند.

خط قرمز و الزام یازدهم شفافیت در چارچوب معاهدات بین المللی و حفظ چارچوب امنیتی و منافع ملی است که در این خصوص نیز به هیچ وجه در بیانیه رعایت مصالح و قانون صورت نگرفته است، بطوری که در این توافق با قبول موقت پروتکل الحاقی و وعده تصویب آن و بالاتر از آن قبول چارچوب های نظارتی سخت گیرانه و ویژه برای سالیان طولانی ضمن ایجاد زمینه بهانه جویی بدست دشمنان این کشور عملاً مصالح امنیتی جامعه را نادیده انگاشته و ضررهای بسیاری را متوجه کشور خواهد نمود.

خط قرمز دوازدهم ـ که عملا مهمترین مطالبه مردم از مذاکره کنندگان نیز بوده و هست ـ لغو یکجای تمامی تحریمهای ظالمانه علیه ملت ایران آنهم بصورت جزئی از توافق و نه نتیجه آن است؛ به این معنی که لغو تحریمها منوط به اقدامات ایران نباشد و همزمان با اجرای تعهدات ایران تحریمها لغو گردد. از آنجاکه هنوز زمان اجرای تعهدات دوطرف مشخص نشده است، با اعتماد به اظهارات مقامات مذاکره کننده خود و نیز قول صریح رییس جمهور محترم، خوش بینانه می پذیریم که این اتفاق رخ خواهد داد. اما نمی توانیم تردیدهای جدی خود را در این باره اظهار نداریم که لغو تحریمها را مشروط به راستی آزمایی انجام تعهدات ایران کرده اند و متاسفانه متقابلاً تضمین انجام رفع همه تحریم های هسته ای و لغو قطعنامه های ظالمانه شورای امنیت در بیانیه مبهم بوده و ناظر بی طرفی نیز برای ارزیابی طرف غربی در عمل به وعده ها و توافقات فیمابین معلوم نشده است؛ در حالی که آژانس که ارتباط نادرست آن با آمریکا و متحدان غربی او معلوم است می بایست انجام تعهدات ایران را تایید نموده و سپس تحریم ها لغو شود.

ب) فرصتها و بایدها پیش رو؛

مهمترین نکته ای که باید به آن توجه کرد، ضرورت توجه همه مسوولان به نقش بی بدیل رهبر معظم انقلاب در این مسیر است. انجام مذاکراتی چنین سخت و سنگین بدون راهنمایی های دقیق و بیانات علنی قاطع، هوشمندانه و منطقی ایشان، قطعا هیچ دستاوردی ـ چه حداکثری از دید موافققان توافق و چه حداقلی از دید منتقدان آن ـ برای ملت ایران به دنبال نمی داشت و در آینده نیز نخواهد داشت؛ لذا شکر این نعمت بر همه مسوولان و مردم ـ خصوصا تیم مذاکره کننده ـ لازم است.

نکته دوم، شفاف شدن بیش از پیش دلایل بی اعتمادی مردم ایران به هیات حاکمه آمریکاست. اگر قرائت مذاکره کنندگان خود از بیانیه را بپذیریم که در این نوشتار بنا را خوش بینانه بر آن گذاشتیم، تناقض گفتار و رفتار آمریکایی ها از دقایقی پس از اعلام توافق عملا به معنی دروغگویی و عهدشکنی آمریکایی ها خواهد بود و چهره کریه شیطان بزرگ را آشکار تر نموده است.

نکته سوم، شفاف شدن دروغگویی چندین ساله دشمنان ملت ایران مبنی بر ساخت سلاح هسته ای توسط جمهوری اسلامی ایران است؛ چراکه به زعم آنها اگر ایران سلاح هسته ای را بازدارنده می دانست و به دنبال آن بود قطعا به هیچ قیمتی حاضر به عبور از آن نبود علاوه براینکه بازرسی های فراقانونی آنها نیز هیچ چیز را برای بهانه جویی بدست دشمنان کینه توز مردم مسلمان ایران بویژه آمریکا نداد و سندی بر صداقت و حقانیت نظام اسلامی شد. این مقطع نیز با شفاف سازی و ابهام زدایی فرصت جدی برابر انقلاب اسلامی در اشاعه قدرت نرم در سراسر جهان را بیشتر از گذشته فراهم نموده که باید آن را غنیمت شمرد و از فضای موجود بهره جست.

نکته چهارم الگو شدن ملت ایران در ارائه مدل موفقی از مقاومت در پیشگاه ملتهای مستضعف و مسلمان منطقه و جهان است. ایران اسلامی به موازات پیشبرد اهداف الهی و انسانی خود در کمک به مستضعفین عالم و مواجهه با مستکبرین، توانست آنها را وادار به پذیرش حق پیشرفت هسته ای خود نماید؛ اگرچه سرعت آن کند میشود که در این خصوص می بایست حداقل محدودیت را با شفاف سازی منطقی و اطمینان آور پذیرفت.

نکته پنجم اینکه کشورهای غربی با به رسمیت شناختن حق غنی سازی برای ایران، عملا ایران را به عنوان یک قدرت برتر هسته ای پذیرفته اند و این فرصت مناسبی برای دولت است تا کشورمان را در مجامع بین المللی خصوصا شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی در جایگاه شایسته خود بنشاند. تلاش برای عضویت دائم ایران در شورای حکام حداقل اقدام در این راستا ارزیابی می شود.

نکته ششم فرصتی است که برای مجلس شورای اسلامی فراهم شده تا مبتنی بر اصول 77 و 125 قانون اساسی، قبل از امضای این توافق الزام آور بین المللی آن را تدقیق و تصویب نماید. اگر ورود مجلس در زمان مذاکرات به هر دلیلی پذیرفته نمیشد، در تعیین جزئیات توافق ـ خصوصا بحث اجرای پروتکل الحاقی و سایر تعهدات ایران ـ ورود مجلس هم عین قانون اساسی و یک ضرورت است و کمک کار دولت نیز خواهد بود؛ لذا تشکیل کمیته ای تخصصی برای این موضوع در مجلس برای سه ماه آتی و تعیین دقیق تعهدات ایران و طرف های مقابل در مجلس برابر اصل 77 و بخصوص 125 قانون اساسی و تفسیر شورای محترم نگهبان از آن بسیار ضروری است.

نکته هفتم که به نظر بنده بسیار مهم است آنکه آسیب اجتماعی ناشی از به رای گذاشتن حق هسته ای ملت ایران در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در این بیست ماه با تدبیر رهبر معظم انقلاب بازسازی شده و لزوم برخورداری ایران از فن آوری صلح آمیز هسته ای مجددا به خواسته و شعار قاطبه مردم ایران با هر گرایش سیاسی مبدل شده است. این امر را باید پاسداشت و بر آن تاکید ورزید.

نکته هشتم، بی شک بخشی از کوتاه آمدن حداقلی نظام سلطه در توافق مربوط به آن حرکت جدی و الهام بخش در حمایت از حرکت های مردمی الهام گرفته از انقلاب اسلامی در مقابل دولت های دست نشانده آمریکا و یا تروریسم دولتی و غیر دولتی مورد حمایت آمریکا و متحدانش در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقاست که باید آن را پاس داشت و به تقویت آن پرداخت.

نکته نهم فرصت کسب شده برای پیگیری جدی تر خلع سلاح هسته ای جهانی خصوصا قطع ید رژیم غاصب صهیونیستی از داشتن سلاح هسته ای است. آمریکا با داشتن هفت تا ده هزار کلاهک هسته ای و اسرائیل کودک کش با 250 تا 400 کلاهک هسته ای امروز در موضع مطالبه گری هستند در حالی که فرصت کسب شده باید محلی برای قیام عمومی کشورها و مجامع حقوقی در حرکت به سمت جهانی عاری از سلاح های هسته ای و کشتارجمعی قرارگیرد.

نقاط تهدید و نبایدهای مبتنی بر آنها

نکته اول در این باره، احتمال برآورد اشتباه و غلط دشمنان ملت ایران از نتیجه مذاکرات است که بخواهند وانمود کنند یا عده ای در داخل گمانه آنها را تقویت نمایند که فشار تحریم و زور عامل مذاکره از سوی ایران بوده است. حداقل پاسخ به این خیال خام، وضعیت اسفبار آمریکا و هم پیمانان منطقه ای آن است که برخی ملتها تنها با الهام گرفتن از الگوی انقلاب اسلامی اینچنین دست استکبار را زیر سنگ بیداری اسلامی قرار داده اند.

نکته دوم، احتمال غفلت از ساخت درونی کشور توسط مسوولان اجرایی کشور است که متاسفانه در بخشهایی از دولت اعتقاد و التزام عملی به سیاستهای اقتصاد مقاومتی و اقدامات جدی برای ایجاد مصونیت درون زاد و بی اثرکردن حربه دشمنان ملت رشید ایران دیده نمی شود.

نکته سوم، تنزل موضوع مذاکرات هسته ای به خواسته های جناحی و انتخاباتی است. زمزمه برگزاری جشن برای نتایج این مذاکرات از سوی حامیان دولت و همفکران سیاسی اش تنها در همین چهارچوب ارزیابی می شود چراکه اساسا خوشحال نشان دادن خودی ها از توافقی که بالاخره با دادن امتیازات بسیاری به دست آمده نمی تواند ذوق زدگی مفرط ایجاد کند و آدرس غلط به دشمن خواهد داد.

نکته چهارم، ضرورت پرهیز موافقان سیاسی دولت از جوزدگی مزمن و همچنین پرهیز مخالفان سیاسی دولت از ایجاد جو سرخوردگی و افسردگی است؛ چراکه نه از آرمانهای انقلاب کوتاه آمده ایم و نه کسی جسارت تدارک جام زهری دیگر را خواهد داشت. همچنانکه می توان گفت قطعا امکان رسیدن به توافق بهتر هم میسر بود و نتیجه کنونی براساس بضاعت این دولت بود و در ماه های آتی می بایست این کاستی توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی و سایر مسئولان منجمله مذاکره کنندگان هسته ای جبران شود. تداوم این دوگانه ذوق زدگی و سیاه نمایی، نتیجه ای جز دوقطبی سازی هلاک کننده منافع درازمدت ملت ایران به دنبال نخواهد داشت.

نکته پنجم آنکه احتمال جدی می رود نظام سلطه پس از لغو تحریمهای مرتبط با برنامه هسته ای ایران، همان تحریمها را مجددا به بهانه های واهی جدید نظیر نقض حقوق بشر، تروریسم و برنامه موشکی ایران احیا و به اجرا گذارد؛ این مساله ای است که باید مورد توجه همه مسئولان بویژه دولتمردان و تیم مذاکره کننده ما بوده و تضمین های لازم در خصوص جلوگیری از این شیطنت اخذ شود.

نکته ششم، عدم فضای شفاف و صریح و صادقانه در بیان واقعیت های تلخ و شیرین این توافق اولیه است که خود مشکلات جدی بعدی را ایجاد خواهد نمود. بیان نادرست برخی از اعضای تیم مذاکره کننده و بخصوص بیان ریاست محترم جمهوری در دستیابی به شعارهای انتخاباتی چرخش همزمان سانتریفیوژ با گردش چرخ کارخانجات و یا کسب همه خواسته های مشروع ایران در توافق سبب خواهد شد که هم زمینه فشار طرف غربی برای سه ماه آینده بالا رفته و توفیقات کم توافق را نیز کمتر نماید و هم با عملی نشدن وعده ها در آینده نه چندان دور میان مردم عزیزمان یاس و نا امیدی و در بین ملل جهان چهره مشعشع مردم شریف ایران را بعنوان یک شکست خورده ملکوک کند.

نکته هفتم، اعتماد مجدد و چند باره به طرف های مذاکره کننده بویژه آمریکاست. چرا در روند مذاکرات از شکاف بین شرق و غرب (روسیه و چین در مقابل آمریکا و سه کشور اروپایی) استفاده کافی نشد تا منافع بیشتری نصیب ایران شود؟ در توافق ژنو ما صادقانه به تعهدات خود عمل کردیم و طرف مقابل تعهدات کم خود را نیز ناقص انجام داد و به بهانه های مختلف از تعهداتش طفره رفت، لذا قابل تامل است که چرا تیم مذاکره کننده از گذشته عبرت نگرفته و مسیر درستی را برای محکم کاری و شفاف سازی درست و دریافت تضمین های اساسی انجام تعهدات طرف مقابل طی نمی نماید؟!

نکته هشتم، ریاست محترم جمهوری در نطق خویش صحنه رخ داده در توافقات را وفق مراد خواندند و آرزو کردند در سایر حوزه ها نیز با همکاری بین المللی مشکلات را مرتفع نمایند. این تحلیل نادرست و برداشت غیرواقع از اتفاق رخ داده در توافق اگر بخواهد به حوزه های دیگر مورد نظر نظام سلطه تسری یابد، راه مداخله جدی آنان را در ایران اسلامی، منطقه و جهان باز خواهد کرد لذا از ابتدا باید با واقع بینی مکر و حیله مزورانه آمریکا را دید و با خوش باوری شعار نداد و آرزوهای خویش را بعنوان دستاورد بر زبان نیاورد.

نکته نهم، ارتباط مستقیم رفع مشکلات کشور با تفاهم هسته ای و شرطی نمودن جامعه برای عدول از مواضع آرمانی دیگر به بهانه رفع مشکلات است؛ ضروریست مسئولان دولتی در اظهارنظرها و اقدامات خود دقت نموده و بی پروا مسیر مورد نظر دشمنان کشور و رسانه های بدخواه مردم رشید ایران را هموار ننمایند. توجه به این نکته ضروریست که تیم مذاکره کننده با داشته هایی مذاکره کرد که ملت رشید ایران با هزینه زیاد به دست آورده است و خونهای مظلومی به پای پیشرفت فنی و صنعتی ایران در زمینه هسته ای ریخته شده است، لذا همگان باید بکوشند تا با پاسداشت عزت و عظمت ملت ایران و نگه داشت خون بهای پرداخته شده مسیر پیش رو را با نرمشی قهرمانانه به سمت آرمان ها طی نمایند.

در خاتمه ضمن آرزوی مجدد انجام توافق عادلانه و شرافتمندانه که حقوق ملت ایران و عزت ایشان حفظ شود معتقدم می بایست تیم مذاکره کننده به سوالات زیادی در خصوص دلایل عدم رعایت بسیاری از خطوط قرمز پاسخ داده و از بیان جملات کلیشه ای خودداری نمایند، گرچه مطمئناً ارائه توضیحات تفصیلی در افکار عمومی بخصوص نخبگان، رسانه ها و بویژه مجلس شورای اسلامی نیز مطالبه خواهد شد.

*متخصص پزشکی هسته ای و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران

/انتهای پیام/


ن : داود داودی
ت : شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۴
پروژه اصلاح‌طلبان برای حادثه شیراز؛ آیا اصلاح‌طلبان با طرح «بازی‌ در دونقش» به مجلس دهم می‌رسند؟/

بازخوانی خودزنی‌های اصلاحات تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۳۵ حادثه شیراز امروز بهترین دستاویز برای گروهی است که می‌خواهد دوباره دوقطبی «خشونت‌گرا و ضدخشونت» را برای فتح مجلس دهم اجرایی کند. آیا اصلاح‌طلبان با طرح «بازی‌ در دونقش» به مجلس دهم می‌رسند؟/

بازخوانی خودزنی‌های اصلاحات به گزارش جهان، «حمله به علی مطهری در شیراز...» خبر به سرعت در صدر رسانه های داخلی به ویژه رسانه‌های نزدیک به جریان اصلاحات قرار می گیرد؛ خبری که به دلیل ماهیتش برای آنها دارای اهمیت بالایی است. هنوز چند ساعت از حادثه نگذشته که گروه های مختلف سیاسی محکومیت اصل حمله به مطهری را آغاز می کنند؛ اصلاح طلبان که این روزها علی مطهری را بیشتر نزدیک به خود احساس می کنند، در این میان واژه های آشنایی را درباره واقعه شیراز به کار می برند. «حمله گروه های خودسر»، «حمله خشونت طلبان»، «گروه های فشار»‌؛ واژه های است که از سوی برخی اصلاح طلبان در تفسیر واقعه شیراز بیان می شود و حتی علی تاجرنیا عضو حزب منحله مشارکت در مصاحبه با یکی از رسانه های اصلاح طلب با بکار بردن همین کلید واژه ها می گوید: «نیروهای خودسر از محل سخنرانی مطهری اطلاع داشتند» در این میان اما قرار دادن حادثه شیراز در کنار بازتولید واژه هایی مانند «خودسر» و «خشونت طلب» از سوی یکی از جریان های سیاسی کشور بدون شک نمی تواند مساله عادی باشد، آنهم در آستانه سالی که دو انتخابات مهم در عرصه سیاسی کشور برگزار خواهد شد. واقعه شیراز می تواند نقطه عطف بازگرداندن دو قطبی «خشونت طلب» و «ضدخشونت» در جامعه باشد؛ اتفاقی که می تواند آینده سیاسی کشور را با تاثیرگذاری چنین جریاناتی بر افکار عمومی تغییر دهد. در کنار هیاهوهای ایجاد شده پس از حمله به علی مطهری در شیراز و بکارگیری واژه های قدیمی از سوی اصلاح طلبان، این سوال پیش می آید که کدام جریان بیشترین سود را از حادثه شیراز خواهد برد؟ شاید برای شناخت بهتر ماهیت این جریان بتوان از رویدادهای تاریخی کمک گرفت؛ رویدادهایی که در دهه هفتاد و دوران دوم خرداد با تئوری هایی شبیه حادثه شیراز موجب شد تا جریانی خاص وارد عرصه قدرت قانون گذاری کشور یعنی مجلس شورای اسلامی شود. دوران دوم خرداد؛ دوقطبی خشونت طلب و ضد خشونت، راهی برای فتح مجلس تاریخ یکی از بحرانی ترین دهه های تاریخ انقلاب پس از جنگ را نشان می دهد. دهه هفتاد فرا رسیده و گروه های مختلف سیاسی تلاش می کنند فضای کشور را پس از جنگ به سمتی که خود مایل هستند ببرند. طیف چپ اما در ابتدای این دوران موفقیت کسب نمی کند و قدرت در دست جناحی که در ان دوران طیف راست خوانده می شد باقی می ماند. اما با نزدیک شدن به سال های میانی دهه هفتاد جناح چپ که بعدها خود را در قالب اصلاح طلبان تعریف می کند، تلاش خود را برای ایجاد یک دوقطبی جدید در جامعه آغاز می کند، یک دو قطبی دارای جایگاه اجتماعی با عنوان «خشونت طلب» و «ضدخشونت». این طیف پس از دوم خرداد و رای آوردن فرد مورد نظر خود به عنوان رئیس جمهور این پروژه را به صورت جدی تری دنبال می کند. انتخابات مجلس هدف بعدی جریانی است که توانسته در دوم خرداد رای اکثریت مردم جامعه را با اصطلاحاتی نظیر جامعه مدنی و آزادی از آن خود کند؛ اما برای بیرون کردن طیف مقابل از قدرت نیازمند ادامه پیدا کردن قدرتمند استراتژی ضدیت با خشونت گرایان است. خشونت گرا نشان دادن طرف مقابل در دستور کار قرار می گیرد؛ در این استراتژی باید برهم خوردن سخنرانی ها و میتینگ های سیاسی اصلاح طلبان به گردن طیفی از جامعه بیفتد که در ادبیات القا شده از سوی این جریان، گروه فشار نامیده می شوند. در این میان چهره های مختلف اصلاح طلب در فاصله بیش از یکسال مانده به انتخابات مجلس ششم، سخنرانی های خود در شهرستان ها را به صورت محسوسی افزایش می دهند و در این میان نیز شهرهایی انتخاب می شود که احساسات مذهبی مردم از اقدامات تشنج آفرین اصلاح طلبان بیشتر آزرده شده است. اما در ادامه وقایعی روی می دهد که تا حدودی پشت پرده برنامه ریزی اصلاح طلبان را فاش می کند. بازخوانی دو خودزنی سیاسی/ ماجرای بهم ریختن میتینگ ۴ خرداد ۷۷ و حمله به عبدالله نوری ۴ خرداد ۷۷ اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی که از سوی حشمت الله طبرزدی (فعال سابق دانشجویی که چندین بار به دلیل اقدامات ضدنظام به زندان افتاد) اداره می شد تصمیم به برگزاری یک تجمع سیاسی به مناسبت سالگرد دوم خرداد می گیرد. عبدالله نوری به عنوان وزیر کشور وقت مجوز برگزاری این تجمع در پارک لاله را صادر می کند و گروه طبرزدی نیز مقدمات برگزاری تجمع خود را فراهم می کنند. با شروع تجمع که با عنوان «خبرگان رهبری و شورا»‌ معرفی شده بود، گروهی سعی می کنند با رسیدن به جایگاه اصلی، مراسم را بهم بزنند و همین مساله سرآغاز درگیری بین دو گروه حاضر می شود. در ادامه دو گروه با چوپ و چماغ و سلاح سرد با یکدیگر درگیر می شوند و نیروی انتظامی مجبور به مداخله می شود. در این میان اعطای مجوز به چنین تجمع تنش زایی در ادامه موجب می شود تا عبدالله نوری وزیر وقت کشور توسط مجلس پنجم استیضاح و در نهایت از وزارت برکنار شود؛ البته برخی اصل دادن مجوز به تجمع مذکور را حرکتی مشکوک برای به تشنج کشیدن فضای کشور تلقی می کردند. نهایتا روزنامه های زنجیره اصلاحات این درگیری و ضد و خورد را با تیترهایی نظیر «تجمع دانشجویان به خاک و خون کشیده شد» پوشش دادند. در حمله به این تجمع ردپای فردی به نام امیر فرشاد ابراهیمی دیده می شود؛ فردی که در دوره ای سعی نموده خود را به انصارحزب الله نزدیک کند و با چهره ای به ظاهر مذهبی حمله کنندگان به این تجمع سیاسی حامیان دوم خرداد را هدایت می کند. اما این آخرین حضور خود ابراهیمی در چنین عرصه هایی نبود و شهریور ماه سال بعد ماجرای دیگری با نقش آفرینی ابراهیمی رخ می دهد. ۱۳ شهریور سال ۱۳۷۸ عبدالله نوری به عنوان معاون توسعه سیاسی رئیس جمهور وقت و عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات در نماز جمعه تهران مورد هجوم برخی افراد با چهره های مذهبی قرار می گیرند. در آن روز قرار بود پیکر مطهر تعدادی از شهدای تازه تفحص شده پس از نماز جمعه تشییع شود. در همین حین در زمان خروج عبدالله نوری از در خروجی نماز جمعه در خیابان طالقانی دو نفر به وی حمله ور می شوند و نوری را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، از سوی دیگر همین عده که متوجه حضور مهاجرانی شده اند، وی را نیز مورد حمله قرار دادند. این ماجرا به دست آویز خوبی برای مظلوم نمایی از سوی دولت اصلاحات تبدیل شد و با استفاده از همین واقعه فشار خود را به جناح رقیب افزایش دادند؛ آنها سعی می کردند که به بهانه حضور چهره هایی نظیر ابراهیمی در این بحران آفرینی ها، آن را به عناصر حزب اللهی منسوب کنند. ابراهیمی نیز به دلیل همین حادثه و نقشی که در واقعه کوی دانشگاه و حمله به خوابگاه دانشجویان ایفا کرده بود از سوی دستگاه های امنیتی بازداشت می شود. افشای رابطه ابراهیمی و اصلاح طلبان نکته عجیب و غیرقابل هضم ماجرا اما از اینجا آغاز می شود؛ امیر فرشاد ابراهیمی پس از گذشت ۸ ماه با وساطت شخص رئیس جمهور وقت به صورت موقت از زندان آزاد می شود. در این میان دو چهره جنجالی وکالت وی را می پذیرند که بر ابهامات ماجرای ابراهیمی می افزاید. شیرین عبادی فعال حقوق بشر و محسن رهامی فعال اصلاح طلب و وکیل دانشجویان در حادثه کوی دانشگاه در دادگاه رسیدگی به این واقعه وکالت کسی را می پذیرند که یکی از متهمان حمله خودسرانه به دانشجویان است. در ادامه و در جریان بررسی پرونده ابراهیمی، از سوی وکلای وی نوار ویدئویی از اظهارات وی ضبط می شود که بعدها سرآغاز پرونده ای جنجالی به نام نوارسازان است. ابراهیمی در این نوار ویدئویی ادعاهایی را علیه برخی مسئولان کشور و نیروهای نظامی و انتظامی و همچنین انصار حزب الله مطرح می کند. افشای رابطه ابراهیمی و اصلاح طلبان که با قبول وکالت وی از سوی رهامی و اجرای پروژه نوارسازان رقم خورد نشان داد که وی به خوبی توانسته بود پروژه «خشونت هراسی» اصلاح طلبان را اجرا کند. البته در این میان قطعا چهره های دیگری نیز حضور داشتند که خواسته یا ناخواسته پازل این استراتژی جبهه دوم خرداد را تکمیل کردند. ولی به هرحال این پروژه توانست تا حد زیادی در نزد افکار عمومی که از سال های قبل با حوادثی نظیر قتل های زنجیره ای، حادثه کوی دانشگاه و رخدادهایی نظیر برهم زدن تجمعات اصلاح طلبان و حمله به آنها،‌ آماده شده بود را تحت تاثیر قرار داده و اکثریت مجلس ششم را در انتخابات بهمن ماه سال ۷۸ نصیب اصلاح طلبان کند. حمله به مطهری؛ پروژه ای برای تسخیر مجلس دهم؟! یک سال مانده به انتخابات مجلس دهم و خبرگان رهبری؛ حادثه ای دیگر رخ می دهد، این‌بار علی مطهری به عنوان چهره ای که در ماه های گذشته با اظهارات جنجالی خود در میان طیف فکری خاصی از سیاسیون به ویژه اصلاح طلبان جایگاه مطلوبی پیدا کرده مورد حمله قرار می گیرد. نکته قابل تامل اینجاست که علی مطهری پیش از این نیز اظهارات جنجالی خود را بارها مطرح کرده و پس از آن در سخنرانی های مختلفی در استان ها حضور پیدا می کرد اما هیچگاه چنین حادثه ای برای وی پیش نیامده بود. نکته دیگر اینکه پس از این حادثه اصلاح طلبان در ابتدا خواستار برکناری استاندار شیراز شدند. این طیف عدم برخورد قاطع استاندار با عوامل حمله به علی مطهری را دلیل خود برای برکناری وی عنوان می کردند. اما در ادامه برگی دیگر از پشت پرده این حادثه و بهره برداری اصلاح طلبان از آن نمایان می شود. صادق زیباکلام فعال اصلاح طلب در مطلبی که روزنامه شرق آن را با عنوان «مطهری و مسئولیت دولت» منتشر کرد، ضمن اشاره به حادثه نوشت: « حمله به دکتر علی مطهری در شیراز و جلوگیری از سخنرانی وی در دانشگاه این شهر، چندین نکته اساسی را مطرح می‌کند. نخست این نگرانی که ممکن است مجددا وضعیت دوران اصلاحات در کشور به وجود بیاید. فراموش نکرده‌ایم که یکی از ویژگی‌های نامطلوب آن هشت‌ سال، حملات گروه‌های فشار یا «لباس‌شخصی»‌ها به تجمعات دانشجویی و کوی دانشگاه، سخنرانی‌های اصلاح‌طلبان، دفتر برخی روزنامه‌ها و کتابفروشی‌ها، نمایش برخی فیلم‌ها و این‌دست اقدامات بود.» این اظهارات زیباکلام نشان می دهد که این جریان خود را برای ایجاد چنین فضایی و همچنین بهره برداری های بعدی از آن آماده می کند. اما پازل تکمیلی این سناریو در بخش آخر اظهارات زیباکلام روشن تر می شود؛ آنجایی که وی با انتقاد از عملکرد استانداری و وزارت کشور در برابر این حادثه مساله را به انتقاد از وزیر کشور کشانده و لزوم تغییر وی را به روحانی اینگونه یادآورد می شود؛ «با توجه به اینکه بدنه اصولگرای مجلس همکاری و همدلی با دولت ایشان ظرف ١٨ماه گذشته نداشته‌اند، واقعا دیگر ضرورتی ندارد آقای روحانی همچنان کلیدی‌ترین پست کابینه را در اختیار اصولگرایان بگذارند» برکناری وزیر کشور و انتصاب فردی نزدیک به اصلاح طلبان شاید مطلوب ترین هدف کوتاه مدت این جریان باشد؛ هدفی که می تواند راه اقدامات بعدی آنها برای رسیدن به صندلی های بهارستان را بازتر کند. دستگاه های امنیتی مسئول می توانند با شناسایی و دستگیری عوامل اصلی حمله به مطهری در شیراز، ضمن معرفی آنها با جامعه از سناریوی های پشت پرده آن نیز رونمایی کنند؛ سناریوهایی که خواسته یا ناخواسته از سوی برخی افراد و گروه ها به اجرا گذاشته شد. البته بدون شک جریان سیاسی که در حال بهره برداری از این واقعه است، علاقه ای به افشای ماهیت واقعی عوامل اصلی این حمله نخواهند داشت؛ شاید با بررسی بیشتر از این پرونده بتوان ردپای امثال «امیرفرشاد ابراهیمی» های جدید را در آن پیدا کرد. منبع:فارس


ن : داود داودی
ت : پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳
الیاس نادران در دیدار با آیت‌الله نوری همدانی:‏
اخراج یک میلیون نفر از بازار کار از آغاز دولت یازدهم!
 اخراج یک میلیون نفر از بازار کار از آغاز دولت یازدهم
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: هر چند دولت حاضر مشاغلی را ایجاد ‏کرده ولی در مجموع نزدیک به یک میلیون نفر نسبت به ابتدای دولت یازدهم، از بازار کار خارج ‏شده‌اند.‏
 
 
به گزارش اهراب نیوز به نقل از فارس، الیاس نادران ظهر امروز در دیدار با آیت‌الله نوری همدانی اظهار کرد: پس از استقرار دولت تدبیر و امید، مجلس همه همت خود را بر این گذاشت که با همراهی دولت، آرامش را به فضای اقتصادی بازگرداند.

وی افزود: بعد از فشارهای ناشی از تحریم و مسائل مالی، جمع‌بندی این بود که باید به دولت کمک شود تا در کارهای اقتصادی به موفقیت برسیم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه دولت سعی در کنترل نقدینگی موجود در جامعه با هدف کاهش رشد قیمت‌ها داشت گفت: دولت در این مدت از نظر مدیریت قیمت‌ها موفقیت‌هایی را به دست آورده است.

وی ادامه داد: البته با توجه به فشاری که به واسطه این امر به حوزه تولید وارد می‌آمد، لازم بود کارخانجات و مجموعه صنایع کشور مورد حمایت قرار می‌گرفتند تا اشتغال را تامین کنند ولی دولت در این حوزه، تعلل داشته است.

نادران با اشاره به اینکه دولت از این پس قضیه را موکول به حل مسئله هسته‌ای و به سرانجام رسیدن مذاکرات کرده است گفت: استدلال دولت آن است که با برداشته شدن تحریم‌ها، مشکل تولید و رکود حل می‌شود و اختلاف اصلی ما با دولت بر سر همین مسئله است.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: به نظر ما کشورهای غربی نیز به همین دلیل مدام نتیجه مذاکرات را عقب می‌اندازند؛ در حال حاضر نزدیک به یک میلیون نفر نسبت به ابتدای دولت روحانی، از بازار کار خارج شده‌اند که شامل اخراج، بازنشستگی و ... بوده است و هرچند دولت مشاغلی را ایجاد کرده ولی در نهایت این تعداد از افراد از گردونه کار خارج شده‌اند.

وی افزود: بورس نیز از ابتدای دولت تاکنون رکود و سقوط جدی داشته به طوری که شاخص بورس یک سال و نیم پیش، ۸۹ هزار واحد بود و اکنون به ۶۴ هزار واحد رسیده است.

نادران با اشاره به فرمایشات رهبر معظم انقلاب مبنی بر اقتصاد مقاومتی گفت: این سخن ناظر به همین مسئله بود که اقتصاد مملکت نباید با مذاکرات گره بخورد زیرا در اقتصاد مقاومتی دولت باید سرمایه‌ها و توانمندی‌های فنی و مهندسی داخلی را وارد عرصه کند و این مسائل هیچ ارتباطی به مذاکرات و مسئله هسته‌ای ندارد بلکه باید اراده‌ای قوی وجود داشته باشد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه دولت باید صرفه‌جویی را از بدنه خود شروع کند خاطرنشان کرد: در حقیقت مدیران دولتی باید هزینه‌های زائد را کم کنند و از سفرهای خارجی بکاهند و مردم هم اگر این رفتارها را ببینند صرفه‌جویی را در پیش می‌گیرند ولی در شاکله دولت این مسائل را نمی‌بینیم و مسئولان دولتی، علامت مثبت صرفه‌جویی و ساده‌زیستی را نمی‌دهند.

وی تصریح کرد: جسارت تصمیم‌گیری نیز در دولت مشاهده نمی‌شود چه اینکه مجلس مصوب کرد افرادی که نیاز مالی ندارند یارانه نگیرند ولی دیگران از این یارانه بهره‌مند شوند و صرفه‌جویی حاصل نیز در تولید مصرف شود ولی دولت یا به دلایل سیاسی یا به دلیل عدم جسارت در تصمیم‌گیری‌های کلان وارد حوزه پالایش حساب و کتاب مردم نمی‌شود که مجموعه این عوامل سبب شده برخی به تحلیل بدبینانه‌ای برسد که عده‌ای در دولت در این تلاش هستند که اقتصاد داخلی درست نمی‌شود الا با تفاهم با غرب؛ از دولت این گلایه را داریم که فرمایش رهبری که فرمودند چاره کار برای حل مسئله اشتغال، اقتصاد مقاومتی است را اجرایی نمی‌کند.

نادران با بیان اینکه مردم ایران ظرفیت‌های فراوانی دارند و باید پای کار بیایند گفت: اگر چرخ اقتصاد ما بچرخد به یقین کشورهای مقابل ایران در مذاکرات هم در می‌یابند که تحریم‌ها تاثیری ندارند و کوتاه می‌آیند؛ دولت نه تنها این کار را نکرده بلکه عکس آن عمل کرده است، بودجه‌های فضایی قطع شده و در اقدامی نمادین نیز نماد هسته‌ای کشور از پول ملی حذف شده و حدیث رسول‌الله(ص) هم برداشته شده است؛ به چه کسی علامت می‌خواهند بدهند که ما از مسائل هسته‌ای خسته شده‌ایم؟

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: دولت در حال حاضر خطای استراتژیکی را مرتکب می‌شود و راه اشتباه را می‌رود بنابراین در مجلس سعی داریم آنها را به راه درست بکشانیم زیرا عقیده داریم ظرفیت داخل، امکان حل مسائل و مشکلات اقتصادی را دارد ولی دولت عزم و اراده‌ای برای این کار ندارد.

ن : داود داودی
ت : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳
همانند قصه سعید عسگر و اسید پاشی ها

حمله به علی مطهری سناریوی اصلاح طلبان بود!

 
این قضیه خود زنی بوده سیاسی بوده و بی شک یا توسط خود اصلاح طلبان انجام گرفته و یا افراطیونی که جزو پازل اصلاح طلبان اقدام کرده اند.

به گزارش آناج به نقل از عماریون، حجت الاسلام روح الله بجانی در جلسه دانشجویان حزب الله شمالغرب گفت: قصه علی مطهری همانند قصه سعید عسگر و اسید پاشی ها سناریوی اصلاح طلبان بود. 


وی ادامه داد: این قضیه خود زنی بوده سیاسی بوده و بی شک یا توسط خود اصلاح طلبان انجام گرفته و یا افراطیونی که جزو پازل اصلاح طلبان اقدام کرده اند. 

رییس شورای هماهنگی حزب الله شمالغرب کشور گفت: اصلاح طلبان در اتهام زنی های خود همیشه سناریوهایی را می نویسند و بر اساس آن سناریو به دنبال خشونت طلب نامیدن و افراطی نامیدن مخالفین خود هستند. آنان همیشه به دنبال انزوای مخالفین خود هستند. بنده از منابع امنیتی و دستگاهها قضایی خواستار رسیدگی دقیق و شناسایی عوامل میدانی و پشت پرده این اقدامات هستم. این اقدامات شاید هر کجای کشور در سناریوی این افراد قرار بگیرد و شاید برخی افراد انقلابی را نیز جاهلانه در پازل خود قرار دعند. لذا از حزب الله سراسر کشور انتظار است تا در پازل اصلاح طلبان قرار نگیرند. تنها راه فرار از پازل عمل به قانون و شرع مقدس است. 

وی در خصوص اتاق فکر محرمانه جریان نفاق گفت: احتمال داده می شود که در بخشی از برنامه جریان نفاق ، مخالفین انقلاب که هم اکنون متاسفانه در بدنه دولت نفوذ کرده اند به دنبال کناره گیری رییس جمهور هستند. آنان می خواهند تا بعد از ناکام ماندن آمریکا از استعمار نوین شیخ حسن روحانی را از ادامه ریاست دولت کنار بزنند. حال وارد کردن رییس جمهور به کارهایی که خدایی ناکرده موجب بی کفایتی اش گردد و یا استعفای وی که بعد از آن نوبت به اجرای سناریوی دیکتاتور نامیدن ولایت خواهد رسید برای این امر باید پازلی بنام حمله به شخصیت ها توسط افراد خود سر و یا ولایی نما از قبل اجرا شود تا آنان بتوانند براحتی تهمت دیکتاتوری را به ولایت بچسبانند پس بنده عاجزانه خواستار دقت بیشتر حزب الله در این سناریو ها هستم.

منبع: anaj.ir


ن : داود داودی
ت : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳

بالازاده5تسنیم گزارش می‌دهد؛

مرحمت بالازاده؛ شهید ۱۱ ساله‌ای که حکم جهادش را از دستان مقام معظم رهبری گرفت

خبرگزاری تسنیم: پدر شهید بالازاده از حکم جهاد فرزندش می‌گوید؛ پسرم هیچ چیز نگفت و فقط گریه کرد ...

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردبیل, شهید شاخص دانش‌آموز, مرحمت بالازاده در هفدهم خردادماه 1349، در روستای «چای گرمی» یکی از روستاهای شهرستان گرمی از توابع انگوت در دامان سر سبز مغان و در یک خانواده متدین و محروم، دیده به جهان گشود, پدرش حضرتقلی و مادرش ختائی عظیمی نام داشت.

حضرتقلی در روستاهای اطراف دستفروشی می‌کرد و به‌دنبال رزق روزی حلال بود, وی موذن مسجد روستا بود, شهید بالازاده بزرگ‌تر که می‌شود، همراه پدر در مسجد حضور می‌یابد و پای منبر روحانی و درس قرآن می‌نشیند, شهید دوران کودکی را در دشت و کوه و دره‌ها و مناظر سر سبز روستا، با بچه‌های هم سن و سال خود گذرانده و سال 65 در هفت سالگی پا به مدرسه عباسی انگوت نهاد و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند.

با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران و بسیج، در سال 1359 هنگام تشکیل نخستین هسته‌های مقاومت بسیج در این منطقه دور افتاده، با عده‌ای از نوجوانان و جوانان روستا، هماهنگ شده و پایگاه مقاومت بسیج ((امام موسی صدر))را در روستا، راه اندازی کردند, شهید به همراه جمعی دیگر از جوانان پرشور و فعال انقلابی، در این پایگاه عضویت یافته و با وجود سن و سال کم شروع به فعالیت می‌کند.

شهید بالازاده آموزشهای نظامی، قرآن و عقیدتی را در همین پایگاه گذرانده و با شور و حال عجیبی به پاسداری از آرمان‌های انقلاب اسلامی می پردازد و در پایگاه مقاومت مسوولیت تبلیغات را عهده دار شده و با سخنان معصومانه و پاک خویش، پیام امام خمینی(ره) را به دوستان می رساند و آنها را با فعالیت های فرهنگی فوق العاده موثر خود جهت اعزام به جبهه تشویق می‌کرد.

شهید بالازاده با سن پایین و جثه کوچک، وارد بسیج شده و در کنار بزرگ‌ترها مثل بزرگ‌ترها رفتار می‌کند, شناخت و آگاهی شهید بالازاده در کنار پاسداران و بسیجیان، تکمیل می‌شود و به بصیرت دست می‌یابد, بصیرتی که وظیفه او و هموطنانش را در قبال انقلاب و جنگ تحمیلی، در اولویت اول قرار می‌دهد.

شهید بالازاده نوجوان، جنگجوی خردسال کربلای ایران بود که با بسیاری از پیشروان انقلاب، همچون امام خمینی(ره)، ریاست جمهوری، نخست وزیر و ریاست مجلس دیدار کرده و بارها مورد تفقد و نوازش و تمجید آنها قرار گرفته بود, در شهرستان گرمی مغان، مرحمت سخنگوی انقلاب و رزمندگان اسلام شده بود امام جمعه شهر، قبل از خطبه های نمازجمعه، از شهید بالازاده می‌خواست که برای مردم سخنرانی کند و پیام عاشوراییان ایران را به جوانان و نوجوانان شهر برساند.

شهید مرحمت بالازاده، حکم جهادش را از دستان مقام معظم رهبری گرفت

سخنان شهید بالازاده دلنشین و جذاب و تأثیرگذار بود او با بیان شیرین و شیوای خود سخن می‌گفت و با فصاحت، پیام شهدای انقلاب اسلامی را بیان می‌کرد و مردم را آماده دفاع از دین و وطن خود می‌ساخت.

شهید بالازاده با موتوری که از طرف فرمانداری به او می‌دهند، مروج و مبلغی کوچک می‌شود، تا دور افتاده‌ترین مساجد و پایگاه‌های مقاومت می‌رود و پوستر، عکس و دستورات و فراخوان‌های بسیج را ابلاغ می‌کند, با شروع جنگ تحمیلی، برگ دیگری از زندگی وی ورق می‌خورد حضورش در کنار مسئولین سپاه و بسیج حال و هوای دیگری به برنامه‌ها می‌بخشد، بگونه‌ای که بر تعداد نیروهای داوطلب برای اعزام به مناطق جنگی افزوده می‌شود.

سال 1360، او یازده سال دارد و به مناطق عملیاتی و پشت خاکریزها فکر می‌کند, مراجعات او برای اعزام به جبهه به نتیجه نمی‌رسد و در این میان رو به رو شدن او با عوض محمدی, مسئول اعزام نیروی ستاد منطقه پنج آذربایجان شرقی، دیدنی و شنیدنی است, یکی بر حسب دستور و وظیفه می‌خواهد از اعزام افراد کم سن و سال جلوگیری نماید و دیگری بنا به وظیفه می‌خواهد ادای دین کند.

وی بارها و بارها از اردبیل و تبریز برگردانده می‌شود تا اینکه سال 1361 موفق می‌شود با وساطت آیت الله ملکوتی، امام جمعه وقت تبریز، به خواسته‌اش برسد, شهید بالازاده در نخستین اعزام در عملیات مسلم بن عقیل شرکت می‌کند پس از اولین اعزام، تسویه نمی‌کند تا راه بازگشت به جبهه کماکان باز باشد ولی مسئولین طبق وظیفه، بدنبال این هستند تا او را از حضور در خط مقدم بازدارند.

شهید بالازاده ناامید نمی‌شود و برای رسیدن به آرزویش، پیش مسئولین شهرستان و استان و مقام معظم رهبری می‌رود تا در زمان ریاست جمهوری ایشان، حکم جهاد را از دستان مبارکشان بگیرد، حکمی که بالاترین دستورهاست, این دستخط به شهید بالازاده بال و پر می‌دهد تا هر کس مانع اعزامش شد، آن را از جیبش در آورده و بگوید من حکم جهادم را را از آقا گرفته‌ام.

شهید بالازاده غیر از حضور در گردانهای رزمی، برای مدتی در گردان تخریب حضور یافته، بر تجربیاتش می‌افزاید, بین سال‌های 1361 تا 1363، به دفعات در جبهه حضور می‌یابد و به روایت فرماندهان و همرزمانش، در عملیات‌های والفجر2 از ناحیه پای چپ زخمی شده، در عملیات خیبر دچار موج‌گرفتگی می‌شود.

سال 1363 به همراه خانواده به اردبیل اسباب‌کشی کرده و در محله پناه‌آباد، خانه‌ای اجاره می‌کنند پس از این جابجایی، او در عملیات بدر شرکت می‌کند و 21اسفند 1363 با اصابت تیر و ترکش به گلو و چشم، در چهارده سالگی به شهادت می‌رسد, پیکر مطهرش در اردبیل تشیع و در بهشت فاطمه به خاک سپرده می‌شود.

آقای خامنه‌ای بگویید دیگر روضه حضرت قاسم (ع) نخوانند

در یکی از روزهای سال 1362، زمانی که حضرت آیت الله خامنه‌ای، رییس جمهور وقت، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری، واقع در خیابان پاستور خارج می‌شدند، در مسیر حرکتش تا خودرو، متوجه سر و صدایی شدند که از‌‌ همان نزدیکی شنیده می‌شد.

صدا از طرف محافظ‌ها بود که چندتای‌شان دور کسی حلقه زده بودند و چیز‌هایی می‌گفتند, صدای جیغ مانندی هم دائم فریاد می‌زد: «آقای رییس جمهور! آقای خامنه‌ای! من باید شما را ببینم»

حضرت‌آقا از پاسداری که نزدیکش بود پرسیدند: «چی شده؟ کیه این بنده خدا؟» پاسدار گفت: «نمی‌دانم حاج آقا! موندم چطور تا اینجا تونسته بیاد جلو» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافظان بود، وقتی دید آقا خودشان به سمت سر و صدا به راه افتاده‌اند، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: «حاج آقا شما وایستید، من میرم ببینم چه خبره» بعد هم با اشاره به دو همراهش، آن‌ها را نزدیک حضرت‌آقا مستقر کرده و خودش به طرف شلوغی می‌رود.

کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگردد, و می‌گوید: «حاج آقا! یه بچه است, میگه از اردبیل کوبیده اومده اینجا و با شما کار واجب داره, بچه‌ها می‌گن با عز و التماس خودشو رسونده تا اینجا, گفته فقط می‌خوام قیافه آقای خامنه‌ای رو ببینم، حالا می‌گه می‌خوام باهاش حرف هم بزنم».

حضرت‌آقا می‌فرمایند: «بذار بیاد حرفش رو بزنه وقت هست».

لحظاتی بعد پسرکی 12-13 ساله از میان حلقه محافظان بیرون آمده و همراه با سرتیم محافظان، خودش را به حضرت‌آقا می‌رساند, صورت سرخ و سرما زده‌اش خیس اشک بود, در میانه راه حضرت‌آقا دست چپش را دراز کرده و با صدای بلند می‌فرمایند: «سلام بابا جان! خوش آمدی»

شهید بالازاده با صدایی که از بغض و هیجان می‌لرزیده به لهجهٔ غلیظ آذری می‌گوید: «سلام آقا جان! حالتان خوب است؟»

حضرت آقا دست سرد و خشکه زدهٔ پسرک را در دست گرفته و می‌فرمایند: «سلام پسرم! حالت چطوره؟» پسر به جای جواب تنها سر تکان می‌دهد.

حضرت‌آقا از مکث طولانی پسرک می‌فهمند زبانش قفل شده, سرتیم محافظان می‌گوید: «اینم آقای خامنه‌ای! بگو دیگر حرفت را» ناگهان حضرت‌آقا با زبان آذری سلیسی می‌فرمایند: «شما اسمت چیه پسرم؟»

شهید بالازاده که با شنیدن گویش مادری‌اش انگار جان گرفته بود، با هیجان و به ترکی می‌گوید: «آقاجان! من مرحمت هستم از اردبیل تنها اومدم تهران که شما را ببینم.»

حضرت‌آقا دست شهید بالازاده را‌‌ رها کرده و دست روی شانه او گذاشته و می‌فرمایند: ‌«افتخار دادی پسرم صفا آوردی چرا این قدر زحمت کشیدی؟ بچهٔ کجای اردبیل هستی؟»

شهید بالازاده که حالا کمی لبانش رنگ تبسم گرفته بود می‌گوید: «انگوت کندی آقا جان!»

حضرت‌آقا می‌پرسند: «از چای گرمی؟» شهید بالازاده انگار هم ولایتی پیدا کرده باشد زود می‌گوید: «بله آقاجان! من پسر حضرتقلی هستم».

حضرت‌آقا می‎فرمایند: «خدا پدر و مادرت رو برات حفظ کنه.»

شهید بالازاده می‌گوید: «آقا جان! من از ادربیل آمدم تا اینجا که یک خواهشی از شما بکنم.»

حضرت‌آقا عبایش را که از شانه راستش سر خوره بود درست کرده و می‌فرمایند: «بگو پسرم. چه خواهشی؟»

شهید بالازاده می‌گوید: آقا! خواهش می‌کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم (ع) نخوانند!

حضرت‌آقا می‌فرمایند:چرا پسرم؟

شهید بالازاده به یک باره بغضش ترکیده و سرش را پایین انداخته و با کلماتی بریده بریده می‌گوید: «آقا جان! حضرت قاسم (ع) 13 ساله بود که امام حسین (ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم 13 ساله‌ام ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی‌دهد به جبهه بروم هر چه التماسش می‌کنم, می‌گوید 13 ساله‌ها را نمی‌فرستیم, اگر رفتن 13 ساله‌ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم (ع) را چرا می‌خوانند؟» و شانه‌های شهید بالازاده آشکارا می‌لرزد.

حضرت آقا دستشان را دوباره روی شانه شهید بالازاده گذاشته و می‌فرمایند: «پسرم! شما مگر درس و مدرسه نداری؟ درس خواندن هم خودش یک جور جهاد است»شهید بالازاده هیچ چیز نمی‌گوید، فقط گریه می‌کند و این بار هق هق ضعیفی هم از گلویش به گوش می‌رسد.

حضرت‌آقا شهید بالازاده را جلو کشیده و در آغوش می‌گیرند و رو به سرتیم محافظانش کرده و می‌فرمایند: «آقای...! یک زحمتی بکش با آقای ملکوتی (امام جمعه وقت تبریز)تماس بگیر بگو فلانی گفت این آقا مرحمت رفیق ما است, هر کاری دارد راه بیاندازید و هر کجا هم خودش خواست ببریدش, بعد هم یک ترتیبی بدهید برایش ماشین بگیرند تا برگردد اردبیل, نتیجه را هم به من بگویید»

حضرت‌آقا خم شده صورت خیس از اشک شهید بالازاده را بوسیده و می‌فرمایند: «ما را دعا کن, پسرم درس و مدرسه را هم فراموش نکن, سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان» و...

شهید مرحمت بالازاده بیشتر اوقات در کنار فرماندهش «شهید مهدی باکری» بود

شهید مرحمت بالازاده به اردبیل بازگشت، اما برخلاف دیروز که از اردبیل به تهران رفته بود، دل‌گرفته و غم‌زده نبود؛ از خوشحالی در پوست نمی‌گنجید، دلش برای اینکه زودتر برسد، پر می کشید, شهید بالازاده با نشان دادن مجوز آقا، وارد تیپ عاشورا شد.

کمتر از سه روز بعد، فرمانده سپاه اردبیل، شهید بالازاده را خوشحال و خندان دید که با حکمی پیشش آمد, می‌توانست باز هم شهید بالازاده را سر بدواند و لی مطمئن بود که می‌رود و این بار از خود امام خمینی (ره)حکم می‌آورد, گفت اسمش را نوشتند و مرحمت بالا‌زاده رفت در لیست بسیجیان لشکر 31 عاشورا.

یک بچه 13 ساله روستایی که فارسی هم درست نمی‌توانست صحبت کند، دستش به کجا می‌رسید؟ مجبور بود بی‌خیال شود اما فقط سه روز بعد مرحمت با دستوری از بالا برگشته و با این مجوز وارد تیپ عاشورا شد و در عملیات های بسیار جانفشانی کرد.

شهید بالازاده حدود سه سال در جبهه‌های جنگ حق علیه باطل با دشمن جنگید و خیلی کم به خانه و نزد خانواده اش می‌آمد و هر وقت هم که چند روزی به مرخصی می‌آمد، در مساجد و منابر و مجالس، روز و شب به تبلیغ و جذب نیروی داوطلب بسیجی برای اعزام به جبهه می‌پرداخت.

وی حتی راضی نبود که پدر و مادرش متوجه مجروحیت و آثار زخم های دشمن بر بدن نحیف و ظریفش شوند شبها در کنار پدر و مادر با لباس رزم می‌خوابید، تا مبادا پدر و مادرش متوجه ناراحتی‌ها و آثار مجروحیت او شوند.

شجاعت و درایت را با هم داشت و همه در حیرت که این همه در یک نوجوان 13 ساله چگونه جمع شده است؛ بر و بچه های تیپ عاشورا چهره مهربان و جدی شهید بالازاده را از یاد نمی برند بیشتر اوقات کنار فرمانده‌اش شهید «مهدی باکری» دیده می شد.

سرانجام مرحمت بالازاده روز21 اسفند 1363 در جزیره مجنون در عملیات بدر، با فاصله بسیار کمی از شهادت مرادش یعنی شهید مهدی باکری، بال در بال ملائک گشود و میهمان سفره حضرت قاسم (ع) شد.

تمام عمرم در خط رهبری و انقلاب هستم,مگر مرده‌ایم که دشمن خیال تجاوز به کشور ما را دارد

محمد علی بالازاده اظهار کرد: فردای روز شهادت مرحمت نزدیک ظهر چند نفر از سپاه اردبیل به خانه ما آمدند و به پدر و مادرم گفتند که مرحمت زخمی شده است و باید برای ملاقات به بیمارستان بروند, مادرم به آنها گفت: «می‌دانم مرحمت شهید شده، من تحملش را دارم, به من راستش را بگویید.» شب شهادت مرحمت خاله‌ام خواب دیده بود که مرحمت به زیارت حضرت امام رضا (ع) رفته است مادرم از شهادت مرحمت مطلع بود ما به بیمارستان رفتیم،‌ آنجا خبر شهادت مرحمت را به ما دادند.

برادر شهید بالازاده افزود: مراسم تشییع  و خاکسپاری پیکر شهید مرحمت بالازاده  بسیار باشکوه برپا شد، همه آشنایان، بستگان و روستاییان و همرزمان شهید در مراسم حضور داشتند, رفتار و کردار و اخلاق شهید، زبانزد خاص و عام بود از دست دادن مرحمت برای همه ما سخت بود و نخستین مخالف و مانع  شهید برای حضور در جبهه خانواده بود،‌ شرایط سنی و جثه ظریف و کوچک مرحمت باعث شد تا خانواده با آوردن دلایلی چون درس و تحصیل و وضعیت جسمی مانع او شوند، که موفق نشدند از اعزام به جبهه منصرفش کند.

محمدعلی بالازاده به نقل از شهید گفت: «اینها همه بهانه است، من برای دفاع از اسلام قرآن، وطن و ملت ایران می‌روم مگر ما مرده‌ایم که دشمن خیال تجاوز به کشور را دارد,  پدر و مادرم، این همه عشق و ایمان و صلابت او را که دیدند به رفتنش رضایت دادند، چرا که ماندن بیشتر عذابش می‌داد.»

وی تصریح کرد: مرحمت جنگ تحمیلی را با واقعه عاشورا مقایسه می‌کرد و می‌گفت: این روزها تفاوت کمی با آن زمان دارد, آن زمان رهبر کربلا امام حسین (ع) بود و حالا هم نایب بر حق امام زمان (عج)، حضرت امام خمینی (ره) هدایت کشورمان را بر عهده دارد.

محمدعلی بالازاده افزود:شهید مرحمت بالازاده،‌ خودش را ملتزم و قائل به رعایت فرامین ولی فقیه و فرموده امام خمینی (ره) می‌دانست که جبهه‌ها باید پر شود می‌گفت: «تمام عمرم در خط رهبری و انقلاب خواهم بود.»

برادر شهید بالازاده بیان کرد: وقتی حضرت امام خمینی (ره) سفارش و توصیه‌‌ای داشتند و صحبتی می‌فرمودند، به طوری احساس مسئولیت می‌کرد که انگار مخاطبشان فقط مرحمت بوده است, تمام صحبت‌های امام خمینی (ره) را به تمام مردم می‌رساند, امروز هم وظیفه تمامی دانش‌آموزان و جوانان‌مان در مقابل شهدا، این است که با عمل و مطالعه وصیت‌نامه شهدا و راه و سبک زندگی این شهدای والا مقام که به مقام‌های بالا رسیده‌اند، به تعالی برسیم.

وی اظهار کرد: دانش آموزان می‌توانند با تحصیل علم و کسب دانش همچون شهدا با تبعیت از ولایت فقیه و رهبری دین خود را به مردم و کشور عزیز ادا نمایند, همانطور که کشورهای اسلامی دیگر امروز به بیداری اسلامی رسیده‌اند, اینها تماماً نشأت گرفته از انقلاب اسلامی و درایت و اقدامات جهانی اسلامی امام خمینی (ره) است  آنها با الگو قراردادن جوانان کشورمان در راه مبارزه با رژیم سلطنتی و هشت سال دفاع مقدس، تمامی حکومت‌های سلطنت‌طلب را به زیر کشیده و حکومت اسلامی را بر پا می‌کنند.

محمد علی بالازاده با پاسداشت یاد و خاطره شهدا و معرفی ایثارگری‌ها و اهداف آنها, تصریح کرد: دانش‌آموزان و نوجوانان کشورمان چه اهداف و انگیزه‌ای داشته‌اند که در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح بعثی، ایستادند و خود را فدای انقلاب و اسلام کردند.

وی گفت: شهید مرحمت بالازاده و تمامی شهدای کشور عزیزمان ایران با اعتقاد و ایمانی کامل نسبت به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و اسلام ناب محمدی (ص) تا آخرین قطره خون پای اعتقاداتشان ماندند, درس گرفتن از شهدا وظیفه امروز ملت و تمامی مسئولان کشورمان است.

برادر شهید مرحمت بالازاده تشریح کرد: مسئولان باید با درس گرفتن از ایثارگری شهدا و خدمت‌رسانی به مردم نهایت تلاش خود را انجام دهند, همانطور که حضرت امام خمینی (ره) فرمودند: «من را رهبر نخوانید من خدمتگزار مردم هستم.»‌ مسئولان نیز باید تلاش کنند با ساده‌زیستی و خدمت بی‌منت به مردم نهایت تلاش خود را بنمایند تا شاید بتوانند گوشه‌ای از حقی را که شهدا و ایثارگران برگردن‌مان دارند جبران کرده باشند.

شهید بالازاده با کارهای عجیب و غریب خود همه ما را در حیرت و سرگردانی قرار می‌داد

عظیم دشتی اظهار کرد: خیلی ها از شجاعت, مردانگی, تیز هوشی, روحیه جنگندگی مرحمت بالازاده گفته‌اند ولی من باچشم خود همه این اوصاف را در او دیده و از نزدیک لمس کرده ام ؟!

دوست شهید بالازاده تصریح کرد: تابستان سال 1360 هجری شمسی, در واحد بسیج مستضعفین گرمی با او آشنا شدم, عده‌ای از نوجوانان شهرستان گرمی برای برقراری امنیت مردم در واحد بسیج دور هم جمع شده بودیم, در تابستان گرم و زمستان سرد«شهرستان گرمی» بدون هیچ چشم داشتی از صبح تا شب و از شب تاصبح نگهبانی می‌دادیم.

رئیس بسیج هنرمندان استان اردبیل افزود: بعضی اوقات با برادران پاسدار به گشت شبانه می‌رفتیم و یا به همراه مربیان آموزش نظامی, جهت تعلیم و آموزش به پایگاههای مقاومت می رفتیم, با اینکه بیش از 14 سال سن نداشتیم ولی از آمادگی جسمانی کاملی بر خوردار بودیم, خدا حفظ کند عبدالوهاب قلی زاده را , روزانه حداقل 2 ساعت برای ارتقای آمادگی جسمانی وروحی ما وقت می‌گذاشت و با تمرینات ورزشی سخت خود؛ ما را برای یک نبرد بزرگ آماده می‌کرد.

وی بیان کرد: میان ما نوجوانی با قد کوچک و قلب بزرگ حضور داشت که هیچ وقت ما فکر نمی‌کردیم یک روز شهرت کشوری پیدا کند, او با کارهای عجیب و غریب خود همه ما را در حیرت و سرگردانی قرار می‌داد, انگار نماینده مردم منطقه انگوت شده بود, به راحتی و بدون هیچ گونه واهمه با امام جمعه محترم وقت شهرستان مرحوم حاج آقا فرخی ارتباط برقرار می‌کرد, با فرماندار شهرستان مثل یک مرد بزرگ مشکلات منطقه را درمیان می گذاشت, هر مسئولی را می‌دید از محرومیت زادگاهش می‌گفت.

دشتی افزود:راستش ما به ایشان حسودی‌ می‌کردیم, ماها که جرآت حرف زدن با بزرگترها را نداشتیم ولی او با جسارت تمام با نماینده مجلس, فرماندار و امام جمعه صحبت می کرد, البته دغدغه فقط حل مشکلات منطقه نبود؛ بنده, شهید مرحمت بالازاده و دیگر دوستان هم سن و سال ما دغدغه دیگری هم داشتیم و آن هم اعزام به جبهه با آن سن وسال کم بود.

دوست شهید بالازاده اظهار کرد: در هر اعزامی ثبت نام می‌کردیم و آماده اعزام می‌شدیم, مسئولین اعزام نیرو, اجازه نمی‌دادند, یادم می آید در حیاط ساختمان بسیج , «شهرداری گرمی » یکدستگاه ماشین خراب وجود داشت, کاروان رزمندگان که حرکت می‌کرد ما هم با حال و هوای بچگی به آن ماشین خراب سوار می شدیم 2 , 3 ساعتی در عالم خیال و بچگی «مسیر جبهه» را طی می کردیم, خلاصه این سرگردانی, ودربه دری به سر آمد و در سال 61 من و مرحمت و دیگر دوستان هر کدام به نوعی به جبهه اعزام شدیم, من رفتم شمالغرب و مرحمت رفت غرب, بعد از اعزام همدیگر را هرگز ندیدیم.

شهید با اگزوز لودر  فرمانده عراقی‌ها را به اسارت گرفت,  مجبورشان کرد تا به خودشان شلیک کنند

همرزمان شهید بالازاده در خاطراتی از وی نقل می‌کنند: مرحمت در یکی از عملیات‌ها که در حال برگشت به موقعیت خودشان بود، با نیروهای دشمن مواجه می‌شود و این در حالی بوده است که آن شهید قهرمان اسلحه‌ای هم در اختیار نداشته، ولی ناگهان متوجه شیئی می‌شود و آن را بر می‌دارد و به عربی می گوید: ˈقفˈ یعنی ˈایستˈ دشمن از ترس و وحشت تسلیم او می‌شوند و مرحمت در تاریکی شب آنها را به مقر می‌آورد.

افسر عراقی از فرمانده مرحمت پرسیده بود من سال‌هاست که در چند کشور دوره‌های چریکی را گذراندم، تا به حال این اسلحه که سربازتان به دست داشت را ندیده‌ام این دیگر چه نوع اسلحه‌ای است.

مرحمت نیمه شب با یک اگزوز لودر، عراقی‌ها را به اسارت گرفته و لطف خداوند که شامل حالش شده و خوفی که بر دل عراقی‌ها افتاده بود و شجاعت مرحمت همه دست به دست هم دادند تا باعث خلق این حماسه بشود.

در یکی از روزهای جنگ شهید مرحمت بالازاده وقتی در سنگر خود بود، داشت در کمپوت را باز می‌کرد که به یکی از همرزمان خود، شهید حمزه‌ای، گفت: " دوربین مادون قرمز را بردار و خشاب اسلحه‌ات را عوض کن. من می خواهم کاری کنم که دشمنان به یاران خود شلیک کنند! "

شهید بالازاده همراه با شهید حمزه‌ای رفتند پشت یک سنگر و در آنجا مخفی شدند, شهید بالازاده  به شهید حمزه‌ای گفته بود: " من می خواهم یک کار تک نفره انجام بدهم."

شهید بالازاده کوله پشتی خود را برداشت و به سنگر بعثی‌ها چسبید, از کوله پشتی خود چند نارنجک برداشته به کمر خود بست, سپس نارنجک‌ها را پرتاب کرد به یکی از سنگرهای عراقی‌ها و آنها از خواب که بیدار شدند, اسلحه های خود را برداشته و چون نمی‌دانستند ایرانی‌ها کجا هستند همدیگر را هدف گرفته و به خودشان تیراندازی می‌کردند.

شهید مرحمت بالازاده با چند نارنجک ,کاری کرد تا عراقی‌ها به یاران خودشان شلیک کنند.

راه تنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است,چشم منافقان کور شود و بفهمند که ما برای چه می‌جنگیم.

وصیت‌نامه:

از مرحمت بالازاده، وصیت نامه‌ای بر جای مانده است که متن کامل آن را در زیر می‌خوانید, وصیت نامه‌ای که نشان می‌دهد روحش نمی‌توانست در کالبد 13 ساله‌اش آرام بگیرد:

به نام خداوند بخشنده مهربان

از اینجا وصیت نامه‌ام را شروع می‌کنم. با سلام بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) و با سلام بیکران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام بی‌کران به مردم ایثارگر و شهید پرور ایران، که همچون امام حسین (ع) و لیلا، پسرشان را به دین اسلام قربانی می‌دهند.

آری‌ای ملت غیور شهید پرور ایران! درود بر شما! درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده‌اید و می‌ایستید تا آخرین قطره خونتان.

درود برشما‌ای ملت ایران!‌ای مشعل داران امام حسین! تا آخرین قطره خونتان از این انقلاب و از رهبر این انقلاب خوب محافظت کنید تا که این انقلاب اسلامی را به نحو احسن به منجی عالم بشریت تحویل بدهید.

و‌ ای پدر و مادر عزیزم! اگر این پسرتان در راه اسلام به شهادت برسد، افتخار کنید که شما هم از خانواده شهدا برشمرده می‌شوید.

ای پدر و مادر عزیزم! از شما تقاضایی دارم. اگر من شهید بشوم گریه نکنید. اگر گریه بکنید به شهدای کربلا و شهدای کربلای ایران گریه بکنید تا چشم منافقان کور بشود و بفهمند که ما برای چه می‌جنگیم.

حالا معلوم است که راه تنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است. و آخر وصیت می‌کنم راه شهیدان را ادامه بدهید و اسلحه‌شان را نگذارید در زمین بماند.

و مادرم و پدرم چنانچه من می‌دانم لیاقت شهادت را ندارم ولی اگر خداوند بخواهد که شهید بشوم مرا حلال کنید و من هم شهادت را جزء سعادت می‌دانم, یعنی هر کس که شهید می‌شود خوش به حالش که با شهدا همنشین می‌شود

از تمام همسایه‌ها و از هم روستایی‌هایمان می‌خواهم که اگر از من سخن بدی شنیده‌اید و کارهای بدی دیده‌اید حلال بکنید, و برادرانم اسحله‌ام را نگذارند در جا بماند و خواهرانم با حجاب با دشمنان جنگ کنند.

خدایا تو را قسم می‌دهم که اگر گناهانم را نبخشی از این دنیا به آن دنیا نبر.

خدایا خدایا تو را قسم می‌دهم به من توفیق سربازی امام زمان (عج) و نائب برحق او خمینی بت شکن را دهی تا در راه آن‌ها اگر هزاران جان داشته باشم قربانی بدهم.

کربلا کربلا یا فتح یا شهادت/جنگ جنگ تا پیروزی

گزارش از علی نورعلیپور

 


ن : داود داودی
ت : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳
تاسف مستند ساز آمریکایی
خبرنگار و مستند ساز آمریکایی از اینکه بخشی از مردم ایران روش‌های غربی را در زندگی پیاده می‌کنند، ابراز تاسف کرد.
 
 

گروه فرهنگی - غرب عزم خود را برای تحمیل ارزشهای لیبرالیسم در جوامع هدف به خصوص کشورهای در حال توسعه جزم کرده است. "برابری جنسیتی"، "توانمندسازی زنان" و "حقوق بشر زنان و دختران" واژه های فریب آمیزی هستند که این روزها به‌عنوان پوششی برای ترویج فرهنگ منحط غربی در سراسر جهان به‌کار گرفته می‌شوند.

 

به گزارش بولتن به نقل از جام نیوز، سازمان ملل متحد از همه دولت ها و شهروندان خواسته است تا برای ایجاد "جهانی با برابری جنسیتی واقعی" بسیج شوند و "توانمند سازی زنان در راستای توانمند کردن بشریت" را به عنوان شعار سال برگزیده است.

 

بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند بی ارزش کردن و به ورطه نابودی کشاندن نهاد خانواده یکی از مهمترین اهدافی است که نهاد های بین المللی همچون "زنان ملل متحد" در یک جامعه اسلامی مثل ایران دنبال می‌کنند. تلاش هایی که البته بی ثمر نبوده و بر روی قشری از مردم ایران تاثیر گذار بوده است.

 

مرضیه هاشمی، خبرنگار و مستند ساز آمریکایی، با ابراز تاسف از اینکه سبک زندگی غربی بر بخشی از مردم ایران اثر گذاشته و عده‌ای روش‌های غربی را در زندگی پیاده می‌کنند، به ایران اسلامی گفت: در ایران یک قشر بزرگ از خانواده ها به سبک سنتی و اسلامی زندگی می‌کنند و یک قشردیگری به سبک غربی. عده‌ای خودشان را به زندگی غربی نزدیک کرده اند در حالی که فرق زندگی سنتی اسلامی و زندگی غربی خیلی زیاد است.

 وی در ادامه به بیان تفاوت هایی که بین سبک زندگی اسلامی و غربی وجود دارد، پرداخت و افزود: اهمیت خانواده در زندگی اسلامی و غربی بسیار متفاوت است. یک پدر و مادر غربی فرزندان و زندگیشان را دوست دارند اما ملاک آنها نسبت به سبک زندگی اسلامی متفاوت است؛ در زندگی غربی پول و مادیات هدف اصلی افراد است چون در یک سیستم کاپیتالیسم بزرگ شدند و همین روش را برای رسیدن به موفقیت آموخته‌اند. در زندگی غربی پول در آوردن بر عهده پدر و مادر است در حالی که در سبک زندگی اسلامی مخارج خانه برعهده پدر است و برای زن ارزش زیادی قائل است واز او نمی خواهد که کار بیرون از منزل داشته باشد.

 

در زندگی غربی هم پدر و مادر باید کار کنند و هم بچه ها نیز از زمانی که بتوانند کار کنند یعنی از سن نوجوانی مشغول به کار می شوند.

 

مرضیه هاشمی اظهار داشت: البته جوامع غربی به بن‌بست می‌رسند چون نتیجه آن را در آمریکا دیده‌ایم چراکه با شروع اشتغال زنان و کار در بیرون از منزل آمار طلاق در آمریکا و کشورهای غربی افزایش یافت.

 

وی افزود: مسلم است که وقتی مادر در کنار فرزند است، نوع تربیت و رفتار کودک متفاوت است. بچه اعتماد به نفس بیشتری دارد و فرد سالم تری به جامعه تحویل داده می‌شود. در کشورهای غربی بیشتر کودکان از خانواده های طلاق هستند به این دلیل که آمار طلاق خیلی بالاست و آن فرزند به‌تنهایی بزرگ می‌شود که این نوع زندگی آسیب‌ها، بحران‌ها وفسادهای زیادی هم برای فرد و هم برای جامعه به ‌دنبال دارد.

 

 اما در اسلام اینطور نیست در ایران هم همینطور. چون بیشتر افراد اجتماعی هستند و خانواده‌های کوچک با خانواده های بزرگ با هم زندگی می کنند و رفت و آمد و ارتباط دارند اما این مسئله در غرب کمرنگ شده است. همین چند ماه پیش به آمریکا رفته بودم جاهای مختلف رفتیم اما هرکسی به دنبال کار خودش بود ارتباطات خیلی کمتر شده است.

 

این خبرنگار آمریکایی ادامه داد: هدف اصلی دولت آمریکا کاپیتالیسم است نه خانواده. خانواده برای آنها مهم نیست. البته این اتفاق به چند دلیل افتاده است که مهمترین دلیل آن اینست که دولت آمریکا برای مردم کار نمی کند. دولت آمریکا در دست آمریکایی ها نیست و بیشتر صهیونیست ها دولت آمریکا را می‌چرخانند و این یک ضربه بزرگ به خانواده های آمریکا وارد کرده است.

 

وی با تاکید بر اینکه مباحث فمنیستی در غرب، خانواده را بی ارزش کرده، اظهار کرد: دولت‌ها خیلی طرفدار خانواده نیستند. در آمریکا خانم شاغلی که بچه‌دار می شود تنها 6 هفته مرخصی زایمان دارند و خیلی سخت است برای یک مادر که نوزاد 1.5 ماهه خود را به مهد کودک‌های مخصوص نوزادان بسپارد و خودش سرکار برود. این مسئله باعث ضربه به بچه و مادر می‌شود. متاسفانه اینگونه مسائل در امریکا زیاد است. وقتی یک کشورادعای قدرتمندترین حکومت در دنیا را دارد چرا اینگونه قانون‌ها را اجرا می‌کند؟ چون زندگی خانوادگی برای آنان مهم نیست. تنها اقتصاد برای آنان مهم است. مسئله اشتغال زنان بقدری اهمیت پیدا کرده است که وقتی یک دختر یا خانمی می‌خواهد ازدواج کند اگر آن زن به همسرش بگوید من کار نمی‌کنم یک چیز خیلی بدی است و عجیب به‌نظر می‌رسد چون همگی در این سیستم بزرگ شدند که همه افراد خانه باید کار کنند اما در ایران اینطور نیست که حتما زن هم باید کنار همسرش برای تامین مخارج زندگی کار کند. درست است که خیلی از خانم‌های ایرانی شاغل هستند اما نه به دلیل زمینه‌هایی که در آمریکا برای اشتغال زنان وجود دارد.

 

مرضیه هاشمی افزود: روانشناسان معتقدند وقتی خانمی استقلال مالی دارد، از لحاظ روانشناسی تحمل کمتری دارد و سازگاری کمتری در زندگی نشان می‌دهد به همین جهت آمادگی تشکیل یک زندگی مجردی را دارد و راحت‌تر طلاق می‌گیرد. به همین جهت است آمار طلاق در کشورهای غربی رو به افزایش است و این نشان می‌دهد فردگرایی در این دولت‌ها مهم تر از خانواده است.

 

وی ادامه داد: وقتی یک خانواده در کنار هم زندگی می کنند هزینه هایشان هم یکی است اما وقتی از هم جدا می‌شوند هر کدام در یک خانه مستقل زندگی می‌کنند. فرزندان هم اگر در سن نوجوانی باشند به طور مستقل زندگی می کنند و هزینه ها جدا و خرج ها بیشتر می‌شوند. در یک سیستم ماتریالیسم باید اینطور باشد و بیشتر باید خرج کنند بنابراین مصرف‌گرایی و هزینه ها به خودی خود افزایش پیدا می‌کنند و در اقتصاد جامعه تاثیرگذار خواهد بود، البته نباید فراموش کنیم اینگونه زندگی ها علاوه براینکه در اقتصاد جامعه تاثیرگذار خواهد بود آسیب های اجتماعی دیگری را نیز در بر خواهد داشت. در زندگی های مستقل، فرد برای سرگرمی و رفع خلاءها یی که در زندگی دارد به دنبال برقرای ارتباط با دیگر افراد است و در جامعه راه‌های مختلفی برای این ارتباط وجود دارد و ممکن است رفتا‌رها و ارتباطات بدی شکل گیرد. این رابطه‌ها طوری است که فرد هیچ‌گاه سیر نمی‌شود و به‌دنبال آنست که راه‌های متنوع دیگری را نیز طی کند. بنابراین باعث گسترش بی بندوباری در جامعه می‌شود.

 

این مستند ساز آمریکایی در ادامه گفت: در حال حاضر 50سال است روش زندگی در غرب عوض شده است ودر این راستا بی بندوباری نیز زیاد شده است. امروزه در همین بی از همجنس بازی هم گذشته اند، به‌طوری که درپارلمان کشور انگلستان از بچه ها هم سوء استفاده های جنسی می کنند یعنی روش‌ها و راه‌های مختلف را انتخاب می‌کنند به این دلیل که گرفتار یک نوع بیماری روانی شده که هیچ حد و حدود ندارد.

 

مرضیه هاشمی با بیان اینکه در غرب همه چیز در چهارچوب لیبرالیسم تعریف می‌شود، گفت: آنها می‌گویند هرطور که خودت دوست داری و هرطور که خودت می‌توانی از زندگی راضی باشی زندگی کن حتی در این زمینه ها قانون هم گذاشته و تصویب کرده اند مثل ازدواج همجنس بازها تا جاییکه رییس جمهور یک کشور خود از همجنس بازها دفاع می کند و "اوباما" را به عنوان اولین رییس جمهور همجنس باز می‌نامند.

 

وی تصریح کرد: آنها چگونه می‌توانند از گسترش بی بند و باری جلوگیری کنند در حالی که خود طرفدار آن هستند و اعتقاد به نوعی از آزادی دارند که تعریف درستی از آن وجود ندارد. آنها آزادی را براساس سکولاریست می‌سنجند و بر این اساس آزادی یعنی فاسد بودن.

منبع:بولتن نیوز


ن : داود داودی
ت : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳
با 47 رأی اعضای مجلس خبرگان آیت‌الله محمد یزدی رئیس مجلس خبرگان شد.

خبرگزاری فارس: آیت‌الله محمد یزدی رئیس مجلس خبرگان شد

آیت‌الله محمد یزدی با 47 رای به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با کسب 24 رای از این مسئولیت بازماند. خبرگزاری فارس: آیت‌الله محمد یزدی رئیس مجلس خبرگان شد حجت‌الاسلام والمسلمین محسن کازرونی، عضو مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس از انتخاب آیت‌الله محمد یزدی با 47 رای به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری خبر داد. به گفته وی، کاندیداهای ریاست مجلس خبرگان رهبری آیت‌الله مومن، آیت‌الله هاشمی شاهرودی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و آیت‌الله یزدی بودند. گفتنی است آیات شاهرودی و مومن در جریان برگزاری انتخابات انصراف خود را اعلام کرده و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با اخذ 24 رای از ریاست مجلس خبرگان باز ماند. آیت‌الله محمد یزدی از یاران و شاگردان حضرت امام(ره) در دوران مبارزه، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو فقهای شورای نگهبان است که در زمان حیات حضرات آیات مشکینی و مهدوی کنی روسای فقید مجلس خبرگان نیز مسئولیت نائب رئیسی این مجلس را بر عهده داشت. آیت الله یزدی اولین رئیس قوه قضائیه بعد از تغییر قانون اساسی در سال 68 است که به مدت 10 سال این مسئولیت را با حکم مقام معظم رهبری بر عهده داشت. به گزارش فارس ریاست افتتاحیه هفدهمین مجلس خبرگان رهبری بر عهده آیت‌الله هاشمی شاهرودی بود. 

منبع:فارس نیوز


ن : داود داودی
ت : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳

سوال یک نماینده از ثروت عظیم یک وزیر

احمد بخشایش اردستانی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره تفاوت "الف" با محمد رضا رحیمی گفته: رحیمی ثروت آنچنانی برای خود ندوخته و چیزی ندارد. همین الان هم همسر او در بیمارستان خوابیده است. اما این آقایان ثروتمندند، برج دار و ویلادار هستند. همین آقای نعمت زاده وزیر صنعت یک معلم ساده بود اما الان صاحب هزاران میلیارد تومان صنایع پتروشیمی است. این پول ها از کجا آمده است؟

منبع:تابناک


ن : داود داودی
ت : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳
دمکراسی چماق و هویج؛
اخیرا در جریان همایش انتخاباتی «اسفند تا اسفند» اصلاح‌طلبان در کرمان اتفاقی افتاد که این ادعای متمایز زیر سئوال رفت. در حاشیه این مراسم بود که یکی از جانبازان جنگ تحمیلی به سخنان عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات اعتراض کرد.
سرویس سیاسی «فردا»؛ فضای باز سیاسی، دمکراسی، آزادی بیان، آزادی عقیده و ... از جمله شعارهایی است که همواره اصلاح‌طلبان سر می‌دهند و خود را معیار تمام عیار این واژه‌ها و رقیب را تندرو قلمداد می‌کنند. اما ادعای متمایز (شعارهای که وجه متمایز اصلاحات با جریانات سیاسی دیگر است) اصلاح‌طلبان گاهی از کنار این شعارهای رنگارنگ آنچنان بیرون می‌زند که بنیان خود را بر باد می‌دهد.

اخیرا در جریان همایش انتخاباتی «اسفند تا اسفند» اصلاح‌طلبان در کرمان اتفاقی افتاد که این ادعای متمایز زیر سئوال رفت. در حاشیه این مراسم بود که یکی از جانبازان جنگ تحمیلی به سخنان عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات اعتراض کرد. 



به گزارش خبرگزاری فارس، در این نشست زمانی که سید عبدالواحد موسوی‌لاری درباره ویژگی‌های اصلاح‌طلبان گفت: «اگر عنوان اصلاح‌طلبی را پذیرا شدیم به‌ معنای شکستن ساختارهای نظام نیست و اصلاح‌طلب ساختارشکن نیست، یکی از پیشکسوتان و جانبازان دفاع مقدس که از همرزمان سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه است در جواب این سخنان گفت، «پس چه کسانی بودند که فتنه را ایجاد کردند.»

در این هنگام چند نفر اصلاح‌طلبان به سمت این جانباز جنگ تحمیلی رفته و وی را مورد ضرب و شتم قرار داده و در حالی که وی در اعتراض به این عمل آنها شعار مرگ بر فتنه‌گر سر داده بود، او را از این مراسم بیرون کردند. 



جالب اینجاست که این فرد تنها به سخنان موسوی لاری بنا بر حق ذاتی که اصلاح‌طلبان همواره شعار آن را سر داده‌اند، اظهار نظر کرده بود اما به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان در مقام عمل به مانند واعظ غیر متعظ عمل می کنند و شیرینی این شعارها را از آن خود و تلخی آن را برای دیگران می‌خواهند و تحمل حرف مخالف را بر خلاف شعار " زنده باد مخالف من" که همواره سر می دهند، ندارند.

البته اصلاح‌طلبان که همواره آزادی را به صورت منفی و در قالب ساختارشکنانی‌های خود توصیف می کنند پیش از این نیز چنین رفتارهایی از خود نشان داده‌اند. اعضای این جریان سیاسی زمانی که در فضای دوم خرداد در دانشگاه تهران حضور پیدا می‌کردند و شاهد حمله مخالفان به حاکمیت بودند از این موارد استقبال می‌کردند اما وقتی در همین دانشگاه با آرای مخالف روبرو می شدند با عتاب و سرزنش خطاب به فرد منتقد بیان می‌داشتند که " آدم شو وگرنه می‌دهم آدمت کنند." 



حال اما پرده دیگری از انحصارطلبی‌های این جریان فرو افتاده است. جالب اینجاست که در این همایش موسوی لاری به جای اینکه به فرد معترض پاسخ دهد بدون اشاره به حادثه اعتراض و بیرون کردن این جانباز جنگ تحمیلی جریان اصلاحات را عاری از ساختارشکنی توصیف و بیان می‌کند:" آن چیزی که نیاز به اصلاح دارد روش‌هایی است که ممکن است روند پیشرفت کشور را به محاق برده باشد."

نکته جالب توجه دیگر اینکه این نوع حوادث در حضور افرادی رخ می‌دهد که خود را لیبرال آنهم از نوع لیبرال دمکرات مسلمان( که مشخص نیست چه نوع از لیبرایسم است؟!) می‌نامند. درحالی که خود دستور بیرون راندن منتقدین را می‌دهند و آزادی بیان وی را سلب می‌کنند. اما همین افراد در ماجرای فتنه سال 88 اردوکشی‌های خیابانی را تحت لوای آزادی بیان قانونی توصیف می‌کردند درحالی که طبق قانون هر نوع آزادی باید با در نظر گرفتن مسئولیت اجتماعی و حفظ نظم و امنیت عمومی همراه باشد. 

البته با معنای لیبرالی که اصلاح‌طلبان از آزادی بیان مد نظر دارند، به هر جهت بایستی در برابر صدای اعتراضی در این گردهمایی با سعه صدر بیشتری برخورد می‌کردند و به طور محترمانه با فرد منتقد برخورد می‌کردند.

به هر جهت پرده‌ دیگری از تناقض گویی‌های اعضای این جریان سیاسی برافتاد اما آنچه بیش از همه این موارد در فضای سیاسی کشور حیاتی است، شفافیت، صداقت و رعایت اخلاق سیاسی است که با عمل به شعارها و وعده‌های سیاسی تحقق می‌یابد نه شعارگرایی صرف و این موضوعی است که بیش از همه موارد به رشد و بالندگی سیاسی کشور کمک می‌کند و کمبود آن ممکن است پیشرفت کشور را به محاق ببرد.
منبع:فردا

ن : داود داودی
ت : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳
با توجه به سوابق آقای هاشمی و همچنین ادعای ایشان درباره اینکه یکی از ستون های انقلاب هستند، بهتر است بیش از این خودشان را خراب نکنند و بگذارند بر همان اساس در ذهن مردم باقی بمانند.
به گزارش مشرق، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس می گوید که تناقض های گفتاری و رفتاری هاشمی رفسنجانی نشان می دهد که ایشان ازعملکردهای سابق خود پشیمان شده و مسیر خود را نسبت به انقلاب تا حدی منحرف ساخته است.

اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در باره اظهارات اخیر هاشمی رفسجانی مبنی بر اینکه نماینده های مجلس نباید از تریبون برای گفتن دروغ استفاده کنند، گفت: هاشمی به نظر من بهتر است که در اظهار نظر هایش دقت و توجه بیشتری به خرج دهد.

وی ادامه داد: با توجه به سوابق آقای هاشمی و همچنین ادعای ایشان درباره اینکه یکی از ستون های انقلاب هستند، بهتر است بیش از این خودشان را خراب نکنند و بگذارند بر همان اساس در ذهن مردم باقی بمانند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: آقای هاشمی زمانی که خودشان رئیس مجلس بودند چطور مرتب می گفتند که همه باید از تریبون استفاده کنند ؟!

کوثری اضافه کرد: حال که نماینده ها مسائل را به صورت صریح و شفاف در جهت منافع ملی بیان می کنند ایشان می گویند که میکروفن نباید استفاده شود و نماینده ها نباید سخنانشان را به طور مستقیم بیان کنند.

این نماینده مجلس در انتها خاطر نشان کرد: این تناقض های گفتاری و رفتاری هاشمی نشان می دهد که ایشان به نظر من ازعملکردهای سابق خود پشیمان شده و مسیر خود را نسبت به انقلاب تا حدی منحرف ساخت به همین دلیل ایشان باید نسبت به اظهارات خود کمی بیشتر دقت کند تا گفته نشود که وی دچار فراموشی شده است.
 

ن : داود داودی
ت : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳
فروزنده در گفت‌وگو با فارس:

رد پول‌های کثیف را باید در دوران سازندگی و اصلاحات جست‌وجو کرد!/ اقداماتی برای مهندسی و دخالت در انتخابات آینده

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران با بیان اینکه رد پول‌های کثیف را باید در دوران سازندگی و اصلاحات جست‌وجو کرد، گفت: به نظر می‌رسد دولت هدف انتخاباتی دارد و می‌خواهد به هر روشی شده رقبای خود را تخریب کند. خبرگزاری فارس: رد پول‌های کثیف را باید در دوران سازندگی و اصلاحات جست‌وجو کرد/ اقداماتی برای مهندسی و دخالت در انتخابات آینده Tweet لطف‌الله فروزنده عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، با اشاره به اظهارات اخیر مشاور ارشد رئیس جمهور گفت: ترکان اگر ادعا دارد که پول‌های کثیف را اطرافیان احمدی‌نژاد برده‌اند، باید اسناد و مدارک خود را به مراجع قضایی ارائه کند. اینکه بدون سند و مدرک چیزی را مطرح کنیم، کار خوب و درستی نیست. عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران ادامه داد: اگر این مسائل که توسط ترکان گفته می‌شود، مستند و منطقی هستند آن را به مراجع قضایی ارائه کند تا بررسی شود. تهدید به افشاگری و متهم کردن دیگران بدون تعیین مصداق‌ها فقط در جامعه التهاب ایجاد می‌کند و موجب بی‌اعتمادی مردم شده و کار اشتباهی است. فروزنده تاکید کرد: به نظر می‌رسد این آقایان هدف انتخاباتی دارند و می‌خواهند به هر روشی شده رقبای خود را تخریب کنند. معاون پارلمانی رئیس جمهور در دولت دهم تصریح کرد: رد پول‌های کثیف را باید از دوران سازندگی و اصلاحات جستجو کرد. بعد از دوران جنگ جریانی به نام جریان کارگزاران روی کار آمد که همه می‌دانند جریان ثروتمندی است و پول‌های باد آورده فراوانی دارد. فروزنده اظهار داشت: در این راستا ما کاملا موافقیم که از سال 68 وضعیت دولت‌مردان، مخصوصا هاشمی رفسنجانی، خانواده وی، تیم کارگزاران و دولت اصلاحات بررسی شود و بعد وضعیت دولت احمدی‌نژاد هم بررسی شود و هر کسی نسبت به بیت‌المال بی‌مبالاتی کرده و پولی به جیب‌زده، مجازات شود. وی خاطر نشان کرد: مسلما این اقدامات یک استراتژی تخریب برای دخالت و مهندسی در انتخابات سال آتی است. دولت نتوانسته کار مثبتی انجام دهد، مسلما افکار عمومی از آنها می‌پرسند در مقابل حجم کارهایی که در دولت نهم و دهم انجام شد شما چه کاری انجام دادید و چون اقدامات قابل مقایسه‌ای ندارند خط تخریب را پیش گرفتند. فروزنده در خاتمه گفت: من به این آقایان نصیحت می‌کنم دست از این کارها بردارند. فصل این گونه اقدامات گذشته است. مردم می‌خواهند مسئولان کار کنند و اگر آنها کاری انجام دهند نمره مثبت می‌گیرند در غیر این صورت خودشان را خراب کرده‌اند.


ن : داود داودی
ت : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳
چرا هاشمی از کوره در رفته است؟/ پشت‌پرده ماجرا چیست؟
 
 
واقعیت آن است که آقای هاشمی‌رفسنجانی تمام حیثیت و آبروی سیاسی خود را پای مذاکرات هسته‌ای دولت آقای روحانی گذاشته است! او تمام‌قد برای پیروزی حسن روحانی در انتخابات ایستاد و همین اواخر نیز صراحتاً اعلام کرد حسن روحانی را کاملا تایید می‌کند!
چرا هاشمی از کوره در رفته است؟/ پشت‌پرده ماجرا چیست؟
به گزارش جهان به نقل از وطن امروز، «مهم‌ترین پروژه دولت، تیم مذاکره‌کننده است اما دلواپسان چه سرشان می‌آورند. آن‌ها با نتانیاهو همنوا شدند. نتانیاهو اوباما را تحریک می‌کند و دلواپسان هم می‌گویند اسرار را می‌گوییم. تریبون مجلس تریبون بازی است و هرچه می‌خواهند می‌گویند. اینها مزاحم کارند!»

اشتباه نکنید! اینها اظهارات یا نوشته‌های امثال صادق زیباکلام نیست! اینها را دیروز حجةالاسلام هاشمی‌رفسنجانی گفت! البته با توجه به وضعیت فعلی در زمین گل‌آلود مذاکرات هسته‌ای، انتظار اتخاذ چنین مواضعی از هاشمی‌رفسنجانی می‌رفت.

واقعیت آن است که آقای هاشمی‌رفسنجانی تمام حیثیت و آبروی سیاسی خود را پای مذاکرات هسته‌ای دولت آقای روحانی گذاشته است! او تمام‌قد برای پیروزی حسن روحانی در انتخابات ایستاد و همین اواخر نیز صراحتاً اعلام کرد حسن روحانی را کاملا تایید می‌کند! همانگونه که او در همین اظهارات دیروز هم گفته، دولت روحانی قائم به پروژه مذاکرات هسته‌ای است! بنابراین خوب یا بد، درست یا غلط، آینده هاشمی و اطرافیانش، وابسته به مذاکرات هسته‌ای است! آنها با گارد هسته‌ای وارد انتخابات شدند و با وعده لغو تحریم‌ها و بهبود آنی معیشت، اعتمادی موقت و اجاره‌ای از مردم گرفته‌اند! بنابراین خودشان می‌دانند نسبت‌شان با مردم چیست. 

البته موضوع پنهانی نیست و جواد ظریف بارها چه در مذاکرات سعدآباد در دولت اصلاحات و خطاب به محمد البرادعی و چه در نشست شورای روابط خارجی آمریکا در دولت روحانی و خطاب به هاله اسفندیاری، چه به تلویح و چه به تصریح، گفته است آینده سیاسی آنها وابسته به نتایج مذاکرات هسته‌ای است.

وضعیت دولت مورد تأیید صد‌در‌صد آقای هاشمی در مذاکرات هسته‌ای هم مشخص است. حالا یک سال و نیم پس از مذاکرات هسته‌ای، آنها آمار مردم را گرفته‌اند! و می‌دانند شیب بازگشت نظر مردم از آنها، ملایم نیست! «لغو تحریم‌ها» به‌عنوان شاخص میزان موفقیت یا عدم موفقیت مذاکرات هسته‌ای، وضعیت مساعدی در مذاکرات ندارد. قرار نیست تحریم‌ها لغو شود. آنچه آمریکایی‌ها می‌خواهند؛ توقف (در واقع تعطیلی) حداقل ۱۰ساله برنامه هسته‌ای ایران است. در ازای این اقدام ایران، آنها تنها بخشی از تحریم‌ها را به صورت موقت برمی‌دارند!

بنابراین در این وضعیت کلی، عصبانیت آقای هاشمی و بد و بیراه گفتن به عده‌ای منتقد که داد آنها حتی به «جام جم» هم نمی‌رسد؛ چندان عجیب نیست. اما به‌رغم این واقعیات، نکاتی درباره اظهارات دیروز آقای هاشمی وجود دارد که نباید آنها را بی‌پاسخ گذاشت.

۱- دستاوردهای هسته‌ای ایران چه کسانی را در دنیا وحشت‌زده کرد؟ صهیونیست‌ها! کدام رژیم از افزایش ظرفیت غنی‌سازی ایران نگران شد؟ رژیم صهیونیستی! کدام مقام سیاسی در دنیا آن نقاشی معروف را درباره افزایش سطح غنی‌سازی ایران از ۵ به ۲۰ درصد کشید؟ نتانیاهو! واقعیت آن است که رژیم جعلی اسرائیل بیش‌ترین خطر را از ناحیه برنامه هسته‌ای ایران احساس کرده و می‌کند! 

باراک اوباما و جان کری بارها و بارها در مجامع جهانی اعلام کرده‌اند توافق ژنو، امنیت اسرائیل را بیشتر کرده است! به معنای دقیق‌تر، آمریکایی‌ها معتقدند آنچه با جریان آقای هاشمی بسته‌اند منجر به افزایش امنیت اسرائیل می‌شود. البته همان زمان در ایران اعلام شد چه با توافق و چه بدون توافق، اسرائیل همیشه ناامن می‌ماند! از سوی دیگر مقامات آمریکایی صراحتا اعلام کرده‌اند جزئیات مذاکرات با طرف ایرانی را در اختیار نتانیاهو قرار می‌دهند. جان کری هفته گذشته در نشست استماع کمیته روابط خارجی آمریکا صراحتا گفت نتانیاهو با تمدید توافق ژنو موافق است! 

وزیر خارجه آمریکا همین هفته نیز در حاشیه اجلاس ژنو گفت عدم توافق بهتر از توافق است و توافق خوب توافقی است که به سود اسرائیل باشد! البته معنای این حرف جان‌کری را زمانی می‌توان متوجه شد که به اظهارنظر وزیر امور راهبردی کابینه نتانیاهو توجه شود. «یووال اشتاینیتز» هفته گذشته به اشپیگل گفت: ما مخالف توافق هسته‌ای با ایران نیستیم. ما خوشحال می‌شویم در صورتی که بتوانیم با یک توافق با ایران موافقت کنیم.

او در ادامه مطالباتی را درباره برنامه هسته‌ای ایران مطرح کرد که در واقع بسیار نزدیک به همان دیکته‌ای است که وندی شرمن، هفته گذشته درباره کلیات طرح پیشنهادی آمریکا برای توافق با ایران از آن خبر داد! بنابراین کاملا مشخص است که اساسا اعتراض‌های نتانیاهو همانند مصوبات کنگره و همانند نگرانی‌های برخی کوچولوهای خلیج‌فارس، همه ابزار فشار آمریکا برای تحمیل دیکته هسته‌ای به مردم ایران است! نتانیاهو اساسا دلیلی برای مخالفت با روند فعلی ندارد! او بدون آنکه حتی یک گلوله به سمت تاسیسات هسته‌ای ایران شلیک کند و منتظر فرود آمدن موشک‌های ایران در حیفا و تل‌آویو باشد؛ شاهد تبدیل برنامه هسته‌ای ایران به یک ویترین هسته‌ای است! 

شاهد این موضوع نیز اظهارات صریح او در کنگره است. او صراحتاً از توافق با ایران حمایت کردو گفت که جایگزین عدم توافق، جنگ نیست. او صراحتاً گفت که باید بر ایران فشار بیشتری وارد کرد تا امتیازات بیشتری گرفته شود. بنابراین اکنون همه می‌دانند نتانیاهو حامی توافق است.

۲- در ایران نیز عقلا معتقد به «عدم توافق بهتر از توافق بد» هستند اما تنها چند ساعت قبل از آنکه نتانیاهو به کنگره برود، هاشمی‌رفسنجانی با این اظهارات خود، عملا فرمان حمله به منتقدان توافق بد در ایران را صادر کرد! در واقع این اظهارات هاشمی، در تنگنا قرار دادن منتقدان است! آن هم سر بزنگاه!

می‌توان ۲ انگاره درباره این رفتار آقای هاشمی مطرح کرد:

اول؛ با این اقدام و فرمان آقای هاشمی به اطرافیان و وابستگان سیاسی خود، تلاش می‌شود در صورت شکست مذاکرات و عدم اعتنای اوباما به جریان آقای هاشمی، پروژه «نگذاشتند» آغاز شود! تا شاید از طریق این بهانه‌جویی و شلوغ‌کاری‌های انتخاباتی پس از آن، واقعیتی به نام «پایان زودهنگام دولت» در افکار عمومی تثبیت نشود!

دوم؛ حمله به منتقدان آن هم در سطح آقای هاشمی می‌تواند به معنای ایجاد شرایطی برای پذیرش دیکته آمریکایی در مذاکرات هم باشد. یعنی تخریب منتقدان در سطح هاشمی می‌تواند برای دولت آقای روحانی به معنای سدی باشد تا آنها بتوانند پشت آن توافق را قطعی کنند! در هر ۲ حالت، اظهارات روز گذشته آقای هاشمی متاسفانه در راستای همان هدفی است که نتانیاهو روز گذشته در کنگره آمریکا دنبال می‌کرد!

۳- آقای هاشمی به‌گونه‌ای منتقدان خود و اطرافیانش را متهم به همنوایی با اسرائیل می‌کند که گویی تصور کرده‌اند جامعه و به ویژه منتقدان باید نسبت به سوابق او و همنوایی‌هایش با اسرائیلی‌ها بی‌اطلاع باشند! آقای هاشمی یادشان هست که ۸ اردیبهشت سال گذشته در کاخ مرمر و در آستانه کاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری صراحتا اعلام کردند: «ما با اسرائیل سر جنگ نداریم»! 

همان زمان گفته شد این یک پیام انتخاباتی است! پیامی که در واقع پاسخی بود به نگرانی نتانیاهو در سازمان ملل! چند ماه قبل از آنکه هاشمی‌رفسنجانی بگوید با اسرائیل سر جنگ ندارد (یعنی افزایش امنیت اسرائیل) بنیامین نتانیاهو آن نقاشی معروف را در سازمان ملل نشان داده بود! و در بخشی از صحبت‌هایش جمله عجیبی گفت. او گفت: «حتی اکبر هاشمی‌رفسنجانی که آیت‌اللهی میانه‌رو محسوب می‌شود، گفته است اسرائیل با یک بمب نابود می‌شود.» شاید نتانیاهو می‌خواست به عده‌ای در آمریکا بگوید در انتخابات آینده ایران نباید روی هاشمی حساب باز کنند! اما هاشمی در آستانه کاندیداتوری، صراحتا گفت با اسرائیل سر جنگ ندارد!

البته این ماجرا ادامه داشت. همزمان با آشوب‌های سوریه، آقای هاشمی علیه اسد، یعنی یکی از مهم‌ترین تهدیدات نتانیاهو موضع گرفت! و سرنوشت صدام را برای او پیش‌بینی کرد! انتشار فایل صوتی اظهارات او علیه نظام اسد در سوادکوه نیز نشان داد او در پروژه بزرگ خاورمیانه، در کدام سو ایستاده است! ناامنی سوریه، امنیت اسرائیل را بیشتر کرد! همانند توافق ژنو! و آقای هاشمی کارنامه‌ای تاسف‌انگیز در این ماجرا دارد!

۴- منتقدان رفتار جریان آقای هاشمی در مذاکرات هسته‌ای منطق روشنی دارند! اما متاسفانه صدای آنها به جایی نمی‌رسد! مجلس شورای اسلامی برای آنکه متهم به سنگ‌اندازی در مذاکرات جریان آقای هاشمی نشود، عملا در موضوع مذاکرات منفعل عمل می‌کند! نمایندگان منتقد نیز به دادگاه کشانده شده‌اند و رسانه‌های منتقد نیز به لطایف‌الحیل یا توقیف شده‌اند یا روانه دادگاه! منتقدان تنها می‌توانند در یک مقیاس کوچک اعتراض کنند! حتی آنها را به صدا و سیما نیز راه نمی‌دهند! 

مردم خواهند فهمید قطعنامه ۱۹۲۹ که بسترساز اعمال تحریم‌های بانکی و نفتی است؛ نتیجه فتنه دوستان آقای هاشمی و دوستانش در سال ۸۸ است و جالب اینکه همین جریان اکنون به بهانه رفع همین تحریم‌ها، بده‌بستان‌های انتخاباتی را با آمریکایی‌ها طرح کرده‌اند! واقعیت آن است که آقای هاشمی باید بخشی از شرایط فعلی را مرهون بی‌اطلاعی مردم از واقعیات مذاکرات هسته‌ای بداند! واقعیت آن است که «مردم نمی‌دانند» و این ندانستن به دلیل یک حجم انبوه فشار بر رسانه‌ها و منتقدان است!

منتقدان با زشت‌ترین ادبیات در همه سطوح نواخته می‌شوند! منتقدان هنوز حتی نمی‌توانند مردم خود را در جریان اصل ماجرا قرار دهند! بنابراین سناریوی «نگذاشتند» یک سناریوی مضحک است! چراکه در واقع جریان منتقد با توجه به اهرم‌های فشار داخلی، نمی‌تواند به تنهایی عامل شکست مذاکراتی در چنین سطح شود!
منبع:جهان نیوز

ن : داود داودی
ت : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳
واکنش حسین شریعتمداری:
با عرض پوزش از آقای هاشمی رفسنجانی باید گفت؛ اظهارنظر ایشان درباره موضوع یادشده به اندازه‌ای سخیف است که نمی‌توان باور کرد، این اظهارات بی‌پایه و عوامانه مورد قبول خود ایشان نیز باشد.
به گزارش مشرق، حسین شریعتمداری مدیر مسوول کیهان در یادداشتی به نقد سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی پرداخت و نوشت:
-۱ «برتولت برشت» نمایشنامه‌نویس و شاعر بلندآوازه آلمانی از قول بازیگر نقش اول یکی از نمایشنامه‌های خود می‌گوید: «شرم‌آور است!... چرا هنوز متوجه نشده‌ای که می‌توان به یک نفر برای همیشه دروغ گفت و می‌توان برای یک بار به همه دروغ گفت، اما هرگز نمی‌توان برای همیشه به همه دروغ گفت».
در گرماگرم مذاکرات هسته‌ای ایران و ۵+۱ در ژنو و در حالی که نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به منظور خام کردن تیم هسته‌ای کشورمان و آماده‌سازی آنان برای اعطای امتیازات بیشتر، به آمریکا رفته و قرار بود طی سخنانی در کنگره، نقش مخالف توافق پیش‌روی را بازی کند، آقای هاشمی رفسنجانی در اقدامی عجیب که با توجه به هوش سیاسی ایشان دور از انتظار بود، منتقدان داخلی را به باد اتهام گرفت و گفت؛ «در‌مهمترین پروژه دولت که تیم مذاکره‌کننده است و مورد حمایت مقام‌معظم‌رهبری قرار دارد، خودشان هم تکرار می‌کنند که با برنامه رهبری کار را پیش می‌برند اما این دلواپسان چه بر سرشان می‌آورند و با نتانیاهو همنوا شده‌اند. هاشمی رفسنجانی با اشاره به سفر نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به آمریکا ادامه داد: او آنجا رفته و اوباما را تحریک می‌کند و اینجا هم دلواپسان می‌گویند که ما اسرار را می‌گوییم؛ نمی‌دانیم این چه سری است؛ آنها هم از شیطان هستند و از آن طرف دارند کار می‌کنند اما در حال حاضر نزدیک به نتیجه رسیده‌ایم. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: زمانی که تیم مذاکره‌کننده باز می‌گردد به جای استقبال از آنها دلواپسان چیزهایی می‌گویند که نباید بگویند. وی با اشاره به انتقادات مجلس از تیم مذاکره‌کننده ادامه داد: تریبون مجلس باز است و هر چه می‌خواهند می‌گویند و برخی هم این دروغها را باور می‌کنند و اینها مزاحمت است»!
-۲ با عرض پوزش از آقای هاشمی رفسنجانی باید گفت؛ اظهارنظر ایشان درباره موضوع یادشده به اندازه‌ای سخیف است که نمی‌توان باور کرد، این اظهارات بی‌پایه و عوامانه مورد قبول خود ایشان نیز باشد. یعنی آیت‌الله هاشمی با آن سوابق چند ده ساله و حضور در مسئولیت‌های بلندپایه نظام به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا اصرار دارد در توافق پیش‌روی به ایران امتیازات فراوانی بدهد! ولی نتانیاهو از اینکه آمریکا با ایران از در دوستی درآمده و دشمنی‌ها را کنار گذاشته، عصبانی و ناراحت است؟!... به یقین آقای هاشمی رفسنجانی در دورترین افق‌های ذهن خود نیز بر این باور نیست. پس ماجرا چیست؟! بخوانید!
-۳ تأسف‌آور است، ولی قابل انکار نیست که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی امروز با رفسنجانی دهه‌های اول انقلاب تفاوت فراوانی دارد. ایشان دیگر به عنوان یکی از استوانه‌های نظام شناخته نمی‌شود، بلکه جایگاه پیشین خود را - به هر علت! - از دست داده است و از سکوی بلند «شخصیت سیاست‌ساز و استوانه نظام» به «عضویت یک گروه سیاسی» تنزل یافته است. این «افول» البته که برای دوستداران انقلاب و نظام تأسف‌آور است و مشاهده ایشان در کنار پادوهای بی‌شخصیت‌ سیاسی که هر روز به رنگی درمی‌آیند و بیشترین دشمنی‌ها را نسبت به وی روا داشته‌اند، سخت و ناگوار است ولی...
اکنون باید توجه داشت که وقتی به اینگونه اظهارات آقای هاشمی از دریچه جایگاه قبلی ایشان نگاه می‌شود، تعجب‌آور به نظر می‌رسد و حال آن که اظهارات مورد اشاره از جایگاه بلند قبلی نیست بلکه - با عرض پوزش- اکنون دیگر اظهارات ایشان به عنوان اظهارنظر یک عضو از اعضای یک حزب سیاسی قابل ارزیابی است.
۴- آقای هاشمی‌ رفسنجانی همسو با آقای روحانی، تمامی حیثیت سیاسی خود را به مذاکرات هسته‌ای و نتایج آن گره زده‌اند و حال آن که امروزه اگر از خسارت‌های فراوانی که تحمل کرده‌ایم، امتیازات نقدی که داده‌ایم و تحقیرهایی که تحویل گرفته‌ایم صرفنظر کنیم، تمامی شواهد موجود به وضوح حکایت از آن دارند که تنها دستاورد دور جدید مذاکرات هسته‌ای، اثبات غیرقابل اعتماد بودن آمریکا بوده است، یعنی دقیقا آنچه که آقایان در دولت جدید اصرار بر نفی آن داشتند.
اظهارات اخیر جناب هاشمی، تلاش بی‌فایده‌ای برای تغییر صورت مسئله است. ایشان و در موارد بیشتری آقای روحانی، سعی می‌کنند  برای ناکامی خود در مذاکرات و بر زمین‌ ماندن وعده‌هایی که داده بودند، «علت» و «عواملی» بیرون از حوزه مسئولیتی خود بتراشند و در این راه تا آنجا پیش می‌روند که حتی منتقدان خود را با نتانیاهو، همزبان معرفی می‌کنند!
۵- آقای هاشمی و دوستانشان در دولت بیشتر از آن که در پی عمل به وعده‌های خود باشند، سخنرانی و مصاحبه و همایش به مردم تحویل داده‌اند و اکنون که یکسال و چند ماه از عمر دولت یازدهم می‌گذرد، با انبوهی از وعده‌های بر زمین مانده روبرو هستند، و متاسفانه به جای این که از تجربه ناکام گذشته پند بگیرند و مسیر حرکت خود را به سوی منافع ملی و رسیدگی به امور ضروری و حیاتی مردم تغییر دهند، به فرافکنی روی آورده و موانع فرضی می‌تراشند.
۶- و اما تهمت بزرگ همنوایی منتقدان با اسرائیل، اگرچه کودکانه و خنده‌دار است ولی به دلیل سوابق همسو با اقدامات وطن‌فروشانه و خیانت‌آمیز اصحاب و سران فتنه ۸۸ باید آن را در چارچوب «ترفند فرار به جلو» ارزیابی کرد. و شاید کسانی که در فتنه یاد شده، آشکارا از سوی مثلث  آمریکا، اسرائیل و انگلیس به کار گرفته شده بودند، در پی تطهیر! خود برآمده باشند!
آقایان فراموش نکرده‌اند که نتانیاهو با صراحت اعلام کرده بود «اصلاح‌طلبان بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند» - که البته منظورش آن دسته از مدعیان اصلاحات بود که در فتنه حضور داشتند - و شیمون پرز، تاکید کرده بود که «جنبش سبز به نمایندگی از اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران درگیر است»، به یقین از یاد نبرده‌اند که شعار «نه غزه، نه لبنان» از سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی سر برآورده بود! و به یاد دارند که روز قدس به نفع اسرائیل شعار می‌دادند، روز ۱۳ آبان به حمایت از آمریکا شعار می‌دادند، روز عاشورا به ساحت امام حسین(ع) اهانت کرده بودند و شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» را هم که به خاطر دارند؟ و ...
حالا باید پرسید؛ کدام اقدام اصحاب و سران و همراهان فتنه ۸۸، مستقیما و آشکارا در خدمت به اسرائیل نبوده است؟! و...
منبع:مشرق نیوز

ن : داود داودی
ت : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳

اقدام تامل برانگیز و بی‌موقع روی اسکناس‌ها

در اوج مذاکرات هسته‌ای، مسئولان بانک مرکزی در حالی از تغییر طرح اسکناس‌های پنجاه هزار ریالی و حذف نماد انرژی هسته‌ای از روی آن خبر داده‌اند که قرار دادن این تصمیم در کنار تصمیم دیگری در باره حذف نماد علامت ماهواره امید از روی اسکناس‌های پنج‌هزار ریالی باعث گمانه‌های منفی در باره این تصمیم‌ها شده است.

 

 

 


منبع: www.tabnak.ir


ن : داود داودی
ت : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳


 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.