پروژه اصلاح‌طلبان برای حادثه شیراز؛ آیا اصلاح‌طلبان با طرح «بازی‌ در دونقش» به مجلس دهم می‌رسند؟/

بازخوانی خودزنی‌های اصلاحات تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۰۸:۳۵ حادثه شیراز امروز بهترین دستاویز برای گروهی است که می‌خواهد دوباره دوقطبی «خشونت‌گرا و ضدخشونت» را برای فتح مجلس دهم اجرایی کند. آیا اصلاح‌طلبان با طرح «بازی‌ در دونقش» به مجلس دهم می‌رسند؟/

بازخوانی خودزنی‌های اصلاحات به گزارش جهان، «حمله به علی مطهری در شیراز...» خبر به سرعت در صدر رسانه های داخلی به ویژه رسانه‌های نزدیک به جریان اصلاحات قرار می گیرد؛ خبری که به دلیل ماهیتش برای آنها دارای اهمیت بالایی است. هنوز چند ساعت از حادثه نگذشته که گروه های مختلف سیاسی محکومیت اصل حمله به مطهری را آغاز می کنند؛ اصلاح طلبان که این روزها علی مطهری را بیشتر نزدیک به خود احساس می کنند، در این میان واژه های آشنایی را درباره واقعه شیراز به کار می برند. «حمله گروه های خودسر»، «حمله خشونت طلبان»، «گروه های فشار»‌؛ واژه های است که از سوی برخی اصلاح طلبان در تفسیر واقعه شیراز بیان می شود و حتی علی تاجرنیا عضو حزب منحله مشارکت در مصاحبه با یکی از رسانه های اصلاح طلب با بکار بردن همین کلید واژه ها می گوید: «نیروهای خودسر از محل سخنرانی مطهری اطلاع داشتند» در این میان اما قرار دادن حادثه شیراز در کنار بازتولید واژه هایی مانند «خودسر» و «خشونت طلب» از سوی یکی از جریان های سیاسی کشور بدون شک نمی تواند مساله عادی باشد، آنهم در آستانه سالی که دو انتخابات مهم در عرصه سیاسی کشور برگزار خواهد شد. واقعه شیراز می تواند نقطه عطف بازگرداندن دو قطبی «خشونت طلب» و «ضدخشونت» در جامعه باشد؛ اتفاقی که می تواند آینده سیاسی کشور را با تاثیرگذاری چنین جریاناتی بر افکار عمومی تغییر دهد. در کنار هیاهوهای ایجاد شده پس از حمله به علی مطهری در شیراز و بکارگیری واژه های قدیمی از سوی اصلاح طلبان، این سوال پیش می آید که کدام جریان بیشترین سود را از حادثه شیراز خواهد برد؟ شاید برای شناخت بهتر ماهیت این جریان بتوان از رویدادهای تاریخی کمک گرفت؛ رویدادهایی که در دهه هفتاد و دوران دوم خرداد با تئوری هایی شبیه حادثه شیراز موجب شد تا جریانی خاص وارد عرصه قدرت قانون گذاری کشور یعنی مجلس شورای اسلامی شود. دوران دوم خرداد؛ دوقطبی خشونت طلب و ضد خشونت، راهی برای فتح مجلس تاریخ یکی از بحرانی ترین دهه های تاریخ انقلاب پس از جنگ را نشان می دهد. دهه هفتاد فرا رسیده و گروه های مختلف سیاسی تلاش می کنند فضای کشور را پس از جنگ به سمتی که خود مایل هستند ببرند. طیف چپ اما در ابتدای این دوران موفقیت کسب نمی کند و قدرت در دست جناحی که در ان دوران طیف راست خوانده می شد باقی می ماند. اما با نزدیک شدن به سال های میانی دهه هفتاد جناح چپ که بعدها خود را در قالب اصلاح طلبان تعریف می کند، تلاش خود را برای ایجاد یک دوقطبی جدید در جامعه آغاز می کند، یک دو قطبی دارای جایگاه اجتماعی با عنوان «خشونت طلب» و «ضدخشونت». این طیف پس از دوم خرداد و رای آوردن فرد مورد نظر خود به عنوان رئیس جمهور این پروژه را به صورت جدی تری دنبال می کند. انتخابات مجلس هدف بعدی جریانی است که توانسته در دوم خرداد رای اکثریت مردم جامعه را با اصطلاحاتی نظیر جامعه مدنی و آزادی از آن خود کند؛ اما برای بیرون کردن طیف مقابل از قدرت نیازمند ادامه پیدا کردن قدرتمند استراتژی ضدیت با خشونت گرایان است. خشونت گرا نشان دادن طرف مقابل در دستور کار قرار می گیرد؛ در این استراتژی باید برهم خوردن سخنرانی ها و میتینگ های سیاسی اصلاح طلبان به گردن طیفی از جامعه بیفتد که در ادبیات القا شده از سوی این جریان، گروه فشار نامیده می شوند. در این میان چهره های مختلف اصلاح طلب در فاصله بیش از یکسال مانده به انتخابات مجلس ششم، سخنرانی های خود در شهرستان ها را به صورت محسوسی افزایش می دهند و در این میان نیز شهرهایی انتخاب می شود که احساسات مذهبی مردم از اقدامات تشنج آفرین اصلاح طلبان بیشتر آزرده شده است. اما در ادامه وقایعی روی می دهد که تا حدودی پشت پرده برنامه ریزی اصلاح طلبان را فاش می کند. بازخوانی دو خودزنی سیاسی/ ماجرای بهم ریختن میتینگ ۴ خرداد ۷۷ و حمله به عبدالله نوری ۴ خرداد ۷۷ اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی که از سوی حشمت الله طبرزدی (فعال سابق دانشجویی که چندین بار به دلیل اقدامات ضدنظام به زندان افتاد) اداره می شد تصمیم به برگزاری یک تجمع سیاسی به مناسبت سالگرد دوم خرداد می گیرد. عبدالله نوری به عنوان وزیر کشور وقت مجوز برگزاری این تجمع در پارک لاله را صادر می کند و گروه طبرزدی نیز مقدمات برگزاری تجمع خود را فراهم می کنند. با شروع تجمع که با عنوان «خبرگان رهبری و شورا»‌ معرفی شده بود، گروهی سعی می کنند با رسیدن به جایگاه اصلی، مراسم را بهم بزنند و همین مساله سرآغاز درگیری بین دو گروه حاضر می شود. در ادامه دو گروه با چوپ و چماغ و سلاح سرد با یکدیگر درگیر می شوند و نیروی انتظامی مجبور به مداخله می شود. در این میان اعطای مجوز به چنین تجمع تنش زایی در ادامه موجب می شود تا عبدالله نوری وزیر وقت کشور توسط مجلس پنجم استیضاح و در نهایت از وزارت برکنار شود؛ البته برخی اصل دادن مجوز به تجمع مذکور را حرکتی مشکوک برای به تشنج کشیدن فضای کشور تلقی می کردند. نهایتا روزنامه های زنجیره اصلاحات این درگیری و ضد و خورد را با تیترهایی نظیر «تجمع دانشجویان به خاک و خون کشیده شد» پوشش دادند. در حمله به این تجمع ردپای فردی به نام امیر فرشاد ابراهیمی دیده می شود؛ فردی که در دوره ای سعی نموده خود را به انصارحزب الله نزدیک کند و با چهره ای به ظاهر مذهبی حمله کنندگان به این تجمع سیاسی حامیان دوم خرداد را هدایت می کند. اما این آخرین حضور خود ابراهیمی در چنین عرصه هایی نبود و شهریور ماه سال بعد ماجرای دیگری با نقش آفرینی ابراهیمی رخ می دهد. ۱۳ شهریور سال ۱۳۷۸ عبدالله نوری به عنوان معاون توسعه سیاسی رئیس جمهور وقت و عطاالله مهاجرانی وزیر ارشاد دولت اصلاحات در نماز جمعه تهران مورد هجوم برخی افراد با چهره های مذهبی قرار می گیرند. در آن روز قرار بود پیکر مطهر تعدادی از شهدای تازه تفحص شده پس از نماز جمعه تشییع شود. در همین حین در زمان خروج عبدالله نوری از در خروجی نماز جمعه در خیابان طالقانی دو نفر به وی حمله ور می شوند و نوری را مورد ضرب و شتم قرار می دهند، از سوی دیگر همین عده که متوجه حضور مهاجرانی شده اند، وی را نیز مورد حمله قرار دادند. این ماجرا به دست آویز خوبی برای مظلوم نمایی از سوی دولت اصلاحات تبدیل شد و با استفاده از همین واقعه فشار خود را به جناح رقیب افزایش دادند؛ آنها سعی می کردند که به بهانه حضور چهره هایی نظیر ابراهیمی در این بحران آفرینی ها، آن را به عناصر حزب اللهی منسوب کنند. ابراهیمی نیز به دلیل همین حادثه و نقشی که در واقعه کوی دانشگاه و حمله به خوابگاه دانشجویان ایفا کرده بود از سوی دستگاه های امنیتی بازداشت می شود. افشای رابطه ابراهیمی و اصلاح طلبان نکته عجیب و غیرقابل هضم ماجرا اما از اینجا آغاز می شود؛ امیر فرشاد ابراهیمی پس از گذشت ۸ ماه با وساطت شخص رئیس جمهور وقت به صورت موقت از زندان آزاد می شود. در این میان دو چهره جنجالی وکالت وی را می پذیرند که بر ابهامات ماجرای ابراهیمی می افزاید. شیرین عبادی فعال حقوق بشر و محسن رهامی فعال اصلاح طلب و وکیل دانشجویان در حادثه کوی دانشگاه در دادگاه رسیدگی به این واقعه وکالت کسی را می پذیرند که یکی از متهمان حمله خودسرانه به دانشجویان است. در ادامه و در جریان بررسی پرونده ابراهیمی، از سوی وکلای وی نوار ویدئویی از اظهارات وی ضبط می شود که بعدها سرآغاز پرونده ای جنجالی به نام نوارسازان است. ابراهیمی در این نوار ویدئویی ادعاهایی را علیه برخی مسئولان کشور و نیروهای نظامی و انتظامی و همچنین انصار حزب الله مطرح می کند. افشای رابطه ابراهیمی و اصلاح طلبان که با قبول وکالت وی از سوی رهامی و اجرای پروژه نوارسازان رقم خورد نشان داد که وی به خوبی توانسته بود پروژه «خشونت هراسی» اصلاح طلبان را اجرا کند. البته در این میان قطعا چهره های دیگری نیز حضور داشتند که خواسته یا ناخواسته پازل این استراتژی جبهه دوم خرداد را تکمیل کردند. ولی به هرحال این پروژه توانست تا حد زیادی در نزد افکار عمومی که از سال های قبل با حوادثی نظیر قتل های زنجیره ای، حادثه کوی دانشگاه و رخدادهایی نظیر برهم زدن تجمعات اصلاح طلبان و حمله به آنها،‌ آماده شده بود را تحت تاثیر قرار داده و اکثریت مجلس ششم را در انتخابات بهمن ماه سال ۷۸ نصیب اصلاح طلبان کند. حمله به مطهری؛ پروژه ای برای تسخیر مجلس دهم؟! یک سال مانده به انتخابات مجلس دهم و خبرگان رهبری؛ حادثه ای دیگر رخ می دهد، این‌بار علی مطهری به عنوان چهره ای که در ماه های گذشته با اظهارات جنجالی خود در میان طیف فکری خاصی از سیاسیون به ویژه اصلاح طلبان جایگاه مطلوبی پیدا کرده مورد حمله قرار می گیرد. نکته قابل تامل اینجاست که علی مطهری پیش از این نیز اظهارات جنجالی خود را بارها مطرح کرده و پس از آن در سخنرانی های مختلفی در استان ها حضور پیدا می کرد اما هیچگاه چنین حادثه ای برای وی پیش نیامده بود. نکته دیگر اینکه پس از این حادثه اصلاح طلبان در ابتدا خواستار برکناری استاندار شیراز شدند. این طیف عدم برخورد قاطع استاندار با عوامل حمله به علی مطهری را دلیل خود برای برکناری وی عنوان می کردند. اما در ادامه برگی دیگر از پشت پرده این حادثه و بهره برداری اصلاح طلبان از آن نمایان می شود. صادق زیباکلام فعال اصلاح طلب در مطلبی که روزنامه شرق آن را با عنوان «مطهری و مسئولیت دولت» منتشر کرد، ضمن اشاره به حادثه نوشت: « حمله به دکتر علی مطهری در شیراز و جلوگیری از سخنرانی وی در دانشگاه این شهر، چندین نکته اساسی را مطرح می‌کند. نخست این نگرانی که ممکن است مجددا وضعیت دوران اصلاحات در کشور به وجود بیاید. فراموش نکرده‌ایم که یکی از ویژگی‌های نامطلوب آن هشت‌ سال، حملات گروه‌های فشار یا «لباس‌شخصی»‌ها به تجمعات دانشجویی و کوی دانشگاه، سخنرانی‌های اصلاح‌طلبان، دفتر برخی روزنامه‌ها و کتابفروشی‌ها، نمایش برخی فیلم‌ها و این‌دست اقدامات بود.» این اظهارات زیباکلام نشان می دهد که این جریان خود را برای ایجاد چنین فضایی و همچنین بهره برداری های بعدی از آن آماده می کند. اما پازل تکمیلی این سناریو در بخش آخر اظهارات زیباکلام روشن تر می شود؛ آنجایی که وی با انتقاد از عملکرد استانداری و وزارت کشور در برابر این حادثه مساله را به انتقاد از وزیر کشور کشانده و لزوم تغییر وی را به روحانی اینگونه یادآورد می شود؛ «با توجه به اینکه بدنه اصولگرای مجلس همکاری و همدلی با دولت ایشان ظرف ١٨ماه گذشته نداشته‌اند، واقعا دیگر ضرورتی ندارد آقای روحانی همچنان کلیدی‌ترین پست کابینه را در اختیار اصولگرایان بگذارند» برکناری وزیر کشور و انتصاب فردی نزدیک به اصلاح طلبان شاید مطلوب ترین هدف کوتاه مدت این جریان باشد؛ هدفی که می تواند راه اقدامات بعدی آنها برای رسیدن به صندلی های بهارستان را بازتر کند. دستگاه های امنیتی مسئول می توانند با شناسایی و دستگیری عوامل اصلی حمله به مطهری در شیراز، ضمن معرفی آنها با جامعه از سناریوی های پشت پرده آن نیز رونمایی کنند؛ سناریوهایی که خواسته یا ناخواسته از سوی برخی افراد و گروه ها به اجرا گذاشته شد. البته بدون شک جریان سیاسی که در حال بهره برداری از این واقعه است، علاقه ای به افشای ماهیت واقعی عوامل اصلی این حمله نخواهند داشت؛ شاید با بررسی بیشتر از این پرونده بتوان ردپای امثال «امیرفرشاد ابراهیمی» های جدید را در آن پیدا کرد. منبع:فارس


ن : داود داودی
ت : پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳
الیاس نادران در دیدار با آیت‌الله نوری همدانی:‏
اخراج یک میلیون نفر از بازار کار از آغاز دولت یازدهم!
 اخراج یک میلیون نفر از بازار کار از آغاز دولت یازدهم
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت: هر چند دولت حاضر مشاغلی را ایجاد ‏کرده ولی در مجموع نزدیک به یک میلیون نفر نسبت به ابتدای دولت یازدهم، از بازار کار خارج ‏شده‌اند.‏
 
 
به گزارش اهراب نیوز به نقل از فارس، الیاس نادران ظهر امروز در دیدار با آیت‌الله نوری همدانی اظهار کرد: پس از استقرار دولت تدبیر و امید، مجلس همه همت خود را بر این گذاشت که با همراهی دولت، آرامش را به فضای اقتصادی بازگرداند.

وی افزود: بعد از فشارهای ناشی از تحریم و مسائل مالی، جمع‌بندی این بود که باید به دولت کمک شود تا در کارهای اقتصادی به موفقیت برسیم.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه دولت سعی در کنترل نقدینگی موجود در جامعه با هدف کاهش رشد قیمت‌ها داشت گفت: دولت در این مدت از نظر مدیریت قیمت‌ها موفقیت‌هایی را به دست آورده است.

وی ادامه داد: البته با توجه به فشاری که به واسطه این امر به حوزه تولید وارد می‌آمد، لازم بود کارخانجات و مجموعه صنایع کشور مورد حمایت قرار می‌گرفتند تا اشتغال را تامین کنند ولی دولت در این حوزه، تعلل داشته است.

نادران با اشاره به اینکه دولت از این پس قضیه را موکول به حل مسئله هسته‌ای و به سرانجام رسیدن مذاکرات کرده است گفت: استدلال دولت آن است که با برداشته شدن تحریم‌ها، مشکل تولید و رکود حل می‌شود و اختلاف اصلی ما با دولت بر سر همین مسئله است.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: به نظر ما کشورهای غربی نیز به همین دلیل مدام نتیجه مذاکرات را عقب می‌اندازند؛ در حال حاضر نزدیک به یک میلیون نفر نسبت به ابتدای دولت روحانی، از بازار کار خارج شده‌اند که شامل اخراج، بازنشستگی و ... بوده است و هرچند دولت مشاغلی را ایجاد کرده ولی در نهایت این تعداد از افراد از گردونه کار خارج شده‌اند.

وی افزود: بورس نیز از ابتدای دولت تاکنون رکود و سقوط جدی داشته به طوری که شاخص بورس یک سال و نیم پیش، ۸۹ هزار واحد بود و اکنون به ۶۴ هزار واحد رسیده است.

نادران با اشاره به فرمایشات رهبر معظم انقلاب مبنی بر اقتصاد مقاومتی گفت: این سخن ناظر به همین مسئله بود که اقتصاد مملکت نباید با مذاکرات گره بخورد زیرا در اقتصاد مقاومتی دولت باید سرمایه‌ها و توانمندی‌های فنی و مهندسی داخلی را وارد عرصه کند و این مسائل هیچ ارتباطی به مذاکرات و مسئله هسته‌ای ندارد بلکه باید اراده‌ای قوی وجود داشته باشد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه دولت باید صرفه‌جویی را از بدنه خود شروع کند خاطرنشان کرد: در حقیقت مدیران دولتی باید هزینه‌های زائد را کم کنند و از سفرهای خارجی بکاهند و مردم هم اگر این رفتارها را ببینند صرفه‌جویی را در پیش می‌گیرند ولی در شاکله دولت این مسائل را نمی‌بینیم و مسئولان دولتی، علامت مثبت صرفه‌جویی و ساده‌زیستی را نمی‌دهند.

وی تصریح کرد: جسارت تصمیم‌گیری نیز در دولت مشاهده نمی‌شود چه اینکه مجلس مصوب کرد افرادی که نیاز مالی ندارند یارانه نگیرند ولی دیگران از این یارانه بهره‌مند شوند و صرفه‌جویی حاصل نیز در تولید مصرف شود ولی دولت یا به دلایل سیاسی یا به دلیل عدم جسارت در تصمیم‌گیری‌های کلان وارد حوزه پالایش حساب و کتاب مردم نمی‌شود که مجموعه این عوامل سبب شده برخی به تحلیل بدبینانه‌ای برسد که عده‌ای در دولت در این تلاش هستند که اقتصاد داخلی درست نمی‌شود الا با تفاهم با غرب؛ از دولت این گلایه را داریم که فرمایش رهبری که فرمودند چاره کار برای حل مسئله اشتغال، اقتصاد مقاومتی است را اجرایی نمی‌کند.

نادران با بیان اینکه مردم ایران ظرفیت‌های فراوانی دارند و باید پای کار بیایند گفت: اگر چرخ اقتصاد ما بچرخد به یقین کشورهای مقابل ایران در مذاکرات هم در می‌یابند که تحریم‌ها تاثیری ندارند و کوتاه می‌آیند؛ دولت نه تنها این کار را نکرده بلکه عکس آن عمل کرده است، بودجه‌های فضایی قطع شده و در اقدامی نمادین نیز نماد هسته‌ای کشور از پول ملی حذف شده و حدیث رسول‌الله(ص) هم برداشته شده است؛ به چه کسی علامت می‌خواهند بدهند که ما از مسائل هسته‌ای خسته شده‌ایم؟

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: دولت در حال حاضر خطای استراتژیکی را مرتکب می‌شود و راه اشتباه را می‌رود بنابراین در مجلس سعی داریم آنها را به راه درست بکشانیم زیرا عقیده داریم ظرفیت داخل، امکان حل مسائل و مشکلات اقتصادی را دارد ولی دولت عزم و اراده‌ای برای این کار ندارد.

ن : داود داودی
ت : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳
همانند قصه سعید عسگر و اسید پاشی ها

حمله به علی مطهری سناریوی اصلاح طلبان بود!

 
این قضیه خود زنی بوده سیاسی بوده و بی شک یا توسط خود اصلاح طلبان انجام گرفته و یا افراطیونی که جزو پازل اصلاح طلبان اقدام کرده اند.

به گزارش آناج به نقل از عماریون، حجت الاسلام روح الله بجانی در جلسه دانشجویان حزب الله شمالغرب گفت: قصه علی مطهری همانند قصه سعید عسگر و اسید پاشی ها سناریوی اصلاح طلبان بود. 


وی ادامه داد: این قضیه خود زنی بوده سیاسی بوده و بی شک یا توسط خود اصلاح طلبان انجام گرفته و یا افراطیونی که جزو پازل اصلاح طلبان اقدام کرده اند. 

رییس شورای هماهنگی حزب الله شمالغرب کشور گفت: اصلاح طلبان در اتهام زنی های خود همیشه سناریوهایی را می نویسند و بر اساس آن سناریو به دنبال خشونت طلب نامیدن و افراطی نامیدن مخالفین خود هستند. آنان همیشه به دنبال انزوای مخالفین خود هستند. بنده از منابع امنیتی و دستگاهها قضایی خواستار رسیدگی دقیق و شناسایی عوامل میدانی و پشت پرده این اقدامات هستم. این اقدامات شاید هر کجای کشور در سناریوی این افراد قرار بگیرد و شاید برخی افراد انقلابی را نیز جاهلانه در پازل خود قرار دعند. لذا از حزب الله سراسر کشور انتظار است تا در پازل اصلاح طلبان قرار نگیرند. تنها راه فرار از پازل عمل به قانون و شرع مقدس است. 

وی در خصوص اتاق فکر محرمانه جریان نفاق گفت: احتمال داده می شود که در بخشی از برنامه جریان نفاق ، مخالفین انقلاب که هم اکنون متاسفانه در بدنه دولت نفوذ کرده اند به دنبال کناره گیری رییس جمهور هستند. آنان می خواهند تا بعد از ناکام ماندن آمریکا از استعمار نوین شیخ حسن روحانی را از ادامه ریاست دولت کنار بزنند. حال وارد کردن رییس جمهور به کارهایی که خدایی ناکرده موجب بی کفایتی اش گردد و یا استعفای وی که بعد از آن نوبت به اجرای سناریوی دیکتاتور نامیدن ولایت خواهد رسید برای این امر باید پازلی بنام حمله به شخصیت ها توسط افراد خود سر و یا ولایی نما از قبل اجرا شود تا آنان بتوانند براحتی تهمت دیکتاتوری را به ولایت بچسبانند پس بنده عاجزانه خواستار دقت بیشتر حزب الله در این سناریو ها هستم.

منبع: anaj.ir


ن : داود داودی
ت : پنجشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۳

بالازاده5تسنیم گزارش می‌دهد؛

مرحمت بالازاده؛ شهید ۱۱ ساله‌ای که حکم جهادش را از دستان مقام معظم رهبری گرفت

خبرگزاری تسنیم: پدر شهید بالازاده از حکم جهاد فرزندش می‌گوید؛ پسرم هیچ چیز نگفت و فقط گریه کرد ...

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اردبیل, شهید شاخص دانش‌آموز, مرحمت بالازاده در هفدهم خردادماه 1349، در روستای «چای گرمی» یکی از روستاهای شهرستان گرمی از توابع انگوت در دامان سر سبز مغان و در یک خانواده متدین و محروم، دیده به جهان گشود, پدرش حضرتقلی و مادرش ختائی عظیمی نام داشت.

حضرتقلی در روستاهای اطراف دستفروشی می‌کرد و به‌دنبال رزق روزی حلال بود, وی موذن مسجد روستا بود, شهید بالازاده بزرگ‌تر که می‌شود، همراه پدر در مسجد حضور می‌یابد و پای منبر روحانی و درس قرآن می‌نشیند, شهید دوران کودکی را در دشت و کوه و دره‌ها و مناظر سر سبز روستا، با بچه‌های هم سن و سال خود گذرانده و سال 65 در هفت سالگی پا به مدرسه عباسی انگوت نهاد و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند.

با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران و بسیج، در سال 1359 هنگام تشکیل نخستین هسته‌های مقاومت بسیج در این منطقه دور افتاده، با عده‌ای از نوجوانان و جوانان روستا، هماهنگ شده و پایگاه مقاومت بسیج ((امام موسی صدر))را در روستا، راه اندازی کردند, شهید به همراه جمعی دیگر از جوانان پرشور و فعال انقلابی، در این پایگاه عضویت یافته و با وجود سن و سال کم شروع به فعالیت می‌کند.

شهید بالازاده آموزشهای نظامی، قرآن و عقیدتی را در همین پایگاه گذرانده و با شور و حال عجیبی به پاسداری از آرمان‌های انقلاب اسلامی می پردازد و در پایگاه مقاومت مسوولیت تبلیغات را عهده دار شده و با سخنان معصومانه و پاک خویش، پیام امام خمینی(ره) را به دوستان می رساند و آنها را با فعالیت های فرهنگی فوق العاده موثر خود جهت اعزام به جبهه تشویق می‌کرد.

شهید بالازاده با سن پایین و جثه کوچک، وارد بسیج شده و در کنار بزرگ‌ترها مثل بزرگ‌ترها رفتار می‌کند, شناخت و آگاهی شهید بالازاده در کنار پاسداران و بسیجیان، تکمیل می‌شود و به بصیرت دست می‌یابد, بصیرتی که وظیفه او و هموطنانش را در قبال انقلاب و جنگ تحمیلی، در اولویت اول قرار می‌دهد.

شهید بالازاده نوجوان، جنگجوی خردسال کربلای ایران بود که با بسیاری از پیشروان انقلاب، همچون امام خمینی(ره)، ریاست جمهوری، نخست وزیر و ریاست مجلس دیدار کرده و بارها مورد تفقد و نوازش و تمجید آنها قرار گرفته بود, در شهرستان گرمی مغان، مرحمت سخنگوی انقلاب و رزمندگان اسلام شده بود امام جمعه شهر، قبل از خطبه های نمازجمعه، از شهید بالازاده می‌خواست که برای مردم سخنرانی کند و پیام عاشوراییان ایران را به جوانان و نوجوانان شهر برساند.

شهید مرحمت بالازاده، حکم جهادش را از دستان مقام معظم رهبری گرفت

سخنان شهید بالازاده دلنشین و جذاب و تأثیرگذار بود او با بیان شیرین و شیوای خود سخن می‌گفت و با فصاحت، پیام شهدای انقلاب اسلامی را بیان می‌کرد و مردم را آماده دفاع از دین و وطن خود می‌ساخت.

شهید بالازاده با موتوری که از طرف فرمانداری به او می‌دهند، مروج و مبلغی کوچک می‌شود، تا دور افتاده‌ترین مساجد و پایگاه‌های مقاومت می‌رود و پوستر، عکس و دستورات و فراخوان‌های بسیج را ابلاغ می‌کند, با شروع جنگ تحمیلی، برگ دیگری از زندگی وی ورق می‌خورد حضورش در کنار مسئولین سپاه و بسیج حال و هوای دیگری به برنامه‌ها می‌بخشد، بگونه‌ای که بر تعداد نیروهای داوطلب برای اعزام به مناطق جنگی افزوده می‌شود.

سال 1360، او یازده سال دارد و به مناطق عملیاتی و پشت خاکریزها فکر می‌کند, مراجعات او برای اعزام به جبهه به نتیجه نمی‌رسد و در این میان رو به رو شدن او با عوض محمدی, مسئول اعزام نیروی ستاد منطقه پنج آذربایجان شرقی، دیدنی و شنیدنی است, یکی بر حسب دستور و وظیفه می‌خواهد از اعزام افراد کم سن و سال جلوگیری نماید و دیگری بنا به وظیفه می‌خواهد ادای دین کند.

وی بارها و بارها از اردبیل و تبریز برگردانده می‌شود تا اینکه سال 1361 موفق می‌شود با وساطت آیت الله ملکوتی، امام جمعه وقت تبریز، به خواسته‌اش برسد, شهید بالازاده در نخستین اعزام در عملیات مسلم بن عقیل شرکت می‌کند پس از اولین اعزام، تسویه نمی‌کند تا راه بازگشت به جبهه کماکان باز باشد ولی مسئولین طبق وظیفه، بدنبال این هستند تا او را از حضور در خط مقدم بازدارند.

شهید بالازاده ناامید نمی‌شود و برای رسیدن به آرزویش، پیش مسئولین شهرستان و استان و مقام معظم رهبری می‌رود تا در زمان ریاست جمهوری ایشان، حکم جهاد را از دستان مبارکشان بگیرد، حکمی که بالاترین دستورهاست, این دستخط به شهید بالازاده بال و پر می‌دهد تا هر کس مانع اعزامش شد، آن را از جیبش در آورده و بگوید من حکم جهادم را را از آقا گرفته‌ام.

شهید بالازاده غیر از حضور در گردانهای رزمی، برای مدتی در گردان تخریب حضور یافته، بر تجربیاتش می‌افزاید, بین سال‌های 1361 تا 1363، به دفعات در جبهه حضور می‌یابد و به روایت فرماندهان و همرزمانش، در عملیات‌های والفجر2 از ناحیه پای چپ زخمی شده، در عملیات خیبر دچار موج‌گرفتگی می‌شود.

سال 1363 به همراه خانواده به اردبیل اسباب‌کشی کرده و در محله پناه‌آباد، خانه‌ای اجاره می‌کنند پس از این جابجایی، او در عملیات بدر شرکت می‌کند و 21اسفند 1363 با اصابت تیر و ترکش به گلو و چشم، در چهارده سالگی به شهادت می‌رسد, پیکر مطهرش در اردبیل تشیع و در بهشت فاطمه به خاک سپرده می‌شود.

آقای خامنه‌ای بگویید دیگر روضه حضرت قاسم (ع) نخوانند

در یکی از روزهای سال 1362، زمانی که حضرت آیت الله خامنه‌ای، رییس جمهور وقت، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری، واقع در خیابان پاستور خارج می‌شدند، در مسیر حرکتش تا خودرو، متوجه سر و صدایی شدند که از‌‌ همان نزدیکی شنیده می‌شد.

صدا از طرف محافظ‌ها بود که چندتای‌شان دور کسی حلقه زده بودند و چیز‌هایی می‌گفتند, صدای جیغ مانندی هم دائم فریاد می‌زد: «آقای رییس جمهور! آقای خامنه‌ای! من باید شما را ببینم»

حضرت‌آقا از پاسداری که نزدیکش بود پرسیدند: «چی شده؟ کیه این بنده خدا؟» پاسدار گفت: «نمی‌دانم حاج آقا! موندم چطور تا اینجا تونسته بیاد جلو» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافظان بود، وقتی دید آقا خودشان به سمت سر و صدا به راه افتاده‌اند، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: «حاج آقا شما وایستید، من میرم ببینم چه خبره» بعد هم با اشاره به دو همراهش، آن‌ها را نزدیک حضرت‌آقا مستقر کرده و خودش به طرف شلوغی می‌رود.

کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگردد, و می‌گوید: «حاج آقا! یه بچه است, میگه از اردبیل کوبیده اومده اینجا و با شما کار واجب داره, بچه‌ها می‌گن با عز و التماس خودشو رسونده تا اینجا, گفته فقط می‌خوام قیافه آقای خامنه‌ای رو ببینم، حالا می‌گه می‌خوام باهاش حرف هم بزنم».

حضرت‌آقا می‌فرمایند: «بذار بیاد حرفش رو بزنه وقت هست».

لحظاتی بعد پسرکی 12-13 ساله از میان حلقه محافظان بیرون آمده و همراه با سرتیم محافظان، خودش را به حضرت‌آقا می‌رساند, صورت سرخ و سرما زده‌اش خیس اشک بود, در میانه راه حضرت‌آقا دست چپش را دراز کرده و با صدای بلند می‌فرمایند: «سلام بابا جان! خوش آمدی»

شهید بالازاده با صدایی که از بغض و هیجان می‌لرزیده به لهجهٔ غلیظ آذری می‌گوید: «سلام آقا جان! حالتان خوب است؟»

حضرت آقا دست سرد و خشکه زدهٔ پسرک را در دست گرفته و می‌فرمایند: «سلام پسرم! حالت چطوره؟» پسر به جای جواب تنها سر تکان می‌دهد.

حضرت‌آقا از مکث طولانی پسرک می‌فهمند زبانش قفل شده, سرتیم محافظان می‌گوید: «اینم آقای خامنه‌ای! بگو دیگر حرفت را» ناگهان حضرت‌آقا با زبان آذری سلیسی می‌فرمایند: «شما اسمت چیه پسرم؟»

شهید بالازاده که با شنیدن گویش مادری‌اش انگار جان گرفته بود، با هیجان و به ترکی می‌گوید: «آقاجان! من مرحمت هستم از اردبیل تنها اومدم تهران که شما را ببینم.»

حضرت‌آقا دست شهید بالازاده را‌‌ رها کرده و دست روی شانه او گذاشته و می‌فرمایند: ‌«افتخار دادی پسرم صفا آوردی چرا این قدر زحمت کشیدی؟ بچهٔ کجای اردبیل هستی؟»

شهید بالازاده که حالا کمی لبانش رنگ تبسم گرفته بود می‌گوید: «انگوت کندی آقا جان!»

حضرت‌آقا می‌پرسند: «از چای گرمی؟» شهید بالازاده انگار هم ولایتی پیدا کرده باشد زود می‌گوید: «بله آقاجان! من پسر حضرتقلی هستم».

حضرت‌آقا می‎فرمایند: «خدا پدر و مادرت رو برات حفظ کنه.»

شهید بالازاده می‌گوید: «آقا جان! من از ادربیل آمدم تا اینجا که یک خواهشی از شما بکنم.»

حضرت‌آقا عبایش را که از شانه راستش سر خوره بود درست کرده و می‌فرمایند: «بگو پسرم. چه خواهشی؟»

شهید بالازاده می‌گوید: آقا! خواهش می‌کنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم (ع) نخوانند!

حضرت‌آقا می‌فرمایند:چرا پسرم؟

شهید بالازاده به یک باره بغضش ترکیده و سرش را پایین انداخته و با کلماتی بریده بریده می‌گوید: «آقا جان! حضرت قاسم (ع) 13 ساله بود که امام حسین (ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم 13 ساله‌ام ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمی‌دهد به جبهه بروم هر چه التماسش می‌کنم, می‌گوید 13 ساله‌ها را نمی‌فرستیم, اگر رفتن 13 ساله‌ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم (ع) را چرا می‌خوانند؟» و شانه‌های شهید بالازاده آشکارا می‌لرزد.

حضرت آقا دستشان را دوباره روی شانه شهید بالازاده گذاشته و می‌فرمایند: «پسرم! شما مگر درس و مدرسه نداری؟ درس خواندن هم خودش یک جور جهاد است»شهید بالازاده هیچ چیز نمی‌گوید، فقط گریه می‌کند و این بار هق هق ضعیفی هم از گلویش به گوش می‌رسد.

حضرت‌آقا شهید بالازاده را جلو کشیده و در آغوش می‌گیرند و رو به سرتیم محافظانش کرده و می‌فرمایند: «آقای...! یک زحمتی بکش با آقای ملکوتی (امام جمعه وقت تبریز)تماس بگیر بگو فلانی گفت این آقا مرحمت رفیق ما است, هر کاری دارد راه بیاندازید و هر کجا هم خودش خواست ببریدش, بعد هم یک ترتیبی بدهید برایش ماشین بگیرند تا برگردد اردبیل, نتیجه را هم به من بگویید»

حضرت‌آقا خم شده صورت خیس از اشک شهید بالازاده را بوسیده و می‌فرمایند: «ما را دعا کن, پسرم درس و مدرسه را هم فراموش نکن, سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان» و...

شهید مرحمت بالازاده بیشتر اوقات در کنار فرماندهش «شهید مهدی باکری» بود

شهید مرحمت بالازاده به اردبیل بازگشت، اما برخلاف دیروز که از اردبیل به تهران رفته بود، دل‌گرفته و غم‌زده نبود؛ از خوشحالی در پوست نمی‌گنجید، دلش برای اینکه زودتر برسد، پر می کشید, شهید بالازاده با نشان دادن مجوز آقا، وارد تیپ عاشورا شد.

کمتر از سه روز بعد، فرمانده سپاه اردبیل، شهید بالازاده را خوشحال و خندان دید که با حکمی پیشش آمد, می‌توانست باز هم شهید بالازاده را سر بدواند و لی مطمئن بود که می‌رود و این بار از خود امام خمینی (ره)حکم می‌آورد, گفت اسمش را نوشتند و مرحمت بالا‌زاده رفت در لیست بسیجیان لشکر 31 عاشورا.

یک بچه 13 ساله روستایی که فارسی هم درست نمی‌توانست صحبت کند، دستش به کجا می‌رسید؟ مجبور بود بی‌خیال شود اما فقط سه روز بعد مرحمت با دستوری از بالا برگشته و با این مجوز وارد تیپ عاشورا شد و در عملیات های بسیار جانفشانی کرد.

شهید بالازاده حدود سه سال در جبهه‌های جنگ حق علیه باطل با دشمن جنگید و خیلی کم به خانه و نزد خانواده اش می‌آمد و هر وقت هم که چند روزی به مرخصی می‌آمد، در مساجد و منابر و مجالس، روز و شب به تبلیغ و جذب نیروی داوطلب بسیجی برای اعزام به جبهه می‌پرداخت.

وی حتی راضی نبود که پدر و مادرش متوجه مجروحیت و آثار زخم های دشمن بر بدن نحیف و ظریفش شوند شبها در کنار پدر و مادر با لباس رزم می‌خوابید، تا مبادا پدر و مادرش متوجه ناراحتی‌ها و آثار مجروحیت او شوند.

شجاعت و درایت را با هم داشت و همه در حیرت که این همه در یک نوجوان 13 ساله چگونه جمع شده است؛ بر و بچه های تیپ عاشورا چهره مهربان و جدی شهید بالازاده را از یاد نمی برند بیشتر اوقات کنار فرمانده‌اش شهید «مهدی باکری» دیده می شد.

سرانجام مرحمت بالازاده روز21 اسفند 1363 در جزیره مجنون در عملیات بدر، با فاصله بسیار کمی از شهادت مرادش یعنی شهید مهدی باکری، بال در بال ملائک گشود و میهمان سفره حضرت قاسم (ع) شد.

تمام عمرم در خط رهبری و انقلاب هستم,مگر مرده‌ایم که دشمن خیال تجاوز به کشور ما را دارد

محمد علی بالازاده اظهار کرد: فردای روز شهادت مرحمت نزدیک ظهر چند نفر از سپاه اردبیل به خانه ما آمدند و به پدر و مادرم گفتند که مرحمت زخمی شده است و باید برای ملاقات به بیمارستان بروند, مادرم به آنها گفت: «می‌دانم مرحمت شهید شده، من تحملش را دارم, به من راستش را بگویید.» شب شهادت مرحمت خاله‌ام خواب دیده بود که مرحمت به زیارت حضرت امام رضا (ع) رفته است مادرم از شهادت مرحمت مطلع بود ما به بیمارستان رفتیم،‌ آنجا خبر شهادت مرحمت را به ما دادند.

برادر شهید بالازاده افزود: مراسم تشییع  و خاکسپاری پیکر شهید مرحمت بالازاده  بسیار باشکوه برپا شد، همه آشنایان، بستگان و روستاییان و همرزمان شهید در مراسم حضور داشتند, رفتار و کردار و اخلاق شهید، زبانزد خاص و عام بود از دست دادن مرحمت برای همه ما سخت بود و نخستین مخالف و مانع  شهید برای حضور در جبهه خانواده بود،‌ شرایط سنی و جثه ظریف و کوچک مرحمت باعث شد تا خانواده با آوردن دلایلی چون درس و تحصیل و وضعیت جسمی مانع او شوند، که موفق نشدند از اعزام به جبهه منصرفش کند.

محمدعلی بالازاده به نقل از شهید گفت: «اینها همه بهانه است، من برای دفاع از اسلام قرآن، وطن و ملت ایران می‌روم مگر ما مرده‌ایم که دشمن خیال تجاوز به کشور را دارد,  پدر و مادرم، این همه عشق و ایمان و صلابت او را که دیدند به رفتنش رضایت دادند، چرا که ماندن بیشتر عذابش می‌داد.»

وی تصریح کرد: مرحمت جنگ تحمیلی را با واقعه عاشورا مقایسه می‌کرد و می‌گفت: این روزها تفاوت کمی با آن زمان دارد, آن زمان رهبر کربلا امام حسین (ع) بود و حالا هم نایب بر حق امام زمان (عج)، حضرت امام خمینی (ره) هدایت کشورمان را بر عهده دارد.

محمدعلی بالازاده افزود:شهید مرحمت بالازاده،‌ خودش را ملتزم و قائل به رعایت فرامین ولی فقیه و فرموده امام خمینی (ره) می‌دانست که جبهه‌ها باید پر شود می‌گفت: «تمام عمرم در خط رهبری و انقلاب خواهم بود.»

برادر شهید بالازاده بیان کرد: وقتی حضرت امام خمینی (ره) سفارش و توصیه‌‌ای داشتند و صحبتی می‌فرمودند، به طوری احساس مسئولیت می‌کرد که انگار مخاطبشان فقط مرحمت بوده است, تمام صحبت‌های امام خمینی (ره) را به تمام مردم می‌رساند, امروز هم وظیفه تمامی دانش‌آموزان و جوانان‌مان در مقابل شهدا، این است که با عمل و مطالعه وصیت‌نامه شهدا و راه و سبک زندگی این شهدای والا مقام که به مقام‌های بالا رسیده‌اند، به تعالی برسیم.

وی اظهار کرد: دانش آموزان می‌توانند با تحصیل علم و کسب دانش همچون شهدا با تبعیت از ولایت فقیه و رهبری دین خود را به مردم و کشور عزیز ادا نمایند, همانطور که کشورهای اسلامی دیگر امروز به بیداری اسلامی رسیده‌اند, اینها تماماً نشأت گرفته از انقلاب اسلامی و درایت و اقدامات جهانی اسلامی امام خمینی (ره) است  آنها با الگو قراردادن جوانان کشورمان در راه مبارزه با رژیم سلطنتی و هشت سال دفاع مقدس، تمامی حکومت‌های سلطنت‌طلب را به زیر کشیده و حکومت اسلامی را بر پا می‌کنند.

محمد علی بالازاده با پاسداشت یاد و خاطره شهدا و معرفی ایثارگری‌ها و اهداف آنها, تصریح کرد: دانش‌آموزان و نوجوانان کشورمان چه اهداف و انگیزه‌ای داشته‌اند که در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح بعثی، ایستادند و خود را فدای انقلاب و اسلام کردند.

وی گفت: شهید مرحمت بالازاده و تمامی شهدای کشور عزیزمان ایران با اعتقاد و ایمانی کامل نسبت به رهبری حضرت امام خمینی (ره) و اسلام ناب محمدی (ص) تا آخرین قطره خون پای اعتقاداتشان ماندند, درس گرفتن از شهدا وظیفه امروز ملت و تمامی مسئولان کشورمان است.

برادر شهید مرحمت بالازاده تشریح کرد: مسئولان باید با درس گرفتن از ایثارگری شهدا و خدمت‌رسانی به مردم نهایت تلاش خود را انجام دهند, همانطور که حضرت امام خمینی (ره) فرمودند: «من را رهبر نخوانید من خدمتگزار مردم هستم.»‌ مسئولان نیز باید تلاش کنند با ساده‌زیستی و خدمت بی‌منت به مردم نهایت تلاش خود را بنمایند تا شاید بتوانند گوشه‌ای از حقی را که شهدا و ایثارگران برگردن‌مان دارند جبران کرده باشند.

شهید بالازاده با کارهای عجیب و غریب خود همه ما را در حیرت و سرگردانی قرار می‌داد

عظیم دشتی اظهار کرد: خیلی ها از شجاعت, مردانگی, تیز هوشی, روحیه جنگندگی مرحمت بالازاده گفته‌اند ولی من باچشم خود همه این اوصاف را در او دیده و از نزدیک لمس کرده ام ؟!

دوست شهید بالازاده تصریح کرد: تابستان سال 1360 هجری شمسی, در واحد بسیج مستضعفین گرمی با او آشنا شدم, عده‌ای از نوجوانان شهرستان گرمی برای برقراری امنیت مردم در واحد بسیج دور هم جمع شده بودیم, در تابستان گرم و زمستان سرد«شهرستان گرمی» بدون هیچ چشم داشتی از صبح تا شب و از شب تاصبح نگهبانی می‌دادیم.

رئیس بسیج هنرمندان استان اردبیل افزود: بعضی اوقات با برادران پاسدار به گشت شبانه می‌رفتیم و یا به همراه مربیان آموزش نظامی, جهت تعلیم و آموزش به پایگاههای مقاومت می رفتیم, با اینکه بیش از 14 سال سن نداشتیم ولی از آمادگی جسمانی کاملی بر خوردار بودیم, خدا حفظ کند عبدالوهاب قلی زاده را , روزانه حداقل 2 ساعت برای ارتقای آمادگی جسمانی وروحی ما وقت می‌گذاشت و با تمرینات ورزشی سخت خود؛ ما را برای یک نبرد بزرگ آماده می‌کرد.

وی بیان کرد: میان ما نوجوانی با قد کوچک و قلب بزرگ حضور داشت که هیچ وقت ما فکر نمی‌کردیم یک روز شهرت کشوری پیدا کند, او با کارهای عجیب و غریب خود همه ما را در حیرت و سرگردانی قرار می‌داد, انگار نماینده مردم منطقه انگوت شده بود, به راحتی و بدون هیچ گونه واهمه با امام جمعه محترم وقت شهرستان مرحوم حاج آقا فرخی ارتباط برقرار می‌کرد, با فرماندار شهرستان مثل یک مرد بزرگ مشکلات منطقه را درمیان می گذاشت, هر مسئولی را می‌دید از محرومیت زادگاهش می‌گفت.

دشتی افزود:راستش ما به ایشان حسودی‌ می‌کردیم, ماها که جرآت حرف زدن با بزرگترها را نداشتیم ولی او با جسارت تمام با نماینده مجلس, فرماندار و امام جمعه صحبت می کرد, البته دغدغه فقط حل مشکلات منطقه نبود؛ بنده, شهید مرحمت بالازاده و دیگر دوستان هم سن و سال ما دغدغه دیگری هم داشتیم و آن هم اعزام به جبهه با آن سن وسال کم بود.

دوست شهید بالازاده اظهار کرد: در هر اعزامی ثبت نام می‌کردیم و آماده اعزام می‌شدیم, مسئولین اعزام نیرو, اجازه نمی‌دادند, یادم می آید در حیاط ساختمان بسیج , «شهرداری گرمی » یکدستگاه ماشین خراب وجود داشت, کاروان رزمندگان که حرکت می‌کرد ما هم با حال و هوای بچگی به آن ماشین خراب سوار می شدیم 2 , 3 ساعتی در عالم خیال و بچگی «مسیر جبهه» را طی می کردیم, خلاصه این سرگردانی, ودربه دری به سر آمد و در سال 61 من و مرحمت و دیگر دوستان هر کدام به نوعی به جبهه اعزام شدیم, من رفتم شمالغرب و مرحمت رفت غرب, بعد از اعزام همدیگر را هرگز ندیدیم.

شهید با اگزوز لودر  فرمانده عراقی‌ها را به اسارت گرفت,  مجبورشان کرد تا به خودشان شلیک کنند

همرزمان شهید بالازاده در خاطراتی از وی نقل می‌کنند: مرحمت در یکی از عملیات‌ها که در حال برگشت به موقعیت خودشان بود، با نیروهای دشمن مواجه می‌شود و این در حالی بوده است که آن شهید قهرمان اسلحه‌ای هم در اختیار نداشته، ولی ناگهان متوجه شیئی می‌شود و آن را بر می‌دارد و به عربی می گوید: ˈقفˈ یعنی ˈایستˈ دشمن از ترس و وحشت تسلیم او می‌شوند و مرحمت در تاریکی شب آنها را به مقر می‌آورد.

افسر عراقی از فرمانده مرحمت پرسیده بود من سال‌هاست که در چند کشور دوره‌های چریکی را گذراندم، تا به حال این اسلحه که سربازتان به دست داشت را ندیده‌ام این دیگر چه نوع اسلحه‌ای است.

مرحمت نیمه شب با یک اگزوز لودر، عراقی‌ها را به اسارت گرفته و لطف خداوند که شامل حالش شده و خوفی که بر دل عراقی‌ها افتاده بود و شجاعت مرحمت همه دست به دست هم دادند تا باعث خلق این حماسه بشود.

در یکی از روزهای جنگ شهید مرحمت بالازاده وقتی در سنگر خود بود، داشت در کمپوت را باز می‌کرد که به یکی از همرزمان خود، شهید حمزه‌ای، گفت: " دوربین مادون قرمز را بردار و خشاب اسلحه‌ات را عوض کن. من می خواهم کاری کنم که دشمنان به یاران خود شلیک کنند! "

شهید بالازاده همراه با شهید حمزه‌ای رفتند پشت یک سنگر و در آنجا مخفی شدند, شهید بالازاده  به شهید حمزه‌ای گفته بود: " من می خواهم یک کار تک نفره انجام بدهم."

شهید بالازاده کوله پشتی خود را برداشت و به سنگر بعثی‌ها چسبید, از کوله پشتی خود چند نارنجک برداشته به کمر خود بست, سپس نارنجک‌ها را پرتاب کرد به یکی از سنگرهای عراقی‌ها و آنها از خواب که بیدار شدند, اسلحه های خود را برداشته و چون نمی‌دانستند ایرانی‌ها کجا هستند همدیگر را هدف گرفته و به خودشان تیراندازی می‌کردند.

شهید مرحمت بالازاده با چند نارنجک ,کاری کرد تا عراقی‌ها به یاران خودشان شلیک کنند.

راه تنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است,چشم منافقان کور شود و بفهمند که ما برای چه می‌جنگیم.

وصیت‌نامه:

از مرحمت بالازاده، وصیت نامه‌ای بر جای مانده است که متن کامل آن را در زیر می‌خوانید, وصیت نامه‌ای که نشان می‌دهد روحش نمی‌توانست در کالبد 13 ساله‌اش آرام بگیرد:

به نام خداوند بخشنده مهربان

از اینجا وصیت نامه‌ام را شروع می‌کنم. با سلام بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) و با سلام بیکران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام بی‌کران به مردم ایثارگر و شهید پرور ایران، که همچون امام حسین (ع) و لیلا، پسرشان را به دین اسلام قربانی می‌دهند.

آری‌ای ملت غیور شهید پرور ایران! درود بر شما! درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده‌اید و می‌ایستید تا آخرین قطره خونتان.

درود برشما‌ای ملت ایران!‌ای مشعل داران امام حسین! تا آخرین قطره خونتان از این انقلاب و از رهبر این انقلاب خوب محافظت کنید تا که این انقلاب اسلامی را به نحو احسن به منجی عالم بشریت تحویل بدهید.

و‌ ای پدر و مادر عزیزم! اگر این پسرتان در راه اسلام به شهادت برسد، افتخار کنید که شما هم از خانواده شهدا برشمرده می‌شوید.

ای پدر و مادر عزیزم! از شما تقاضایی دارم. اگر من شهید بشوم گریه نکنید. اگر گریه بکنید به شهدای کربلا و شهدای کربلای ایران گریه بکنید تا چشم منافقان کور بشود و بفهمند که ما برای چه می‌جنگیم.

حالا معلوم است که راه تنها یک راه است که آن راه هم راه اسلام و قرآن است. و آخر وصیت می‌کنم راه شهیدان را ادامه بدهید و اسلحه‌شان را نگذارید در زمین بماند.

و مادرم و پدرم چنانچه من می‌دانم لیاقت شهادت را ندارم ولی اگر خداوند بخواهد که شهید بشوم مرا حلال کنید و من هم شهادت را جزء سعادت می‌دانم, یعنی هر کس که شهید می‌شود خوش به حالش که با شهدا همنشین می‌شود

از تمام همسایه‌ها و از هم روستایی‌هایمان می‌خواهم که اگر از من سخن بدی شنیده‌اید و کارهای بدی دیده‌اید حلال بکنید, و برادرانم اسحله‌ام را نگذارند در جا بماند و خواهرانم با حجاب با دشمنان جنگ کنند.

خدایا تو را قسم می‌دهم که اگر گناهانم را نبخشی از این دنیا به آن دنیا نبر.

خدایا خدایا تو را قسم می‌دهم به من توفیق سربازی امام زمان (عج) و نائب برحق او خمینی بت شکن را دهی تا در راه آن‌ها اگر هزاران جان داشته باشم قربانی بدهم.

کربلا کربلا یا فتح یا شهادت/جنگ جنگ تا پیروزی

گزارش از علی نورعلیپور

 


ن : داود داودی
ت : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳
تاسف مستند ساز آمریکایی
خبرنگار و مستند ساز آمریکایی از اینکه بخشی از مردم ایران روش‌های غربی را در زندگی پیاده می‌کنند، ابراز تاسف کرد.
 
 

گروه فرهنگی - غرب عزم خود را برای تحمیل ارزشهای لیبرالیسم در جوامع هدف به خصوص کشورهای در حال توسعه جزم کرده است. "برابری جنسیتی"، "توانمندسازی زنان" و "حقوق بشر زنان و دختران" واژه های فریب آمیزی هستند که این روزها به‌عنوان پوششی برای ترویج فرهنگ منحط غربی در سراسر جهان به‌کار گرفته می‌شوند.

 

به گزارش بولتن به نقل از جام نیوز، سازمان ملل متحد از همه دولت ها و شهروندان خواسته است تا برای ایجاد "جهانی با برابری جنسیتی واقعی" بسیج شوند و "توانمند سازی زنان در راستای توانمند کردن بشریت" را به عنوان شعار سال برگزیده است.

 

بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند بی ارزش کردن و به ورطه نابودی کشاندن نهاد خانواده یکی از مهمترین اهدافی است که نهاد های بین المللی همچون "زنان ملل متحد" در یک جامعه اسلامی مثل ایران دنبال می‌کنند. تلاش هایی که البته بی ثمر نبوده و بر روی قشری از مردم ایران تاثیر گذار بوده است.

 

مرضیه هاشمی، خبرنگار و مستند ساز آمریکایی، با ابراز تاسف از اینکه سبک زندگی غربی بر بخشی از مردم ایران اثر گذاشته و عده‌ای روش‌های غربی را در زندگی پیاده می‌کنند، به ایران اسلامی گفت: در ایران یک قشر بزرگ از خانواده ها به سبک سنتی و اسلامی زندگی می‌کنند و یک قشردیگری به سبک غربی. عده‌ای خودشان را به زندگی غربی نزدیک کرده اند در حالی که فرق زندگی سنتی اسلامی و زندگی غربی خیلی زیاد است.

 وی در ادامه به بیان تفاوت هایی که بین سبک زندگی اسلامی و غربی وجود دارد، پرداخت و افزود: اهمیت خانواده در زندگی اسلامی و غربی بسیار متفاوت است. یک پدر و مادر غربی فرزندان و زندگیشان را دوست دارند اما ملاک آنها نسبت به سبک زندگی اسلامی متفاوت است؛ در زندگی غربی پول و مادیات هدف اصلی افراد است چون در یک سیستم کاپیتالیسم بزرگ شدند و همین روش را برای رسیدن به موفقیت آموخته‌اند. در زندگی غربی پول در آوردن بر عهده پدر و مادر است در حالی که در سبک زندگی اسلامی مخارج خانه برعهده پدر است و برای زن ارزش زیادی قائل است واز او نمی خواهد که کار بیرون از منزل داشته باشد.

 

در زندگی غربی هم پدر و مادر باید کار کنند و هم بچه ها نیز از زمانی که بتوانند کار کنند یعنی از سن نوجوانی مشغول به کار می شوند.

 

مرضیه هاشمی اظهار داشت: البته جوامع غربی به بن‌بست می‌رسند چون نتیجه آن را در آمریکا دیده‌ایم چراکه با شروع اشتغال زنان و کار در بیرون از منزل آمار طلاق در آمریکا و کشورهای غربی افزایش یافت.

 

وی افزود: مسلم است که وقتی مادر در کنار فرزند است، نوع تربیت و رفتار کودک متفاوت است. بچه اعتماد به نفس بیشتری دارد و فرد سالم تری به جامعه تحویل داده می‌شود. در کشورهای غربی بیشتر کودکان از خانواده های طلاق هستند به این دلیل که آمار طلاق خیلی بالاست و آن فرزند به‌تنهایی بزرگ می‌شود که این نوع زندگی آسیب‌ها، بحران‌ها وفسادهای زیادی هم برای فرد و هم برای جامعه به ‌دنبال دارد.

 

 اما در اسلام اینطور نیست در ایران هم همینطور. چون بیشتر افراد اجتماعی هستند و خانواده‌های کوچک با خانواده های بزرگ با هم زندگی می کنند و رفت و آمد و ارتباط دارند اما این مسئله در غرب کمرنگ شده است. همین چند ماه پیش به آمریکا رفته بودم جاهای مختلف رفتیم اما هرکسی به دنبال کار خودش بود ارتباطات خیلی کمتر شده است.

 

این خبرنگار آمریکایی ادامه داد: هدف اصلی دولت آمریکا کاپیتالیسم است نه خانواده. خانواده برای آنها مهم نیست. البته این اتفاق به چند دلیل افتاده است که مهمترین دلیل آن اینست که دولت آمریکا برای مردم کار نمی کند. دولت آمریکا در دست آمریکایی ها نیست و بیشتر صهیونیست ها دولت آمریکا را می‌چرخانند و این یک ضربه بزرگ به خانواده های آمریکا وارد کرده است.

 

وی با تاکید بر اینکه مباحث فمنیستی در غرب، خانواده را بی ارزش کرده، اظهار کرد: دولت‌ها خیلی طرفدار خانواده نیستند. در آمریکا خانم شاغلی که بچه‌دار می شود تنها 6 هفته مرخصی زایمان دارند و خیلی سخت است برای یک مادر که نوزاد 1.5 ماهه خود را به مهد کودک‌های مخصوص نوزادان بسپارد و خودش سرکار برود. این مسئله باعث ضربه به بچه و مادر می‌شود. متاسفانه اینگونه مسائل در امریکا زیاد است. وقتی یک کشورادعای قدرتمندترین حکومت در دنیا را دارد چرا اینگونه قانون‌ها را اجرا می‌کند؟ چون زندگی خانوادگی برای آنان مهم نیست. تنها اقتصاد برای آنان مهم است. مسئله اشتغال زنان بقدری اهمیت پیدا کرده است که وقتی یک دختر یا خانمی می‌خواهد ازدواج کند اگر آن زن به همسرش بگوید من کار نمی‌کنم یک چیز خیلی بدی است و عجیب به‌نظر می‌رسد چون همگی در این سیستم بزرگ شدند که همه افراد خانه باید کار کنند اما در ایران اینطور نیست که حتما زن هم باید کنار همسرش برای تامین مخارج زندگی کار کند. درست است که خیلی از خانم‌های ایرانی شاغل هستند اما نه به دلیل زمینه‌هایی که در آمریکا برای اشتغال زنان وجود دارد.

 

مرضیه هاشمی افزود: روانشناسان معتقدند وقتی خانمی استقلال مالی دارد، از لحاظ روانشناسی تحمل کمتری دارد و سازگاری کمتری در زندگی نشان می‌دهد به همین جهت آمادگی تشکیل یک زندگی مجردی را دارد و راحت‌تر طلاق می‌گیرد. به همین جهت است آمار طلاق در کشورهای غربی رو به افزایش است و این نشان می‌دهد فردگرایی در این دولت‌ها مهم تر از خانواده است.

 

وی ادامه داد: وقتی یک خانواده در کنار هم زندگی می کنند هزینه هایشان هم یکی است اما وقتی از هم جدا می‌شوند هر کدام در یک خانه مستقل زندگی می‌کنند. فرزندان هم اگر در سن نوجوانی باشند به طور مستقل زندگی می کنند و هزینه ها جدا و خرج ها بیشتر می‌شوند. در یک سیستم ماتریالیسم باید اینطور باشد و بیشتر باید خرج کنند بنابراین مصرف‌گرایی و هزینه ها به خودی خود افزایش پیدا می‌کنند و در اقتصاد جامعه تاثیرگذار خواهد بود، البته نباید فراموش کنیم اینگونه زندگی ها علاوه براینکه در اقتصاد جامعه تاثیرگذار خواهد بود آسیب های اجتماعی دیگری را نیز در بر خواهد داشت. در زندگی های مستقل، فرد برای سرگرمی و رفع خلاءها یی که در زندگی دارد به دنبال برقرای ارتباط با دیگر افراد است و در جامعه راه‌های مختلفی برای این ارتباط وجود دارد و ممکن است رفتا‌رها و ارتباطات بدی شکل گیرد. این رابطه‌ها طوری است که فرد هیچ‌گاه سیر نمی‌شود و به‌دنبال آنست که راه‌های متنوع دیگری را نیز طی کند. بنابراین باعث گسترش بی بندوباری در جامعه می‌شود.

 

این مستند ساز آمریکایی در ادامه گفت: در حال حاضر 50سال است روش زندگی در غرب عوض شده است ودر این راستا بی بندوباری نیز زیاد شده است. امروزه در همین بی از همجنس بازی هم گذشته اند، به‌طوری که درپارلمان کشور انگلستان از بچه ها هم سوء استفاده های جنسی می کنند یعنی روش‌ها و راه‌های مختلف را انتخاب می‌کنند به این دلیل که گرفتار یک نوع بیماری روانی شده که هیچ حد و حدود ندارد.

 

مرضیه هاشمی با بیان اینکه در غرب همه چیز در چهارچوب لیبرالیسم تعریف می‌شود، گفت: آنها می‌گویند هرطور که خودت دوست داری و هرطور که خودت می‌توانی از زندگی راضی باشی زندگی کن حتی در این زمینه ها قانون هم گذاشته و تصویب کرده اند مثل ازدواج همجنس بازها تا جاییکه رییس جمهور یک کشور خود از همجنس بازها دفاع می کند و "اوباما" را به عنوان اولین رییس جمهور همجنس باز می‌نامند.

 

وی تصریح کرد: آنها چگونه می‌توانند از گسترش بی بند و باری جلوگیری کنند در حالی که خود طرفدار آن هستند و اعتقاد به نوعی از آزادی دارند که تعریف درستی از آن وجود ندارد. آنها آزادی را براساس سکولاریست می‌سنجند و بر این اساس آزادی یعنی فاسد بودن.

منبع:بولتن نیوز


ن : داود داودی
ت : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳
با 47 رأی اعضای مجلس خبرگان آیت‌الله محمد یزدی رئیس مجلس خبرگان شد.

خبرگزاری فارس: آیت‌الله محمد یزدی رئیس مجلس خبرگان شد

آیت‌الله محمد یزدی با 47 رای به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با کسب 24 رای از این مسئولیت بازماند. خبرگزاری فارس: آیت‌الله محمد یزدی رئیس مجلس خبرگان شد حجت‌الاسلام والمسلمین محسن کازرونی، عضو مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس از انتخاب آیت‌الله محمد یزدی با 47 رای به عنوان رئیس مجلس خبرگان رهبری خبر داد. به گفته وی، کاندیداهای ریاست مجلس خبرگان رهبری آیت‌الله مومن، آیت‌الله هاشمی شاهرودی، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و آیت‌الله یزدی بودند. گفتنی است آیات شاهرودی و مومن در جریان برگزاری انتخابات انصراف خود را اعلام کرده و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با اخذ 24 رای از ریاست مجلس خبرگان باز ماند. آیت‌الله محمد یزدی از یاران و شاگردان حضرت امام(ره) در دوران مبارزه، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو فقهای شورای نگهبان است که در زمان حیات حضرات آیات مشکینی و مهدوی کنی روسای فقید مجلس خبرگان نیز مسئولیت نائب رئیسی این مجلس را بر عهده داشت. آیت الله یزدی اولین رئیس قوه قضائیه بعد از تغییر قانون اساسی در سال 68 است که به مدت 10 سال این مسئولیت را با حکم مقام معظم رهبری بر عهده داشت. به گزارش فارس ریاست افتتاحیه هفدهمین مجلس خبرگان رهبری بر عهده آیت‌الله هاشمی شاهرودی بود. 

منبع:فارس نیوز


ن : داود داودی
ت : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳

سوال یک نماینده از ثروت عظیم یک وزیر

احمد بخشایش اردستانی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره تفاوت "الف" با محمد رضا رحیمی گفته: رحیمی ثروت آنچنانی برای خود ندوخته و چیزی ندارد. همین الان هم همسر او در بیمارستان خوابیده است. اما این آقایان ثروتمندند، برج دار و ویلادار هستند. همین آقای نعمت زاده وزیر صنعت یک معلم ساده بود اما الان صاحب هزاران میلیارد تومان صنایع پتروشیمی است. این پول ها از کجا آمده است؟

منبع:تابناک


ن : داود داودی
ت : سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳
دمکراسی چماق و هویج؛
اخیرا در جریان همایش انتخاباتی «اسفند تا اسفند» اصلاح‌طلبان در کرمان اتفاقی افتاد که این ادعای متمایز زیر سئوال رفت. در حاشیه این مراسم بود که یکی از جانبازان جنگ تحمیلی به سخنان عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات اعتراض کرد.
سرویس سیاسی «فردا»؛ فضای باز سیاسی، دمکراسی، آزادی بیان، آزادی عقیده و ... از جمله شعارهایی است که همواره اصلاح‌طلبان سر می‌دهند و خود را معیار تمام عیار این واژه‌ها و رقیب را تندرو قلمداد می‌کنند. اما ادعای متمایز (شعارهای که وجه متمایز اصلاحات با جریانات سیاسی دیگر است) اصلاح‌طلبان گاهی از کنار این شعارهای رنگارنگ آنچنان بیرون می‌زند که بنیان خود را بر باد می‌دهد.

اخیرا در جریان همایش انتخاباتی «اسفند تا اسفند» اصلاح‌طلبان در کرمان اتفاقی افتاد که این ادعای متمایز زیر سئوال رفت. در حاشیه این مراسم بود که یکی از جانبازان جنگ تحمیلی به سخنان عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات اعتراض کرد. 



به گزارش خبرگزاری فارس، در این نشست زمانی که سید عبدالواحد موسوی‌لاری درباره ویژگی‌های اصلاح‌طلبان گفت: «اگر عنوان اصلاح‌طلبی را پذیرا شدیم به‌ معنای شکستن ساختارهای نظام نیست و اصلاح‌طلب ساختارشکن نیست، یکی از پیشکسوتان و جانبازان دفاع مقدس که از همرزمان سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه است در جواب این سخنان گفت، «پس چه کسانی بودند که فتنه را ایجاد کردند.»

در این هنگام چند نفر اصلاح‌طلبان به سمت این جانباز جنگ تحمیلی رفته و وی را مورد ضرب و شتم قرار داده و در حالی که وی در اعتراض به این عمل آنها شعار مرگ بر فتنه‌گر سر داده بود، او را از این مراسم بیرون کردند. 



جالب اینجاست که این فرد تنها به سخنان موسوی لاری بنا بر حق ذاتی که اصلاح‌طلبان همواره شعار آن را سر داده‌اند، اظهار نظر کرده بود اما به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان در مقام عمل به مانند واعظ غیر متعظ عمل می کنند و شیرینی این شعارها را از آن خود و تلخی آن را برای دیگران می‌خواهند و تحمل حرف مخالف را بر خلاف شعار " زنده باد مخالف من" که همواره سر می دهند، ندارند.

البته اصلاح‌طلبان که همواره آزادی را به صورت منفی و در قالب ساختارشکنانی‌های خود توصیف می کنند پیش از این نیز چنین رفتارهایی از خود نشان داده‌اند. اعضای این جریان سیاسی زمانی که در فضای دوم خرداد در دانشگاه تهران حضور پیدا می‌کردند و شاهد حمله مخالفان به حاکمیت بودند از این موارد استقبال می‌کردند اما وقتی در همین دانشگاه با آرای مخالف روبرو می شدند با عتاب و سرزنش خطاب به فرد منتقد بیان می‌داشتند که " آدم شو وگرنه می‌دهم آدمت کنند." 



حال اما پرده دیگری از انحصارطلبی‌های این جریان فرو افتاده است. جالب اینجاست که در این همایش موسوی لاری به جای اینکه به فرد معترض پاسخ دهد بدون اشاره به حادثه اعتراض و بیرون کردن این جانباز جنگ تحمیلی جریان اصلاحات را عاری از ساختارشکنی توصیف و بیان می‌کند:" آن چیزی که نیاز به اصلاح دارد روش‌هایی است که ممکن است روند پیشرفت کشور را به محاق برده باشد."

نکته جالب توجه دیگر اینکه این نوع حوادث در حضور افرادی رخ می‌دهد که خود را لیبرال آنهم از نوع لیبرال دمکرات مسلمان( که مشخص نیست چه نوع از لیبرایسم است؟!) می‌نامند. درحالی که خود دستور بیرون راندن منتقدین را می‌دهند و آزادی بیان وی را سلب می‌کنند. اما همین افراد در ماجرای فتنه سال 88 اردوکشی‌های خیابانی را تحت لوای آزادی بیان قانونی توصیف می‌کردند درحالی که طبق قانون هر نوع آزادی باید با در نظر گرفتن مسئولیت اجتماعی و حفظ نظم و امنیت عمومی همراه باشد. 

البته با معنای لیبرالی که اصلاح‌طلبان از آزادی بیان مد نظر دارند، به هر جهت بایستی در برابر صدای اعتراضی در این گردهمایی با سعه صدر بیشتری برخورد می‌کردند و به طور محترمانه با فرد منتقد برخورد می‌کردند.

به هر جهت پرده‌ دیگری از تناقض گویی‌های اعضای این جریان سیاسی برافتاد اما آنچه بیش از همه این موارد در فضای سیاسی کشور حیاتی است، شفافیت، صداقت و رعایت اخلاق سیاسی است که با عمل به شعارها و وعده‌های سیاسی تحقق می‌یابد نه شعارگرایی صرف و این موضوعی است که بیش از همه موارد به رشد و بالندگی سیاسی کشور کمک می‌کند و کمبود آن ممکن است پیشرفت کشور را به محاق ببرد.
منبع:فردا

ن : داود داودی
ت : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳
با توجه به سوابق آقای هاشمی و همچنین ادعای ایشان درباره اینکه یکی از ستون های انقلاب هستند، بهتر است بیش از این خودشان را خراب نکنند و بگذارند بر همان اساس در ذهن مردم باقی بمانند.
به گزارش مشرق، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس می گوید که تناقض های گفتاری و رفتاری هاشمی رفسنجانی نشان می دهد که ایشان ازعملکردهای سابق خود پشیمان شده و مسیر خود را نسبت به انقلاب تا حدی منحرف ساخته است.

اسماعیل کوثری عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در باره اظهارات اخیر هاشمی رفسجانی مبنی بر اینکه نماینده های مجلس نباید از تریبون برای گفتن دروغ استفاده کنند، گفت: هاشمی به نظر من بهتر است که در اظهار نظر هایش دقت و توجه بیشتری به خرج دهد.

وی ادامه داد: با توجه به سوابق آقای هاشمی و همچنین ادعای ایشان درباره اینکه یکی از ستون های انقلاب هستند، بهتر است بیش از این خودشان را خراب نکنند و بگذارند بر همان اساس در ذهن مردم باقی بمانند.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: آقای هاشمی زمانی که خودشان رئیس مجلس بودند چطور مرتب می گفتند که همه باید از تریبون استفاده کنند ؟!

کوثری اضافه کرد: حال که نماینده ها مسائل را به صورت صریح و شفاف در جهت منافع ملی بیان می کنند ایشان می گویند که میکروفن نباید استفاده شود و نماینده ها نباید سخنانشان را به طور مستقیم بیان کنند.

این نماینده مجلس در انتها خاطر نشان کرد: این تناقض های گفتاری و رفتاری هاشمی نشان می دهد که ایشان به نظر من ازعملکردهای سابق خود پشیمان شده و مسیر خود را نسبت به انقلاب تا حدی منحرف ساخت به همین دلیل ایشان باید نسبت به اظهارات خود کمی بیشتر دقت کند تا گفته نشود که وی دچار فراموشی شده است.
 

ن : داود داودی
ت : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳
فروزنده در گفت‌وگو با فارس:

رد پول‌های کثیف را باید در دوران سازندگی و اصلاحات جست‌وجو کرد!/ اقداماتی برای مهندسی و دخالت در انتخابات آینده

عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران با بیان اینکه رد پول‌های کثیف را باید در دوران سازندگی و اصلاحات جست‌وجو کرد، گفت: به نظر می‌رسد دولت هدف انتخاباتی دارد و می‌خواهد به هر روشی شده رقبای خود را تخریب کند. خبرگزاری فارس: رد پول‌های کثیف را باید در دوران سازندگی و اصلاحات جست‌وجو کرد/ اقداماتی برای مهندسی و دخالت در انتخابات آینده Tweet لطف‌الله فروزنده عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، با اشاره به اظهارات اخیر مشاور ارشد رئیس جمهور گفت: ترکان اگر ادعا دارد که پول‌های کثیف را اطرافیان احمدی‌نژاد برده‌اند، باید اسناد و مدارک خود را به مراجع قضایی ارائه کند. اینکه بدون سند و مدرک چیزی را مطرح کنیم، کار خوب و درستی نیست. عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران ادامه داد: اگر این مسائل که توسط ترکان گفته می‌شود، مستند و منطقی هستند آن را به مراجع قضایی ارائه کند تا بررسی شود. تهدید به افشاگری و متهم کردن دیگران بدون تعیین مصداق‌ها فقط در جامعه التهاب ایجاد می‌کند و موجب بی‌اعتمادی مردم شده و کار اشتباهی است. فروزنده تاکید کرد: به نظر می‌رسد این آقایان هدف انتخاباتی دارند و می‌خواهند به هر روشی شده رقبای خود را تخریب کنند. معاون پارلمانی رئیس جمهور در دولت دهم تصریح کرد: رد پول‌های کثیف را باید از دوران سازندگی و اصلاحات جستجو کرد. بعد از دوران جنگ جریانی به نام جریان کارگزاران روی کار آمد که همه می‌دانند جریان ثروتمندی است و پول‌های باد آورده فراوانی دارد. فروزنده اظهار داشت: در این راستا ما کاملا موافقیم که از سال 68 وضعیت دولت‌مردان، مخصوصا هاشمی رفسنجانی، خانواده وی، تیم کارگزاران و دولت اصلاحات بررسی شود و بعد وضعیت دولت احمدی‌نژاد هم بررسی شود و هر کسی نسبت به بیت‌المال بی‌مبالاتی کرده و پولی به جیب‌زده، مجازات شود. وی خاطر نشان کرد: مسلما این اقدامات یک استراتژی تخریب برای دخالت و مهندسی در انتخابات سال آتی است. دولت نتوانسته کار مثبتی انجام دهد، مسلما افکار عمومی از آنها می‌پرسند در مقابل حجم کارهایی که در دولت نهم و دهم انجام شد شما چه کاری انجام دادید و چون اقدامات قابل مقایسه‌ای ندارند خط تخریب را پیش گرفتند. فروزنده در خاتمه گفت: من به این آقایان نصیحت می‌کنم دست از این کارها بردارند. فصل این گونه اقدامات گذشته است. مردم می‌خواهند مسئولان کار کنند و اگر آنها کاری انجام دهند نمره مثبت می‌گیرند در غیر این صورت خودشان را خراب کرده‌اند.


ن : داود داودی
ت : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳
چرا هاشمی از کوره در رفته است؟/ پشت‌پرده ماجرا چیست؟
 
 
واقعیت آن است که آقای هاشمی‌رفسنجانی تمام حیثیت و آبروی سیاسی خود را پای مذاکرات هسته‌ای دولت آقای روحانی گذاشته است! او تمام‌قد برای پیروزی حسن روحانی در انتخابات ایستاد و همین اواخر نیز صراحتاً اعلام کرد حسن روحانی را کاملا تایید می‌کند!
چرا هاشمی از کوره در رفته است؟/ پشت‌پرده ماجرا چیست؟
به گزارش جهان به نقل از وطن امروز، «مهم‌ترین پروژه دولت، تیم مذاکره‌کننده است اما دلواپسان چه سرشان می‌آورند. آن‌ها با نتانیاهو همنوا شدند. نتانیاهو اوباما را تحریک می‌کند و دلواپسان هم می‌گویند اسرار را می‌گوییم. تریبون مجلس تریبون بازی است و هرچه می‌خواهند می‌گویند. اینها مزاحم کارند!»

اشتباه نکنید! اینها اظهارات یا نوشته‌های امثال صادق زیباکلام نیست! اینها را دیروز حجةالاسلام هاشمی‌رفسنجانی گفت! البته با توجه به وضعیت فعلی در زمین گل‌آلود مذاکرات هسته‌ای، انتظار اتخاذ چنین مواضعی از هاشمی‌رفسنجانی می‌رفت.

واقعیت آن است که آقای هاشمی‌رفسنجانی تمام حیثیت و آبروی سیاسی خود را پای مذاکرات هسته‌ای دولت آقای روحانی گذاشته است! او تمام‌قد برای پیروزی حسن روحانی در انتخابات ایستاد و همین اواخر نیز صراحتاً اعلام کرد حسن روحانی را کاملا تایید می‌کند! همانگونه که او در همین اظهارات دیروز هم گفته، دولت روحانی قائم به پروژه مذاکرات هسته‌ای است! بنابراین خوب یا بد، درست یا غلط، آینده هاشمی و اطرافیانش، وابسته به مذاکرات هسته‌ای است! آنها با گارد هسته‌ای وارد انتخابات شدند و با وعده لغو تحریم‌ها و بهبود آنی معیشت، اعتمادی موقت و اجاره‌ای از مردم گرفته‌اند! بنابراین خودشان می‌دانند نسبت‌شان با مردم چیست. 

البته موضوع پنهانی نیست و جواد ظریف بارها چه در مذاکرات سعدآباد در دولت اصلاحات و خطاب به محمد البرادعی و چه در نشست شورای روابط خارجی آمریکا در دولت روحانی و خطاب به هاله اسفندیاری، چه به تلویح و چه به تصریح، گفته است آینده سیاسی آنها وابسته به نتایج مذاکرات هسته‌ای است.

وضعیت دولت مورد تأیید صد‌در‌صد آقای هاشمی در مذاکرات هسته‌ای هم مشخص است. حالا یک سال و نیم پس از مذاکرات هسته‌ای، آنها آمار مردم را گرفته‌اند! و می‌دانند شیب بازگشت نظر مردم از آنها، ملایم نیست! «لغو تحریم‌ها» به‌عنوان شاخص میزان موفقیت یا عدم موفقیت مذاکرات هسته‌ای، وضعیت مساعدی در مذاکرات ندارد. قرار نیست تحریم‌ها لغو شود. آنچه آمریکایی‌ها می‌خواهند؛ توقف (در واقع تعطیلی) حداقل ۱۰ساله برنامه هسته‌ای ایران است. در ازای این اقدام ایران، آنها تنها بخشی از تحریم‌ها را به صورت موقت برمی‌دارند!

بنابراین در این وضعیت کلی، عصبانیت آقای هاشمی و بد و بیراه گفتن به عده‌ای منتقد که داد آنها حتی به «جام جم» هم نمی‌رسد؛ چندان عجیب نیست. اما به‌رغم این واقعیات، نکاتی درباره اظهارات دیروز آقای هاشمی وجود دارد که نباید آنها را بی‌پاسخ گذاشت.

۱- دستاوردهای هسته‌ای ایران چه کسانی را در دنیا وحشت‌زده کرد؟ صهیونیست‌ها! کدام رژیم از افزایش ظرفیت غنی‌سازی ایران نگران شد؟ رژیم صهیونیستی! کدام مقام سیاسی در دنیا آن نقاشی معروف را درباره افزایش سطح غنی‌سازی ایران از ۵ به ۲۰ درصد کشید؟ نتانیاهو! واقعیت آن است که رژیم جعلی اسرائیل بیش‌ترین خطر را از ناحیه برنامه هسته‌ای ایران احساس کرده و می‌کند! 

باراک اوباما و جان کری بارها و بارها در مجامع جهانی اعلام کرده‌اند توافق ژنو، امنیت اسرائیل را بیشتر کرده است! به معنای دقیق‌تر، آمریکایی‌ها معتقدند آنچه با جریان آقای هاشمی بسته‌اند منجر به افزایش امنیت اسرائیل می‌شود. البته همان زمان در ایران اعلام شد چه با توافق و چه بدون توافق، اسرائیل همیشه ناامن می‌ماند! از سوی دیگر مقامات آمریکایی صراحتا اعلام کرده‌اند جزئیات مذاکرات با طرف ایرانی را در اختیار نتانیاهو قرار می‌دهند. جان کری هفته گذشته در نشست استماع کمیته روابط خارجی آمریکا صراحتا گفت نتانیاهو با تمدید توافق ژنو موافق است! 

وزیر خارجه آمریکا همین هفته نیز در حاشیه اجلاس ژنو گفت عدم توافق بهتر از توافق است و توافق خوب توافقی است که به سود اسرائیل باشد! البته معنای این حرف جان‌کری را زمانی می‌توان متوجه شد که به اظهارنظر وزیر امور راهبردی کابینه نتانیاهو توجه شود. «یووال اشتاینیتز» هفته گذشته به اشپیگل گفت: ما مخالف توافق هسته‌ای با ایران نیستیم. ما خوشحال می‌شویم در صورتی که بتوانیم با یک توافق با ایران موافقت کنیم.

او در ادامه مطالباتی را درباره برنامه هسته‌ای ایران مطرح کرد که در واقع بسیار نزدیک به همان دیکته‌ای است که وندی شرمن، هفته گذشته درباره کلیات طرح پیشنهادی آمریکا برای توافق با ایران از آن خبر داد! بنابراین کاملا مشخص است که اساسا اعتراض‌های نتانیاهو همانند مصوبات کنگره و همانند نگرانی‌های برخی کوچولوهای خلیج‌فارس، همه ابزار فشار آمریکا برای تحمیل دیکته هسته‌ای به مردم ایران است! نتانیاهو اساسا دلیلی برای مخالفت با روند فعلی ندارد! او بدون آنکه حتی یک گلوله به سمت تاسیسات هسته‌ای ایران شلیک کند و منتظر فرود آمدن موشک‌های ایران در حیفا و تل‌آویو باشد؛ شاهد تبدیل برنامه هسته‌ای ایران به یک ویترین هسته‌ای است! 

شاهد این موضوع نیز اظهارات صریح او در کنگره است. او صراحتاً از توافق با ایران حمایت کردو گفت که جایگزین عدم توافق، جنگ نیست. او صراحتاً گفت که باید بر ایران فشار بیشتری وارد کرد تا امتیازات بیشتری گرفته شود. بنابراین اکنون همه می‌دانند نتانیاهو حامی توافق است.

۲- در ایران نیز عقلا معتقد به «عدم توافق بهتر از توافق بد» هستند اما تنها چند ساعت قبل از آنکه نتانیاهو به کنگره برود، هاشمی‌رفسنجانی با این اظهارات خود، عملا فرمان حمله به منتقدان توافق بد در ایران را صادر کرد! در واقع این اظهارات هاشمی، در تنگنا قرار دادن منتقدان است! آن هم سر بزنگاه!

می‌توان ۲ انگاره درباره این رفتار آقای هاشمی مطرح کرد:

اول؛ با این اقدام و فرمان آقای هاشمی به اطرافیان و وابستگان سیاسی خود، تلاش می‌شود در صورت شکست مذاکرات و عدم اعتنای اوباما به جریان آقای هاشمی، پروژه «نگذاشتند» آغاز شود! تا شاید از طریق این بهانه‌جویی و شلوغ‌کاری‌های انتخاباتی پس از آن، واقعیتی به نام «پایان زودهنگام دولت» در افکار عمومی تثبیت نشود!

دوم؛ حمله به منتقدان آن هم در سطح آقای هاشمی می‌تواند به معنای ایجاد شرایطی برای پذیرش دیکته آمریکایی در مذاکرات هم باشد. یعنی تخریب منتقدان در سطح هاشمی می‌تواند برای دولت آقای روحانی به معنای سدی باشد تا آنها بتوانند پشت آن توافق را قطعی کنند! در هر ۲ حالت، اظهارات روز گذشته آقای هاشمی متاسفانه در راستای همان هدفی است که نتانیاهو روز گذشته در کنگره آمریکا دنبال می‌کرد!

۳- آقای هاشمی به‌گونه‌ای منتقدان خود و اطرافیانش را متهم به همنوایی با اسرائیل می‌کند که گویی تصور کرده‌اند جامعه و به ویژه منتقدان باید نسبت به سوابق او و همنوایی‌هایش با اسرائیلی‌ها بی‌اطلاع باشند! آقای هاشمی یادشان هست که ۸ اردیبهشت سال گذشته در کاخ مرمر و در آستانه کاندیداتوری در انتخابات ریاست‌جمهوری صراحتا اعلام کردند: «ما با اسرائیل سر جنگ نداریم»! 

همان زمان گفته شد این یک پیام انتخاباتی است! پیامی که در واقع پاسخی بود به نگرانی نتانیاهو در سازمان ملل! چند ماه قبل از آنکه هاشمی‌رفسنجانی بگوید با اسرائیل سر جنگ ندارد (یعنی افزایش امنیت اسرائیل) بنیامین نتانیاهو آن نقاشی معروف را در سازمان ملل نشان داده بود! و در بخشی از صحبت‌هایش جمله عجیبی گفت. او گفت: «حتی اکبر هاشمی‌رفسنجانی که آیت‌اللهی میانه‌رو محسوب می‌شود، گفته است اسرائیل با یک بمب نابود می‌شود.» شاید نتانیاهو می‌خواست به عده‌ای در آمریکا بگوید در انتخابات آینده ایران نباید روی هاشمی حساب باز کنند! اما هاشمی در آستانه کاندیداتوری، صراحتا گفت با اسرائیل سر جنگ ندارد!

البته این ماجرا ادامه داشت. همزمان با آشوب‌های سوریه، آقای هاشمی علیه اسد، یعنی یکی از مهم‌ترین تهدیدات نتانیاهو موضع گرفت! و سرنوشت صدام را برای او پیش‌بینی کرد! انتشار فایل صوتی اظهارات او علیه نظام اسد در سوادکوه نیز نشان داد او در پروژه بزرگ خاورمیانه، در کدام سو ایستاده است! ناامنی سوریه، امنیت اسرائیل را بیشتر کرد! همانند توافق ژنو! و آقای هاشمی کارنامه‌ای تاسف‌انگیز در این ماجرا دارد!

۴- منتقدان رفتار جریان آقای هاشمی در مذاکرات هسته‌ای منطق روشنی دارند! اما متاسفانه صدای آنها به جایی نمی‌رسد! مجلس شورای اسلامی برای آنکه متهم به سنگ‌اندازی در مذاکرات جریان آقای هاشمی نشود، عملا در موضوع مذاکرات منفعل عمل می‌کند! نمایندگان منتقد نیز به دادگاه کشانده شده‌اند و رسانه‌های منتقد نیز به لطایف‌الحیل یا توقیف شده‌اند یا روانه دادگاه! منتقدان تنها می‌توانند در یک مقیاس کوچک اعتراض کنند! حتی آنها را به صدا و سیما نیز راه نمی‌دهند! 

مردم خواهند فهمید قطعنامه ۱۹۲۹ که بسترساز اعمال تحریم‌های بانکی و نفتی است؛ نتیجه فتنه دوستان آقای هاشمی و دوستانش در سال ۸۸ است و جالب اینکه همین جریان اکنون به بهانه رفع همین تحریم‌ها، بده‌بستان‌های انتخاباتی را با آمریکایی‌ها طرح کرده‌اند! واقعیت آن است که آقای هاشمی باید بخشی از شرایط فعلی را مرهون بی‌اطلاعی مردم از واقعیات مذاکرات هسته‌ای بداند! واقعیت آن است که «مردم نمی‌دانند» و این ندانستن به دلیل یک حجم انبوه فشار بر رسانه‌ها و منتقدان است!

منتقدان با زشت‌ترین ادبیات در همه سطوح نواخته می‌شوند! منتقدان هنوز حتی نمی‌توانند مردم خود را در جریان اصل ماجرا قرار دهند! بنابراین سناریوی «نگذاشتند» یک سناریوی مضحک است! چراکه در واقع جریان منتقد با توجه به اهرم‌های فشار داخلی، نمی‌تواند به تنهایی عامل شکست مذاکراتی در چنین سطح شود!
منبع:جهان نیوز

ن : داود داودی
ت : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳
واکنش حسین شریعتمداری:
با عرض پوزش از آقای هاشمی رفسنجانی باید گفت؛ اظهارنظر ایشان درباره موضوع یادشده به اندازه‌ای سخیف است که نمی‌توان باور کرد، این اظهارات بی‌پایه و عوامانه مورد قبول خود ایشان نیز باشد.
به گزارش مشرق، حسین شریعتمداری مدیر مسوول کیهان در یادداشتی به نقد سخنان اخیر هاشمی رفسنجانی پرداخت و نوشت:
-۱ «برتولت برشت» نمایشنامه‌نویس و شاعر بلندآوازه آلمانی از قول بازیگر نقش اول یکی از نمایشنامه‌های خود می‌گوید: «شرم‌آور است!... چرا هنوز متوجه نشده‌ای که می‌توان به یک نفر برای همیشه دروغ گفت و می‌توان برای یک بار به همه دروغ گفت، اما هرگز نمی‌توان برای همیشه به همه دروغ گفت».
در گرماگرم مذاکرات هسته‌ای ایران و ۵+۱ در ژنو و در حالی که نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به منظور خام کردن تیم هسته‌ای کشورمان و آماده‌سازی آنان برای اعطای امتیازات بیشتر، به آمریکا رفته و قرار بود طی سخنانی در کنگره، نقش مخالف توافق پیش‌روی را بازی کند، آقای هاشمی رفسنجانی در اقدامی عجیب که با توجه به هوش سیاسی ایشان دور از انتظار بود، منتقدان داخلی را به باد اتهام گرفت و گفت؛ «در‌مهمترین پروژه دولت که تیم مذاکره‌کننده است و مورد حمایت مقام‌معظم‌رهبری قرار دارد، خودشان هم تکرار می‌کنند که با برنامه رهبری کار را پیش می‌برند اما این دلواپسان چه بر سرشان می‌آورند و با نتانیاهو همنوا شده‌اند. هاشمی رفسنجانی با اشاره به سفر نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به آمریکا ادامه داد: او آنجا رفته و اوباما را تحریک می‌کند و اینجا هم دلواپسان می‌گویند که ما اسرار را می‌گوییم؛ نمی‌دانیم این چه سری است؛ آنها هم از شیطان هستند و از آن طرف دارند کار می‌کنند اما در حال حاضر نزدیک به نتیجه رسیده‌ایم. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: زمانی که تیم مذاکره‌کننده باز می‌گردد به جای استقبال از آنها دلواپسان چیزهایی می‌گویند که نباید بگویند. وی با اشاره به انتقادات مجلس از تیم مذاکره‌کننده ادامه داد: تریبون مجلس باز است و هر چه می‌خواهند می‌گویند و برخی هم این دروغها را باور می‌کنند و اینها مزاحمت است»!
-۲ با عرض پوزش از آقای هاشمی رفسنجانی باید گفت؛ اظهارنظر ایشان درباره موضوع یادشده به اندازه‌ای سخیف است که نمی‌توان باور کرد، این اظهارات بی‌پایه و عوامانه مورد قبول خود ایشان نیز باشد. یعنی آیت‌الله هاشمی با آن سوابق چند ده ساله و حضور در مسئولیت‌های بلندپایه نظام به این نتیجه رسیده‌اند که آمریکا اصرار دارد در توافق پیش‌روی به ایران امتیازات فراوانی بدهد! ولی نتانیاهو از اینکه آمریکا با ایران از در دوستی درآمده و دشمنی‌ها را کنار گذاشته، عصبانی و ناراحت است؟!... به یقین آقای هاشمی رفسنجانی در دورترین افق‌های ذهن خود نیز بر این باور نیست. پس ماجرا چیست؟! بخوانید!
-۳ تأسف‌آور است، ولی قابل انکار نیست که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی امروز با رفسنجانی دهه‌های اول انقلاب تفاوت فراوانی دارد. ایشان دیگر به عنوان یکی از استوانه‌های نظام شناخته نمی‌شود، بلکه جایگاه پیشین خود را - به هر علت! - از دست داده است و از سکوی بلند «شخصیت سیاست‌ساز و استوانه نظام» به «عضویت یک گروه سیاسی» تنزل یافته است. این «افول» البته که برای دوستداران انقلاب و نظام تأسف‌آور است و مشاهده ایشان در کنار پادوهای بی‌شخصیت‌ سیاسی که هر روز به رنگی درمی‌آیند و بیشترین دشمنی‌ها را نسبت به وی روا داشته‌اند، سخت و ناگوار است ولی...
اکنون باید توجه داشت که وقتی به اینگونه اظهارات آقای هاشمی از دریچه جایگاه قبلی ایشان نگاه می‌شود، تعجب‌آور به نظر می‌رسد و حال آن که اظهارات مورد اشاره از جایگاه بلند قبلی نیست بلکه - با عرض پوزش- اکنون دیگر اظهارات ایشان به عنوان اظهارنظر یک عضو از اعضای یک حزب سیاسی قابل ارزیابی است.
۴- آقای هاشمی‌ رفسنجانی همسو با آقای روحانی، تمامی حیثیت سیاسی خود را به مذاکرات هسته‌ای و نتایج آن گره زده‌اند و حال آن که امروزه اگر از خسارت‌های فراوانی که تحمل کرده‌ایم، امتیازات نقدی که داده‌ایم و تحقیرهایی که تحویل گرفته‌ایم صرفنظر کنیم، تمامی شواهد موجود به وضوح حکایت از آن دارند که تنها دستاورد دور جدید مذاکرات هسته‌ای، اثبات غیرقابل اعتماد بودن آمریکا بوده است، یعنی دقیقا آنچه که آقایان در دولت جدید اصرار بر نفی آن داشتند.
اظهارات اخیر جناب هاشمی، تلاش بی‌فایده‌ای برای تغییر صورت مسئله است. ایشان و در موارد بیشتری آقای روحانی، سعی می‌کنند  برای ناکامی خود در مذاکرات و بر زمین‌ ماندن وعده‌هایی که داده بودند، «علت» و «عواملی» بیرون از حوزه مسئولیتی خود بتراشند و در این راه تا آنجا پیش می‌روند که حتی منتقدان خود را با نتانیاهو، همزبان معرفی می‌کنند!
۵- آقای هاشمی و دوستانشان در دولت بیشتر از آن که در پی عمل به وعده‌های خود باشند، سخنرانی و مصاحبه و همایش به مردم تحویل داده‌اند و اکنون که یکسال و چند ماه از عمر دولت یازدهم می‌گذرد، با انبوهی از وعده‌های بر زمین مانده روبرو هستند، و متاسفانه به جای این که از تجربه ناکام گذشته پند بگیرند و مسیر حرکت خود را به سوی منافع ملی و رسیدگی به امور ضروری و حیاتی مردم تغییر دهند، به فرافکنی روی آورده و موانع فرضی می‌تراشند.
۶- و اما تهمت بزرگ همنوایی منتقدان با اسرائیل، اگرچه کودکانه و خنده‌دار است ولی به دلیل سوابق همسو با اقدامات وطن‌فروشانه و خیانت‌آمیز اصحاب و سران فتنه ۸۸ باید آن را در چارچوب «ترفند فرار به جلو» ارزیابی کرد. و شاید کسانی که در فتنه یاد شده، آشکارا از سوی مثلث  آمریکا، اسرائیل و انگلیس به کار گرفته شده بودند، در پی تطهیر! خود برآمده باشند!
آقایان فراموش نکرده‌اند که نتانیاهو با صراحت اعلام کرده بود «اصلاح‌طلبان بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند» - که البته منظورش آن دسته از مدعیان اصلاحات بود که در فتنه حضور داشتند - و شیمون پرز، تاکید کرده بود که «جنبش سبز به نمایندگی از اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران درگیر است»، به یقین از یاد نبرده‌اند که شعار «نه غزه، نه لبنان» از سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی سر برآورده بود! و به یاد دارند که روز قدس به نفع اسرائیل شعار می‌دادند، روز ۱۳ آبان به حمایت از آمریکا شعار می‌دادند، روز عاشورا به ساحت امام حسین(ع) اهانت کرده بودند و شعار «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» را هم که به خاطر دارند؟ و ...
حالا باید پرسید؛ کدام اقدام اصحاب و سران و همراهان فتنه ۸۸، مستقیما و آشکارا در خدمت به اسرائیل نبوده است؟! و...
منبع:مشرق نیوز

ن : داود داودی
ت : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳

اقدام تامل برانگیز و بی‌موقع روی اسکناس‌ها

در اوج مذاکرات هسته‌ای، مسئولان بانک مرکزی در حالی از تغییر طرح اسکناس‌های پنجاه هزار ریالی و حذف نماد انرژی هسته‌ای از روی آن خبر داده‌اند که قرار دادن این تصمیم در کنار تصمیم دیگری در باره حذف نماد علامت ماهواره امید از روی اسکناس‌های پنج‌هزار ریالی باعث گمانه‌های منفی در باره این تصمیم‌ها شده است.

 

 

 


منبع: www.tabnak.ir


ن : داود داودی
ت : پنجشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۳
فتح عرصه جدید موشکی/ "موشک‌ زیرآبی سپاه" را بیشتر بشناسید + تصاویر

سپاه پاسداران با رونمایی از یک موشک زیردریایی پرتاب،‌ عرصه جدیدی از پرتاب موشک‌ها را فتح کرد.   


به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، رزمایش پیامبر اعظم9 سپاه پاسداران روز گذشته با رونمایی از یک موشک جدید و راهبردی در تنگه هرمز به پایان رسید. این رزمایش از روز چهارشنبه آغاز و 3 روز در شمال تنگه هرمز و جاسک ادامه یافت.
رونمایی از موشکی که در روز آخر با موفقیت شلیک شد، نگاه‌ها را به این خود جلب کرد، موشکی که طبق فیلم منتشر شده، از زیر آب شلیک شده و به سوی هدف حرکت می‌کند.
دریادار فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه درباره این موشک می‌گوید: ورود این سلاح جدید نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در افزایش قدرت دریایی ما برای مقابله با تهدیدات علیه انقلاب اسلامی و به‌ طور مشخص شیطان بزرگ آمریکا دارد.
لحظاتی پس از خروج موشک از زیر آب
فرمانده نیروی دریایی سپاه، هیچ نام و مشخصاتی از این موشک ذکر نکرده و بیان ویژگی‌ها و مشخصات آن را به سال‌های بعد موکول کرده است.
** بررسی موشک
موشک شلیک شده از زیر آب خارج می‌شود، این درحالی است که تاکنون، هیچ کدام از نیروهای نظامی در ایران، موشکی تست نکرده بود که از زیر آب شلیک شود اما حالا، نیروی دریایی سپاه برای اولین بار این موشک را شلیک کرده است.
موشک‌هایی که از زیر آب شلیک می‌شوند، به دو دسته بالستیک و کروز تقسیم می‌شوند و در حال حاضر 6 کشور روسیه، آمریکا، چین، هند، انگلیس و فرانسه، تنها تولید کنندگان موشک‌های بالستیک با قابلیت شلیک از زیردریایی به شمار می‌روند.
کشورهای دارنده موشک‌های بالستیک زیردریایی پرتاب به ترتیب بیشترین دارندگان:
1- روسیه: 12 نوع
2- فرانسه: 6 نوع
3- آمریکا: 4 نوع
4- هند: 3 نوع
5- چین: 2 نوع
6- انگلیس: 2 نوع
با توجه به اینکه موشک‌های زیردریایی پرتاب،به 2 نوع بالستیک و کروز تقسیم می‌شوند، فناوری متفاوتی هم دارند. در حال حاضر، فقط 4کشور روسیه، هند، آمریکا و کره‌جنوبی تولیدکنندگان موشک‌های کروزی هستند که از زیردریایی پرتاب می‌شوند. این کشورها در مجموع حدود 11 موشک را تولید کرده‌اند.

اما بررسی موشک شلیک شده توسط نیروی دریایی سپاه پاسداران، با توجه به نوع حرکتش و اینکه موشک لحظاتی پس از خروج از زیر آب، زاویه زیادی گرفته و کاهش ارتفاع می‌دهد، به نحوی که در ثانیه انتهایی فیلم، موشک با زاویه‌ای اندک، تقریبا موازی با آب قرار می‌گیرد؛ این نشان می‌دهد که موشک‌ شلیک شده کروز است نه بالستیک.
                                                    
نیروی دریایی سپاه پاسدران انقلاب اسلامی با رونمایی از این موشک، پنجمین تولید کننده موشک‌های زیردریایی پرتاب جهان شده است، موشک‌هایی که قطعا در زمان جنگ و نبردهای دریایی، بسیار کارآمد است.
دود خروجی از موتورهای موشک، نشان می‌دهد که موشک از بوسترهای کمکی برای پرواز استفاده می‌کند. معمولا بوسترها پس از جدا شدن موشک از لانچر و رسیدن موشک به سرعت مناسب از بدنه جدا می‌شوند.
معرفی بوستر:موشک رعد(راست)و موشک سپاه(چپ)/به بوستر زیر بدنه موشک رعد و بوستر بالای موشک سپاه که با آتش زیاد همراه است، دقت کنید
(توضیح:: انتخاب تصویر موشک رعد، ارتباطی با موشک جدید سپاه ندارد و فقط برای نشان دادن و معرفی بوستر یک موشک است)
خروج دود زیاد از بالای موشک جدید سپاه که با آتش زیاد همراه است، مربوط به یک بوستر یا پیشران کمکی است که روی بدنه موشک نصب شده است. البته در برخی موشک‌ها، بوستر از موشک جدا نمی‌شود ولی در بسیاری از موشک‌ها، بوستر جداشونده است اما در فیلم منتشر شده توسط سپاه، تا لحظه پایانی فیلم، بوستر از بدنه جدا نمی‌شود که این خود حاوی نکته مهمی است.
نکات فنی دیگری در مورد موشک جدید نیروی دریایی سپاه وجود دارد که بیان آنها به زمان دیگری که اطلاعات و تصاویر بیشتری از موشک منتشر شد، موکول می‌شود اما در پایان به این جمله دریادار فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه که قبل از انتشار فیلم شلیک موشک جدید سپاه، بیان شده است، بیشتر دقت کنید: "مسلما در رزم‌های دریایی با دشمنان، این سلاح نقش به‌سزایی را ایفا خواهد کرد و انشاالله در سال‌های بعد شاید کمی از ابعاد وجودی این سلاح را توضیح دهیم."
انتهای پیام/  


ن : داود داودی
ت : شنبه نهم اسفند ۱۳۹۳
 

در دفاع از حرم اهلبیت(ع)؛

مردی دیگر از جمع لشکر خوبان پَرکشید/حاج عباس عبداللهی به مرادش رسید

مردی دیگر از جمع لشکر خوبان پَرکشید/حاج عباس عبداللهی به مرادش رسید

حاج عباس عبداللهی در سوریه و در دفاع از حرم اهل بیت(ع) جام شیرین شهادت را سر کشید.

حاج عباس عبداللهی در سوریه و در دفاع از حرم اهلبیت(ع) جام شیرین شهادت را سر کشید.وی بازنشسته سپاه و برنده ورزش های رزمی ارتش های جهان بود که سالها به عنوان یک بسیجی مخلص در مناطق مختلف عملیاتی کشور حضور داشته و همچنین یکی از راویان ۸ سال دفاع مقدس در کاروان های راهیان نور بود .

چنان با شهدا عجین بود که در سخنرانی هایش می گفت: من با شهدا راه میروم غذا میخورم و میخوابم و این آسایشی که برای من شهیدان بوجود آورده اند هر گز نخواهم گذاشت پرچم یا مهدی ادرکنی ،آن ناله های رزمنده گان در نماز های شب و هنگام شب عملیاتزمین بماند.حاج عباس عبدالهی  همواره در سخنرانیهایش میگفت: “جسمم را به خاک و روحم را به خدا و راهم را به آیندگان می سپارم.

او جزو بهترین تک تیراندازهای ایران بود و شاید هم بهترین آنها.او همواره سخت ترین راه را انتخاب میکرد چه آن زمان که فرمانده گردان صابرین تیپ امام زمان(عج) لشکر عاشورا بود و چه حالا که بعد از بازنشستگی نشستن را بر خود حرام کرد و راه سوریه در پیش گرفت.صفایی داشت وصف ناپذیر.پای ثابت اردوهای راهیان نور دانشجویی بود با دانشجویان انس میگرفت و با آنها از شهدا و مرامشان میگفت.

حاج عباس هم به مرادش آقا مهدی پیوست.وی بدست گروههای تکفیری و سلفی در سوریه بشهادت رسید. 


ن : داود داودی
ت : یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳
عضو کمیسیون برنامه و بودجه در گفت‌وگو با فارس:
دیوان محاسبات مصوبه 1.2 میلیارد دلاری ستاد تدابیر ویژه را غیرقانونی اعلام کرد

 

خبرگزاری فارس: دیوان محاسبات مصوبه 1.2 میلیارد دلاری ستاد تدابیر ویژه را غیرقانونی اعلام کرد
 

 

 

 

عضو کمیسیون برنامه و بودجه در گفت‌وگو با فارس: دیوان محاسبات مصوبه 1.2 میلیارد دلاری ستاد تدابیر ویژه را غیرقانونی اعلام کرد عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفت: دیوان محاسبات مصوبه 1.2 میلیارد دلاری ستاد تدابیر ویژه را غیرقانونی اعلام کرده است، اگر تبدیل درآمدهای وصول نشده نفت به ریال امکانپذیر است پس می‌توان بدهی بابک زنجانی را نیز بدین شکل وصول شده تلقی کرد. جعفر قادری در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، در خصوص گزارش هفته گذشته رئیس کل بانک مرکزی درباره مصوبه ستاد تدابیر ویژه برای برداشت ریال 1/2 میلیارد دلار در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس اظهار داشت: ستاد مصوب کرده که درآمد فروش نفت به شرکت خارجی وصول شده تلقی شود و بانک مرکزی مکلف است معادل ریال آن را به دولت بدهد. عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با بیان اینکه ما سوال مطرح کردیم اگر به راحتی با یک مصوبه ستاد تدابیر ویژه قابل حل است پس طلب دولت از بابک زنجانی نیز به همین شیوه محاسبه شود، گفت: چه تفاوتی میان یک شرکت خارجی و بابک زنجانی وجود دارد حال آنکه این شرکت، بانک نیست و در این رابطه نمایندگان دولت جوابی ندادند. این نماینده مجلس افزود: زمانی نفت فروخته شد و پول آن به حساب بانک واریز می‌شود اما پول دست شرکت خارجی است و منابع آن واریز به حساب ما نشده است. قادری با اشاره به اینکه گفته شد پول در حساب بوده اما بلوکه است را رد کرد و تصریح کرد: فقط شرکت خارجی تایید کرده که ایران طلبکار است و پولی به حساب بانک مرکزی واریز نشده است. به گفته وی، اگر پول در حساب‌های بانک مرکزی بود مصوبه ستاد قابل اعتنا است ولی باز هم آثار و پیامدهای تورمی دارد، در شیوه فعلی علاوه بر آثار تورمی،‌خلاف قانون عمل شده است. عضو کمیسیون برنامه و بودجه در پاسخ به این سوال که بر اساس کدام قانون این کار تخلف است، تصریح کرد: در بودجه سال گذشته و لایحه خروج از رکود ذکر شده است که مصوبات ستاد تدابیر ویژه نباید خلاف قوانین باشد و اگر اینگونه عمل کند معنی ندارد مجلس قانون‌گذاری کند. این نماینده مجلس تاکید کرد: ستاد تدابیر ویژه در جایگاهی نیست که چنین تصمیمی بگیرد و اگر موردی هست باید در شورای امنیت ملی تصمیم‌گیری شود که در این زمینه می‌تواند حکم بدهد. وی ادامه داد: ستاد تدابیر ویژه متشکل از چند وزیر بوده و نمی‌تواند خلاف قانون عمل کنند. قادری به اثرات چاپ پول اشاره کرد و یادآور شد، در این کار ارزی وجود نداشته و باید پول جدید چاپ شود که این موضوع نیز خلاف قانون است و پیامدهای منفی در اقتصاد دارد. به گفته‌ قادری، دیوان محاسبات نیز گزارش محرمانه این راستا ارائه کرده و آن را خلاف قوانین دانسته است. -

منبع: خبرگزاری فارس


ن : داود داودی
ت : دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳
دهه فجر انقلاب اسلامی ایران گرامی باد

 

مقام معظم رهبري (21/3/77):
تشكيل حكومتي بر پايه مباني قرآن‚ از بعد از صدر اسلام‚ يك پديده بي نظير بود. چنين چيزي را كه مسلمين‚ مشتاق آن هم بودند‚ هرگز نتوانسته بودند ببينند و توفيق آن را نيافته بودند. ملت ايران به بركت الطاف خاص الهي و به بركت هديه بزرگي كه خداوند در اين زمان به اين ملت داد - يعني وجود آن مرد ملكوتي معنوي الهي‚ آن فقيه حكيم عارف بالله‚ آن مومن متقي حقيقي‚ يعني امام خميني كه حقيقتا هديه ارزنده و بي نظيري بود كه خدا به مردم ايران داد - اين پديده در ايران تحقق پيدا كرد.

 

  دیو چو بیرون رود فرشته درآید

 

 


ن : داود داودی
ت : جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳

لایحه تحریمهای جدید علیه ایران راهی سنا شد!

علیرغم هشدارهای کاخ سفید، سناتور جمهور یخواه کنگره، لایحه تشدید تحری مها
علیه ایران را در کمیته بانکداری، مسکن و امور شهری سنا ارائه کرد. سناتور «مارک کرک » لایحه تشدید تحریم ها علیه ایران را در سنا ارائه کرد.
به گزارش کنگره آمریکا، این سناتور جمهوری خواه ایالت ایلینوی، لایحه ) S. 269 ( را با موضوع «گسترش تحریم های مربوط به ایران و تحمیل تحریم های بیشتر علیه ایران »  به سنا ارائه کرد. این لایحه که روز ۲۷ ژانویه معرفی شده بود و ۱۵ نفر از سناتورها از آن حمایت کرده بودند به کمیته بانکداری، مسکن و امور شهری ارجاع داده شده.
کرک در حالی این لایح ه را ارائه کرده که کاخ سفید در خصوص تصویب این لایحه هشدار داده بود و تأکید کرده بود که وضع تحریم های جدید علیه ایران، به از هم پاشیده شدن مذاکرات هسته ای ایران و 1+ 5 منجر خواهد شد.
طرح «مارک کرک » و «رابرت منندز » خواهان تصویب تحریم های مشروط علیه ایران
است و می گوید اگر مذاکره کنندگان تا پایان ژوئن ۲۰۱۵ به توافق جامع هسته ای دست پیدا نکنند، تحریم ها علیه ایران تشدید خواهد شد.

منبع:پنج شنبه 9 بهمن ماه 1393 شماره 17 چشم انداز هفته - فارس ۲۴


ن : داود داودی
ت : جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳

حزب الله انتقامش را گرفت؛ حالا منتظر صاعقه‌های ویرانگر ایران باشید!

“جهزوا_ملاجئکم”همین دو کلمه کافی بود تا خواب از چشمان مقامات رژیم صهیونیستی گرفته شود. سید حسن نصرالله خطاب به مقامات این رژیم تهدید کرده بود که: «پناهگاه هایتان را آماده کنید!»

 

farhangnews_112176-316413-1422547055

 

عملیات دیروز اولین واکنش میدانی حزب‌الله به حمله‌ای است که ۱۰ روز پیش رژیم صهیونیستی در منطقه موسوم به مزارع الامل در شهر قنیطره در جنوب سوریه صورت داد و باعث شهادت ۵ عضو حزب‌الله شد.

با حمله غیرمنتظره و پیچیده به ارتش اسرائیل در مزارع اشغالی شبعا در شمال فلسطین اشغالی، حزب الله اثبات کرد، تهدید دبیرکلش برای انتقام گیری از صهیونیست ها تنها یک ادعا و یا بلوف نیست. آنها در عملیاتی منحصر به فرد و در کمینی حساب‌شده و دقیق، یک کاروان ارتش رژیم صهیونیستی را در منطقه «مزارع اشغالی شبعا» در شمال فلسطین اشغالی هدف قرار دادند، تا بعد از آن، تیتر اکثر رسانه ها جهان به “آغاز انتقام گیری حزب الله از اسرائیل” اختصاص یابد.

شبکه خبری المنار در همین خصوص گزارش کرد که در این حمله حداقل ۹ خودرو نظامی و زرهی ارتش رژیم صهیونیستی با سلاح‌های موشکی هدف قرار گرفت و چندین نفر کشته و زخمی شدند. شبکه خبری المیادین با پوشش این خبر اعلام کرد که ۱۷ نظامی صهیونیست کشته شده‌اند و ۹ نفر مجروح شده‌اند که حال ۵ نفر از آنان وخیم گزارش شده است. شبکه العربیه اعلام کرد که یکی از کشته‌های اسرائیلی افسری با درجه سرگرد است. اما رسانه‌های اسرائیل از اعلام اخبار تلفات منع شدند به طوری که ارتش اسرائیل به کشته و مجروح شدن چند نظامی بسنده کرد.

این نکته را باید در نظر داشت که عملیات مهم حزب الله در حالی روز گذشته صورت گرفت که رژیم صهیوینستی در ده روز اخیر تدابیر شدید امنیتی را در نظر گرفته بود و انتظار واکنش حزب الله به حملات این رژیم را داشت. با همه این تدابیر اما حزب الله موفق شد طی زمان بسیار کوتاهی خسارات شدید به این رژیم وارد کند.

حالا منتظر صاعقه های ویرانگر ایران باشید

با این حال، رژیم صهیونیستی روز گذشته، تنها بخشی از انتقامی که در انتظارش بود را به چشم خود دید. آنها باید بعد از دفن اجساد نظامیانشان، منتظر انتقام سخت تری باشند؛ همان صاعقه های ویرانگری که فرمانده کل سپاه ودعده ی آن را داده است.

در میان اسامی رزمندگانی که بر اثر حمله بالگردهای رژیم صهیونیستی به شهادت رسیده بودند نام یک سردار ایرانی هم اعلام شد؛ سردار علی الله دادی اولین نیروی رسمی سپاه پاسداران ایران بود که در اثر حمله مستقیم ارتش اسرائیل به شهادت رسید. بعد از آن بود که فرمانده هان ارشد نظامی کشور خط و نشان هایی برای صهیونیست ها کشیدند و فرمانده کل سپاه هم اعلام کرد: صهیونیستها باید منتظر صاعقه‌های ویرانگر باشند آنها در گذشته ظهور خشم ما را دیده اند.

اما در کنار تهدیدات فرماندهان نظامی کشور، سه شنبه شب و در حاشیه مراسم بزرگداشت شهید ‘محمد علی الله دادی’ و جمعی از شهدای مقاومت، معاون وزیر امور خارجه اعلام کرد، ایران رسما پیامی به آمریکا در خصوص تهدید رژیم صهیونیستی ارسال کرده است. حسین امیر عبداللهیان گفت: در این پیام به آمریکاییها اعلام کردیم رژیم صهیونیست ها با این اقدامات وارد خط قرمزهای ایران شده است و مقامات این رژیم باید منتظر عواقب این اقدام خود باشند.

پیشتر نیز برخی فرماندهان عالی رتبه نظامی اعلام کرده بودند که ایران پاسخ کوبنده ای به اسرائیل خواهد داد.

راه برای جنگ با اسرائیل باز شد

محسن رفیق‌دوست از فرماندهان دوران دفاع مقدس در این خصوص گفته بود: زمانی که با عراق در حال جنگ بودیم، آرزو می‌کردیم که راه باز شود تا بتوانیم با رژیم اسرائیل نیز بجنگیم که حمله تروریستی اخیر این رژیم راه را برای ما باز می‌کند.

وی گفت: پس از نبردهای ۳۳ و ۲۲ روزه لبنان و غزه چیزی از رژیم اسرائیل باقی نمانده و همین نام نیز به زودی از بین می‌رود.

اقدام صهیونیست‌ها بدون پاسخ نخواهد ماند

سردار حسین دهقان وزیردفاع کشورمان هم با بیان اینکه این اقدام صهیونیست‌ها بدون پاسخ نخواهد ماند، مهم ظرف زمانی و مکانی پاسخ است که اقتضای این پاسخ را داشته باشد گفت: تسلیح کرانه باختری سیاست کلی نظام جمهوری اسلامی است و ما در این راه تمام ظرفیت‌های خود را به کار خواهیم گرفت.

قصاص خواهیم گرفت

محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه هم در واکنش به اقدام اخیر رژیم صهیونیستی که منجر به شهادت جمعی از رزمندگان مقاومت و شهادت سردار الله دادی شد گفت: محور مقاومت دارای استراتژی مشخص است که با یک یا دو حادثه از آن خارج نمی شود؛ هرچند که حزب الله قصاص این کار را خواهد گرفت، اما حزب الله دارای تدبیر یا برنامه بلندمدتی است و به عصبانیت کشیده نمی شود، هر چند که قصاص خود را خواهد داشت.

انتقام خون شهدا را با قدرت خواهیم گرفت

سرلشکر مصطفی ایزدی معاون ستاد کل نیروهای مسلح هم در خصوص عکس‌العمل ایران نسبت به این اقدام اسرائیل گفت: رزمندگان اسلام انتقام خون شهدای خود را با قدرت خواهند گرفت.

پایان خبر/

منبع: جهان نیوز


ن : داود داودی
ت : جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳

تخلف 1.2 میلیارد دلاری دولت!

یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس از حضور رئیس کل بانک مرکزی در جلسه این کمیسیون و اعتراف وی به پرداخت معادل 1.2 میلیارد دلار از درآمدهای وصولنشده نفتی به دولت خبر داد . این نماینده مجلس که نخواست نامش فاش شود تصریح کرد:

قطعاً این موضوع خلاف قانون بوده و دولت نمی تواند کارهای غیر قانونی در قالب مصوباتتدابیر ویژه انجام دهد. این مبلغ پول نفت بوده که فروخته شده اما ارز آن وصول نشده است و به همین دلیل دولت با مصوبه ستاد تدابیر ویژه، بانک مرکزی را مکلف کرده که این پول را وصول شده تلقی کرده و معادل ریالی آن را به دولت بپردازد. این در حالی است که مجلس مصوبات ستاد تدابیر ویژه در این خصوص را فاقد وجاهت قانونی می داند.

این نماینده مجلس با بیان اینکه تنها درآمدهای وصول شده قابل تبدیل به ریال است، تصریح کرد: دولت بدون آنکه پولی وصول کند از بانک مرکزی ریال گرفته که این موضوع منجر به پول پرقدرت می شود و همچنین ارزی وجود نداشته که در بازار ریال آن را جمع آوری کند. اگر اینگونه باشد نیز می توان پول های بابک زنجانی را که اکنون بلوکه است وصول شده تلقی کرد و آن را صرف هزینه های مختلف بکنند.

منبع:پنجشنبه9 بهمنماه 1393 شماره 17 چشماندازهفته 9 صفحه روزنامه فارس ۲۴


ن : داود داودی
ت : جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳


 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.